است ( هاگان 2001). البته هاگان معماری را بر مبنای نگرشی میانه رو از اخلاق زیست محیطی تعریف می کند که در آن برقراری تعادل زیستی با ارکان نظام زیست محیطی تاکید می گردد و نیل به آن را در گرو کنش مندی و پاسخ گویی اثر معماری به شرایط محیطی می داند. چنین رویکردی به معماری ، تحت عنوان رویکرد جامع معماری پایدار معرفی شده است ( فرهودی ، 1386)
به نظر می رسد که امروز اصطلاح معماری پایدار برای طیف وسیع و متنوعی از رویکردهای حساس به محیط به کار گرفته می شود؛ از معماری بومی سنتی – که همواره به عنوان معماری با گرایش به سمت پایداری بوم شناختی و اجتماعی دیده می شود – تا گرایش هایی که با ادعای پایدارتر کردن معماری موجود، معتقد به حفظ یک سبک خاص و وارد نمودن جنبه ای از حساسیت محیطی در ظاهر طرح یا کارکردهای محیطی ، آن را به سمت کنش مندی و پاسخ گویی به شرایط محیط سوق می دهند( هاگان، 2001). همین تنوع برداشت، برخی از منتقدان را به این نتیجه رسانده است که مفهوم معماری پایدار نباید به منزله ی نسخه ای پیچیده تلقی شود، بلکه باید رویکردی به حساب آید که در سال های آینده با نگرش متوازن به عوامل مؤثر بر شکل گیری محیط انسان ساخت به تعریف جدیدی از معماری تبدیل شود. با این نتیجه گیری طراحی پایدار ، با پیروی از مفهوم بوم شناسی کامل ، از طراحی صرفا کالبدی به تدوین ضوابط طراحی همه جانبه و توجه به توازن عوامل مؤثر بر طراحی تغییر جهت داده است ( عینی فر ، 1387). مفهوم محیط پایدار ، حرکت از نگرش محدود به جنبه های صرفا طبیعی بوم شناختی ، به مطالعه ی همه جانبه ی محیط یعنی بوم شناسی کامل است. بر اساس مفهوم بوم شناسی کامل و نگاه همه جانبه به عوامل مؤثر بر طراحی معماری پایدار می تواند با سه عامل طبیعی ، فرهنگی و فناوری مورد بررسی قرار گیرد ( ویلیام سن، 2003).

2-3-2- مفاهیم معماری بومی:
2-3-2-1- مفهوم طبیعی معماری پایدار :
نکته ی اصلی در این معیار پیشگیری از آلودگی های محیط و هماهنگی با طبیعت به جای اقدام بر خلاف شرایط طبیعی است . تصور طبیعی از پایداری معماری – برگرفته از بوم شناسی کامل- کنترل فعالیت های انسان و معماری در جهت هماهنگی با طبیعت و نیز این باور است که طبیعت بهترین تأمین کننده ی نیاز های انسان می باشد. حاصل این هماهنگی با طبیعت، تأمین سلامتی روحی و زیبایی محیط است.
2-3-2-2- مفهوم فرهنگی معماری پایدار:
معیار فرهنگی بیانگر تعریفی از روح مکان است که معماری جزیی از آن می باشد . این تصویر بازتابی از دیدگاه مردم شناختی است که جامعه را از جهت فرهنگی با مکان مرتبط می داند و به این باور اتکا دارد که توجه به فرهنگ محلی ، بهترین عامل پایداری است.پایداری در این معیار به معنای حفاظت از روح مکان و توجه داشتن به محدودیت ها و امکانات مورد نیاز آن است. در معیار فرهنگی مفهوم پایداری، جنبه های فرهنگی از حس مکان و درک فرهنگ بومی و جنبه های اجتماعی از مشارکت مردم در شکل دهی به محیط زندگی حاصل می شود ( عینی فر، 1387).
2-3-2-3- معیار های فناوری معماری پایدار :
معیار فناوری بر راه حل های ابتکاری پاسخ به مسائل اجتماعی ، اقتصادی و محیطی مبتنی است. در این مورد مفهوم پایداری معماری در توسعه ابزار فنی و بهره گیری از امکاناتی است که در ظاهر ممکن است مساله به نظر برسند، اما استفاده از علوم اجتماعی ، اقتصادی و فیزیکی در تحلیل شرایط مختلف و تدوین طیفی از راه حل ها ، زمینه ساز موفقیت آنهاست.
اصل طراحی پایدار بر این نکته استوار است که ساختمان جزیی کوچک از طبیعت پیرامونی است و باید به عنوان بخشی از سامانه زیستی در چرخه ی حیات قرار گرفته و عمل کند( محمودی،1384)
2-3-3- طراحی بوم گرا یا اکودیزاین:
هر بنا علاوه بر پاسخ گویی به ثبات اقتصادی باید منعکس کننده الگوی زندگی، فرهنگ مکان و اقلیم نیز باشد. از این رو یانگ مساله اکولوژیکی مرتبط با طراحی معماری را – تقریبا پیش از اینکه چنین ایده هایی رواج یابد – مورد پژوهش قرار داد. چنین مطالعه ای وی را به این نتیجه رساند که یکی از قوی ترین عوامل مؤثر بر معماری سنتی پاسخ گویی به اقلیم است به این ترتیب او علایق خویش نسبت به معماری همساز با اقلیم ، آب و هوای استوایی و دیگر دغدغه ها در مورد ایجاد فرم های نوینی از معماری محلی را در هم می آمیزد( لاوسون، 1384)
از نظر یانگ بوم شناسی معماری به عنو.ان ماحصل طراحی کالبدی یا یک فرم ساخته شده – با سامانه های عملکردی وابسته- به عنوان بیانی خالص از اقتضائات فیزیکی و بالقوه مطرح است، که اثراتی بر سامانه های زیستی و منابع زمینی می گذارد.
وی طراحی بوم گرا را طراحی جامع توصیف می کند که تاثیرات مثبت فراوانی بر سامانه های زیستی و منابع غیر قابل بازگشت در زیست بوم دارد( حمدان،2003)
به بیان ساده ، طراحی بوم گرا طراحی یکپارچه ی سامانه های مصنوع با سامانه های طبیعی است و روش استفاده از اصول طراحی بومی و راهبرد های آن برای طراحی محیط مصنوع بوده و در زندگی ما ، چگونگی پیوند سازگار و یکپارچه با محیط طبیعی می باشد. شکل، محتوا و عملکرد سامانه ای که طراحی می کنیم باید مستقیما در جهت این هدف ساده یعنی یکپارچگی سازگار با محیط باشد. این یکپارچگی از تولید محیط مصنوع آغاز شده و به یکی شدن با محیط می انجامد.
طراحی بوم گرا یک فرآیند طراحی ایستا نیست؛ بلکه طراحی در طول زمان است که آینده ی اکولوژیکی در حال توسعه محیط مصنوع ما را بر پایه ی مدیریت محیطی دراز مدت طراحی می کند و به تغییرات و تحولات مداوم محیط تأکید دارد(یانگ 2006).
خلاصه ای از ویژگی ها و تعاریف طراحی بوم گرا شامل موارد زیر است:
– طراحی بوم گرا میان رشته ای و متشکل از طراحی معماری ، طراحی مهندسی ، علم بوم شناسی و سایر جنبه ها – مثل کاربری زمین ، سامانه های انرژی ، حمل و نقل ، مواد و مصالح ، پسماند ها ، برنامه و …- و حفاظت و کنترل محیطی است.
– یکپارچه سازی فناوری بشر ساخت و طبیعت می باشد و تنها مونتاژ کردن ابزارهای مهندسی یا فناوری صرفه جویی در انرژی- جز مهندسی- نیست؛ بلکه رویکردی کل گرا ، شامل اهداف و مؤلفه ها ، راهبردها ، تدابیر- روش و راهکار- و تاکیدات خاص در طراحی است.
– شامل دو مفهوم پایه در انتخاب صحیح متغیر ها و استفاده از ساختار باز و پویا می باشد. در این زمینه متغیر های نامحدودی که می خواهیم در فرایند حل طراحی دخالت دهیم اهمیت بسیار زیادی دارند. همچنین در ساختار باز ، طراح می تواند هر قائده ی دیگری مثل جلوگیری از مشکلات محیطی یا حفاظت از آنان را وارد بحث نماید. ویژگی ها و مشخصات سامانه های زیستی می تواند به طراح ، اصول طراحی را نشان دهد و می تواند به عنوان ویژگی ها و اهداف طراحی قرار گیرد.
– مقاصد طرح بوم گرا به حداکثر رساندن منافع و کارایی بنا، حداقل کردن اثرات منفی طرح بر محیط و طرح ریزی حداقل آسیب رسانی و حداکثر سودمندی است و به شدت با مدیریت ماده و انرژی در ارتباط می باشد. به بیان دیگر منابع انرژی و ماده و زمین به صورت یک فرم انسان ساز موقت به شکل ساخته شده یا یک محصول درآمده و در پایان دوره ی عمر بنا یا محصول ، استخراج ، مدیریت و مونتاژ می شوند تا در محیط طبیعی دوباره مصرف یا بازیافت ، جذب و حل می گردد. پس باید توجه داشت طراحی بوم گرا فراتر از مدیریت ساده ی ماده و انرژی است.
– هدف طراحی بوم گرا، رسیدن به هماهنگی با محیط در رابطه ای بر پایه ی تحلیل روابط متقابل و به هم گره خورده ی محیط های مصنوع و طبیعی است و نه صرفا صرفه جویی در انرژی یا ساخت وسایل آسایشی. فرایند کلی این رابطه ی دو طرفه می تواند در چهار دسته طبقه بندی گردد:
1. وابستگی متقابل سامانه ی طراحی شده با محیط اطراف- روابط خارجی سامانه طراحی شده
2. وابستگی متقابل داخلی سامانه با محیط اطراف
3. تبادلات انرژی- مصالح از خارج به داخل ( واردات)
4. تبادلات انرژی – مصالح از داخل به خارج ( صادرات)
چهار کنش و واکنش اصلی در رابطه ی با سامانه ی طراحی شده:
الف) وابستگی متقابل سامانه و محیط به معنی تاثیرات فرآیند های جاری در محیط بر سامانه ی مصنوع؛ ب) وابستگی متقابل بین اجزای درونی سامانه ، یعنی رابطه ی بین سامانه و استفاده کنندگان آن؛ ج) ورودی ها- آن چه محیط به سامانه می دهد- د) خروجی ها – آن چه سامانه به محیط می دهد- (یانگ،2006)
به طور کلی هدف طراحی بوم گرا یکپارچگی محیطی سازگار و بی عیب و نقص است و کلمه کلیدی در این روش، همگرایی ( یکپارچگی ) میان محیط مصنوع و محیط طبیعی می باشد. در اصل طراحی بوم گرا فرآیندی است که به وسیله آن ، اهداف انسانی ما به طور دقیق و هماهنگ با الگو ها، جریانات فرآیندها و شرایط فیزیکی جهان طبیعی عظیم تری پیوند می خورد. بر این اساس یانگ در جمع بندی نهایی خود به مواردی دیگر نیز اشاره دارد که در شناخت مؤلفه های این روش طراحی دارای اهمیت می باشد. از نظر وی، الگوی کارکردی بوم شناختی مشتمل بر چهار راهکار کلی و اساسی در مورد مصرف مصالح ، منابع تجدید ناشدنی و سامانه های زیستی عبارتند از : کاهش ، مصرف مجدد، بازیافت و یکپارچه سازی است. کاهش مصرف مواد و افزایش کارایی فرآیند، بیشترین تاثیر را دارد. استفاده مجدد از مواد اثر متوسط داشته و بازیافت کمترین اثر مثبت را دارد؛ چرا که در انتهای چرخه ی مصرف می باشد و خود نیاز به فرآیندی با صرف انرژی و منابع خواهد داشت . باید این اصل اساسی را پذیرفت که طراحی برای به هم ریختن و تجزیه شدن است ؛ بدان معنی که محیط مصنوع در تمام طول عمر مفید خود به طور مستمر ، توان بازیافت و استفاده مجدد اجزای خود را داشته باشد و در نهایت با پایان عمرش تجزیه شده و به طبیعت باز گردد( یانگ 2006).
2-3-4- مفهوم معماری بومی:
معماری بومی که گاهی معماری بدون معمار نامیده شده است، پرمعنا ترین محصول دست انسان است که در گذر از جایی به جای دیگر، متناسب با شرایط محیطی و فرهنگ مردمان هر مکان متفاوت شده و در هر منطقه متناسب با ارزش ها ظاهر گشته است.بحث معماری بومی تحت عناوینی مانند معماری خودجوش، مردمی، روستایی، عامیانه، سنتی، بی تکلف، بدیهه ساز و …مطرح می شود ( آلپاگونوولو و دیگران 1365، 34).
2-3-5- بوم گرایی:
ﺑﺴﯿﺎری از ﺷﻬﺮﻫﺎ و ﮐﻼنﺷﻬﺮﻫﺎ، ﮐﻪ در ﺟﻬﺖ رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎدی ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ اند، اﻣﺮوز از ﺗﻬﺪﯾﺪﻫﺎی ﺑﺰرگ زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮند.ﺷﻨﺎﺧﺖ ﭘﺪﯾﺪهﻫﺎ ﺗﻨﻬﺎ در ﻗﺎﻟﺐ ﯾﮏ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺟﻬﺎﻧﯽ، ﻗﺎدر ﺑﻪ اراﺋﻪ ﯾﮏ ﺗﺼﻮﯾﺮ درﺳﺖ از ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﺘﻐﯿﺮ ﻣﺤﻠﯽ ﻧﯿﺴﺖ (ﻓﻼﻧﮕﺎن، 1993).
ﺑﺎ رﺷﺪ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻧﯿﺎز ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﮑﺎن-زﻣﯿﻨﻪ در ﺗﻮﺳﻌﻪی ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﺑﺴﯿﺎر ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ اﺳﺖ و ﺷﻨﺎﺧﺖ وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎی زﻣﯿﻨﻪی ﻣﺬﮐﻮر ﺑﺮای دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺪاری ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎر ﮐﻤﮏ ﺷﺎﯾﺎن ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﻧﻤﻮد.

2-3-6- تعریف زمینه گرایی :
زﻣﻴﻨﻪ ﮔﺮاﻳﻲ دﻳﺪﮔﺎﻫﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ وﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎی ﺧﺎص ﻳﻚ ﻣﻜﺎن و ﺑﻪ ﻛﺎرﮔﻴﺮی آﻧﻬﺎ در ﻃﺮاﺣﻲ ﻣﻌﺎﺻﺮ، ﺗﻮﺟﻪ دارد. از اﻳﻦ رو در ﻋﻴﻦ ﺣﺎل ﻛﻪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ای