توسط حرکات و عناصری خاص به نمایش در آورد. به طور مثال در «بزم هوشنگ شاه» بارگاه هوشنگ یا شکوه و زیبا به تصویر کشیئه شده اما نبوغ او تنها در این تزیینات، رنگها، فرم‌ها و ظرافت‌ها نیست که به اثبات می‌رسد بلکه او توانسته است با هوشیاری هنرمندانه در دل صخره‌های انتزاعی، سنگها، کلوخ‌های کوهستان، صحرا و بیابان، آگاهی خود را از دردهای اجتماعی به نمایش در آورد. او تضاد اجتماعی را با به تصویر کشیدن انسان‌های بینوا که فاقد حیات‌اند در دل جمادات نشان داده است. او مفاهیم بزرگی را با تصاویری ریز و کوچک به صورتی به تصویر کشیده است که از چشم ظالمان زمان به دور نگه دارد. (کاشفی، ش 45 ، 1379، ص46 و48)
نگاره کابوس ضحاک، (تصویر 3- 38): ضحاک پسر شاه مرداس به اغوای ابلیس پدر خود را کشت. در نتیجه 2 مار از شانه‌های او سر بر‌آورد که نمی‌توانست آنها را بر طرف سازد و می‌باید از مغز سر آدمی آنها را غذا می‌داد. این جنایت و ستم‌های دیگر ضحاک باعث شورش مردم به رهبری کاوه آهنگر گردید.

تصویر 3- 38: کابوس ضحاک، شاهنامه طهماسبی، همان منبع
شبی، چهل سال قبل از آنکه پادشاهیش به سر آید، ضحاک خواب دید که 3 جنگجو با او برخورد کرده و یکی از آنان او را با گرزی گاو سر بزد، سپس پوست از تن او بر‌گرفتند و از آن ریسمانی بتابیدند تا او را به بند آورند، خاک بر رخسارش پاشیدند و او را از میان جماعتی طعنع زنان به سوی کوه دماوند کشیدند. ضحاک از این خواب سراسیمه نعره‌ای زد بیدار گشت. (یساولی، 1369، ص11)
نگاره کابوس ضحاک اوج سبک بهزادی به شمار می‌رود که با مکتب هرات پیوند دارد. نقاش این اثر، میر مصور یکی از شاگردان استاد بهزاد می‌باشد که در این شاهنامه با دیگر نقاشان همکاری می‌کرده است. نقاشی لحظه‌ی از خواب پریدن ضحاک و صحنه‌ی عکس العمل درباریان به فریادهای اوست. برخی از افراد که از او دور هستند هم چنان بی خبر در خواب به سر می‌برند. زنان حرم طبقه‌ی دوم خبر را به همدیگر بازگو می‌کنند و از تعجب انگشت یه دهان برده‌اند. نگهبانان طبقه بالایی قصر به پایین می‌نگرند تا از موضوع سر در بیاورند. تفاوت شخصی خدمه با استفاده از ژست‌های متفاوت، حرکات گوناگون و تغییر در لباس مشخص شده است. آوردن این ظرافت‌های معماری مستقیماٌ از سبک بهزاد ریشه گرفته و این اثر هم چنین سندی است که ظاهر قصرهای از میان رفته‌ی صفویان در تبریز را نشان می‌دهد. (بلر، 1381، ص194)
به علت آنکه خاندان صفوی خود را در سلسله شاهان ایرانی می‌دانستند و در پی باز گرداندن عظمت هنری ایران قدیم بودن، در بسیاری از آثار این زمان تلاش بر آن بوده است تا شکوه این دوران به نمایش گذاشته شود. در نتیجه ما شاهد صحنه‌های باشکوهی از زندگی درباریان و شاهزادگان، باغ‌ها و ساختمان‌های بزرگ و زیبا و لباسهای فاخر هستیم، مانند نقاشی کابوس ضحاک که میر مصور از صحنه‌های شاد و کاخ‌های با شکوه و مجلل استفاده کرده است.
ترکیب‌بندی در این نقاشی با تسلط خطوط افقی و عمودی و نماهای روبه رو انجام گرفته است. نماهای روبه رویی ساختمان موجود در تصویر از هماهنگی تعداد زیادی مربع و مسطتیل و مشتقات آن تشکیل شده است. یکی از این خصوصیات مکتب تبریز دوره‌ی صفویه پیدای بر آمدگی در تاک کلاه قزلباشی است که پیروان این خاندان دستار خود را به دور آن می‌پیچیدند. این علامت در آغاز قرمز رنگ بود ولی بعدها از رنگ‌هایی مثل سیاه و سفید نیز استفاده می‌شد. در این اثر این علامت قرمز رنگ و هم چنین در بعضی کلاه‌ها سیاه رنگ مشاهده می‌شود. رنگ سفید نیز به بهانه‌ای مختلف از جمله در عمامه‌ها، ابر‌ها و روسری‌های بانوان در همه جا پراکنده شده است.
در این تصویر اثر چهره ضحاک پیر و مضطرب در سمت چپ و بالای تصویر، به نمایش گذاشته شده است و دو مار سفید رنگ به صورت قرینه و مارپیچ در دو سوی او قرار دارند. در این نقاشی وجود صحنه‌ای از آسمان آبی تیره با هلال ماه که میان دو سمت قصر دیده می‌شود ، حاکی از آن است که اتفاق در شب رخ داده است.
در این داستان حالت اضطراب، ترس یا ناراحتی که قاعدتاٌ با توحه به موضوع و مفهوم باید محور اصلی داستان و نگاره باشد دیده نمی‌شود. شاید تنها حالتی از توجه و تعجب در ملازمان ضحاک به تصویر کشیده شده است که آن را با حرکات دست یا حرکات سر که به سمت ضحاک گردیده، نشان داده‌اند. پیکره‌ها، از سنت کاریِ معماری و ریزه‌کاری منظره طبیعی همگی یکسان و با شکوه زیاد نمایانده شده‌اند که باعث شده است توجه از اصل ماجرا منحرف گردد و تمام عناصر ترکیب کننده با اهمیتی یکسان به نمایش در آید. ( همان، ص 195)
نگاره دیگر دیده شدن زال توسط کاروانیان است.(تصویر 3- 39)، پسر سام، زال با موهای سفید متولد می‌شود، سام آن را نحس می‌شمرد او را در قله کوهی رها کرد تا از بین برود. سیمرغ را

تصویر 3- 39: دیده شدن زال توسط کاروانیان،
شاهنامه طهماسبی، همان منبع

به آشیانه‌ی خود در کوه قاف برد و از او نگهداری کرد. سـال‌ها بعد کاروانی تجاری زال را در آشیانه آن پرنده دید. سام که اینک از کرده‌ی خود پشیمان شده بود با شنیدن این خبر خود را به شتاب به زال رسانید و او را به دنیای متمدن باز گرداند. او بعدها شاه ایران شد و همچنین زال پدر رستم قهرمان شاهنامه است. این نگاره احتمالاٌ اثر عبدالعزیز دستیار سلطان محمد می‌باشد.
این اثر از فضایی پویا و رنگ آمیزی درخشانی برخوردار است که آن را به صورت یکی از درخشان ترین آثار شاهنامه طهماسب در آورده است.
در این نگاره برای اجرا از دو نوع قلم زنی بهره گرفته شده است. پرداز و پر التهاب در شکل صخره‌ها، ظریف و دقیق در دورگیری اندام انسان و حیوانات، نفوذ سلطان محمد، در انسان‌های شکل گرفته درون صخره‌ها و نیز غلظت رنگ سفید گواش در لبه دستار کاملاً آشکار است. (سود آور، ش 29، 1374، ص147)
در این نقاشی فضای فوق واقعی‌گرایی دیده می‌شود. بال و پر و دم سیمرغ به رنگ‌های تند آبی فیروزه‌ای، سبز زمردین، بنفش، سرخابی و غیره نقاشی شده است و جالب آنکه برای هماهنگ کردن نقاشی صخره‌ها، کوه‌ها و تپه‌ها همه با رنگ‌های سیمرغ رنگ آمیزی شده‌اند و با توجه به حرکت وشکل سیمرغ آنها نبز شکل‌هایشان دگرگون شده، به جشن در آمده‌اند و بدین ترتیب نگاره‌ای پویا و زیبا خلق شده است.
یکی از عناصر بسیار مهم این نقاشی سیمرغ می‌باشد. “سیمرغ بر درختی زنگی می‌کند که هر بار برخاستن و نشستن هزاران شاخه آن می‌شکند و هزاران شاخه میروید، از جهاتی این درخت همان درخت طوبا است. در شاهنامه فردوسی، روایت پهلوی و اوستا از این پرنده نام برده شده است. او از هر طرف چهار بال رنگین و زیبا با پرهای گسترده دارد. منقارش چون منقار عقاب و چهره‌اش چونان چهره آدمیان است. 1900 سال عمر دارد و هر سیصد سال تخم می‌گذارد و بیست و پنج سال طول می‌کشد تا جوجه‌هایش از تخم بیرون بیایند. در شاهنامه سیمرغ مرغ ایزدی است که بر کوه بلند البرز آشیانه دارد. مولانا سیمرغ را انسان کامل می‌داند.” (صداقت، ش 5، 1385، ص67)
(تصویر 3- 40)، نگاره‌ی شکست دیوان توسط طهمورث را نشان می‌دهد. طهمورث پسر هوشنگ کارهای نیک پدر را دنبال کرد، فنون پرورش حیوانات، بافندگی و دیگر هنرهای زندگی را بهبود بخشید. بزرگترین کردار طهـمورث شکست اهریمن و دیـوان بود. هنگامی که آنان وعده دادند

تصویر 3- 40: طهمورث دیوان را شکست می‌دهد،
شاهنامه طهماسبی، http://pic.persian-man.ir/shahh-name

که هنری تازه و سودمند به وی بیاموزند از سرِ جان آنها در گذشت. این هنر فن نوشتن بود. دیوان، زبان‌ها و خطوط گوناگون تفرقه انگیزی را چون یونانی، عربی، پارسی، پهلوی، سغدی و چینی به طهمورث آموختند. (یساولی، 1369، ص 10) این نقاشی به سلطان محمد نسبت داده شده است. در این نقاشی تأثیر سبک چینی در نوع ابرها و گیاهان گلدار بالای تصویر دیده می‌شود که این تأثیرات در آثار دیگر سلطان محمد نیز وجود دارد.
اگر این نقاشی را با نقاشی‌های دیگر سلطان محمد مانند ( دربار کیومرث، جشن سده) مقایسه کنیم می‌توانیم شباهت‌های بسیاری را در این آثار بیابیم. در هر سه اثر تمام اتفاقات در فضایی باز صورت می‌گیرد و پیکره‌های اصلی توسط تعداد زیادی از پیکره‌های فرعی که در اطراف آنها قرار گرفته‌اند احاطه شده‌اند.
در این نقاشی تنوع رنگی بی نظیری از بنفش و صورتی انجام گرفته است که در تمام نقاشی اعم از صخره‌ها، جامه افراد و بدن دیوان به صورتی هماهنگ پخش شده است. نقاشی با تنوع دیوان به صورت موجوداتی نیمه انسان و نیمه حیوان و انسانهایی که تماشاگر هستند، پرشده و باعث ایجاد نوعی عمق در صحنه گشته است. اما بعضاٌ این شلوغی بی تناسب به نظر می رسد. همچنین در این نقاشی، دیوان جایگاه ویژه‌ای را اشغال کرده‌اند. در ادبیات ایرانی آهنا دشمن قهرمانان قلمداد می‌شدند.
مروری بر دیگر نگاره‌های شاهنامه طهماسبی می‌کنیم، در همه‌ی این نگاره‌ها مضامین اشعار با خلاقیت نگارگر که خود در سیر سلوک معانی آن با فردوسی همراه است، به خوبی دیده می‌شود. و همانطور که پیش‌تر گفته شد همه‌ی این عناصر و ویژگی‌ها خود را همزاد با مفهوم و مضمون‌های روایت می‌کند و ظزفی برای تجسم آنان می‌گردند و در این راستا مکمل هم شده و به مفهوم اثر تعالی می‌بخشند.
تصویر 3-41: هفت واد و کرم، منشوب به دوست محمد، شاهنامه تصویر 3-42: فریدون سر تور را دریافت می‌کند، شاهنامه طهماسبی،
طهماسبی، موزه هنرهای معاصر، شاهکارهای نگارگری ایران، 1389 همان منبع
تصویر 3- 43:موافقت کردن شاه با ازدواج زال، شاهنامه طهماسبی، تصویر 3- 44: نبرد رستم با دیو، شاهنامه طهماسبی، همان منبع
همان من بع

تصویر 3- 45: نبرد چنگش با رستم، شاهنامه طهماسبی، همان منبع
تصویر 3- 46: رستم و سیاوش بلخ را تصرف می‌کنند، شاهنامه طهماسبی، همان منبع

تصویر 3- 47: رستم قلعه بیداد را خراب می‌کند، شاهنامه طهماسبی، همان منبع

تصویر 3- 48: سهراب رستم را به زمین می‌کوبد، شاهنامه طهماسبی، تصویر 3- 49: آمدن فریدون نزد سلم و تور، شاهنامه طهماسبی،
همان منبع همان منبع
تصویر 3- 50: رستم با شکیبایی درباره مرگ و سرنوشت سخن می‌گوید، شاهنامه طهماسبی، همان منبع

تصویر 3- 51: پسران فریدون و دختران سرو در بارگاه شاه یمن،
شاهنامه طهماسبی، موزه