منحنی‌ها و ترک‌های بالای صحنه را که سراسر شور است، کنترل می‌کنند. ساختار هندسی و نظم در این نگاره بر اساس ارتباط دقیق بین سطوح افقی و اریب و ریتم ظریف در تمام نگاره است. آرامش رخش با همان رنگ توصیفی در شاهنامه، خود گواه این پیروزی را می‌رساند. و نگاه پیکره در زیر درخت انتظار برداشت شده از شعر را بیان می‌دارد. و به خوبی چشم را به عمق ماجرا می‌کشاند.
“در سمت راست تصویر درخت و صخره از کادر بیرون رفته‌اند که به آن سمت تحرک بخشیده است و هر جا تحرک پیش بیاید بنابر اصول فیزیک، زمان وجود دارد و این زمان در نگاره‌های ایرانی نشان دهنده زمانی فلسفی و ماندار و جاودانی است” (همان منبع، ص 72) که بر اساس آنچه پیشتر گفته شد از ویژگی‌های اشعار حماسی شاهنامه است. در شاهنامه کسی چون رستم جاودانه است در نگاره‌ها نیز این اصل با چنان آرامشی در چهره و فرم رستم نشان داده می‌شود که همیشه پیروزی را از آن او می‌کند. در این داستان هم رستم با از خود گذشتگی‌ها و دلاوری‌ها دیوها را که نشان تباهی و فسادند از میان برداشته و دست به اعمال مقدس می‌زند و در این تصویر این هماهنگی در شعر و نگاره خود را به رخ ما می‌کشند. در این نگاره رنگها و همینطور فرم‌ها تنوع زیادی دارند که نسبت به ریتم شعر پویای خود را نشان می‌دهند.
مجلس نهم، (تصویر 3- 20)، کشته شدن سیاوش نگاریده شده است. در این نگاره استفاده از فضای تیره برای این اوصاف کاملا منطبق بر روایت داستان است که همانگونه که گفته شد بیشتر فضای شعری شاهنامه از نظر رنگی تیره فام است که بیشتر در بیان روایت‌های حماسیِ این چنینی بیان می‌شود.
در این صحنه نقاشی شده تصویرسازی نیزه‌ها آن هم در جهات گوناگون و هم چنین خود ماهیت نیزه بیان روایی داستان را دو چندان می‌کند. زمینه‌ی گرم داستان و در رنگ تیره آیمان که شب را می‌نمایاند و در تقابل سردی آسمان که کم پیداست و در کنار پیکره‌هایی که گویای حالتی از سوگ هستند، همچنین بادی که بر پرچم‌ها افتاده آنجا را در عین نشان دادن دنیای دیگر زنده می‌کند. در اینجا همانگونه که در شعر شاهنامه اسب سرخ را فردوسی برای سیاوش برگزیده نگارگر نیز رعایت کرده است که این رنگ نیز خود با شخصیت سیاوش در شاهنامه قرابت دارد. همچنین فرم بدن و پاهای سیاوش بسیار تأثیر گذار جلوه می‌کند و بازتابی کامل از مضومن روایت را می‌نمایاند.
تصویر 3- 20: سوگ سیاوش، مجلس 9، شاهنامه بایسنقری، همان منبع، نگتره 55

همینطور در ادامه مجلس یازدهم: نبرد رستم و برزو، مجلس دوازدهم: نبرد گودرز با پیران نیز به تناسب اشعار گویای روایت حماسی شعر در این صحنه‌های نبرد می‌باشد.
مجلس چهاردهم: (تصویر3-21)، بر تخت نشست لهراسب، می‌باشد. در این تصویر، در سمت راست در داخل صفحه، قاب اصلی قرار دارد که جدولی از چند خط موازی و ظریف که یک خط تیره اصلی آن را احاطه کرده، اجرا شده است. داخل این جدول تصویر نشستن لهراسب بر تخت و شش تن از ملازمان در زیر طاق یک عمارت قرار دارد. در قسمت چپ قاب تصویر، توسط زمینه منظره بیرون عمارت شکسته شده و در آن منظره درختان،گل‌ها و طبیعت که چهار تن از سر داران تخت امر به او در حالت احترام بر زانو نشسته‌اند، به تصویر در آمده است. ” (ندرلو، 1387، ش 118، ص76) در کتیبه این ابیات آورده شده است:
سپس آنگاه لهراسب با دین و داد کـــــلاه کیانی بر سر نهاد
نشست از بر تخت با تـــــاج زر برفتند گـــردان زرین کـمر
چو آگــاه گردید از کار شـــــاه ز لــــشکر بودند بـا او راه
نشستند هرکــــس پرمـــایه بود وزان پـایدار کران سایه بود
نحوه‌ی نگاه و زاویه‌ی دید، با این شیوه از نخستین نمونه‌ها در شاهنامه بایسنقری محسوب می‌شود.”یعنی نگاهی از فراز فضای عمارت و منظره که عمق نمایی از پایین تصویر سمت جلو آغاز شده و بقیه‌ی عوامل تصویر بر رو هم قرار گرفته و یکدیگر را می‌پوشانند، افق نهایی و دورترین قسمت بالای تصویر قرار دارد. این شیوه در ژرف نمایی در آثار بعدی نگارگر رایج و تداول می‌گردد.
در مشاهده‌ی این تصویر، حرکت چشم از پایین تصویر از دل قاب تصویر و حاشیه‌ی گل‌های طبیعت آغاز شده، سپس به سمت بالا ایوان و دیواره و کف که با تزیینات هندسی آراسته شده ادامه می یابد. دو پیکره در مقابل هم در لبه‌ی ایوان که هر یک ظرفی در دست دارند قرار دارد و موجب ارتباط با فضای بالای تصویر می‌گردد.” (همان منبع، ص 77)
در این نگاره حرکت توسط جهت سر و نگاه پیکره‌ها نسبت به یکدیگر ایجاد شده و موجب پویایی و گردش و تعادل در فضای این اثر می‌گردد، در عین حال همانند نگاره‌های دیگر عناصر و فرم‌ها نقشی اساسی در تبیین این ارتباط و هماهنگی دارند.
“در این تصویر، در حالی که یک روایت و مضمون وجود دارد ولی دارای دو آسمان است، یکی آسمان زیر جدول نوشته‌ها و دیگری در بالای طاق ایوان با رنگ لاجوردی زیبایی با ستاره‌ای درخشان است. بنابراین هنرمند با خلاقیت خود در بهره جستن از حداکثر فضای موجود موفق شده

تصویر 3-21: بر تخت نشستن لهراسب، مجلس چهاردهم، شاهنامه بایسنقری، موزه هنرهای معاصر، شاهکارهای نگارگری ایران، 1389
است تا به بیان‌های متعدد و مضاعفی دست یابد. جالب اینکه در هیج یک از این آسمان‌هایی که در این شاهنامه به کار رفته است طراحی ابرهای پیچ در پیج که شخصیتی چینی دارن به کار نرفته است.
در حالی که از این نوع ابرها در نقاشی‌های شاهنامه قبلی یعنی شاهنامه دموت و هم در شاهنامه بعدی یعنی شاهنامه طهماسبی استفاده شده و نیز به کارگیری این نوع ابرها در دوره‌های مختلف امری رایج در نگارگری ایرانی محسوب می‌گردد. ( همان منبع،ص 78)
مجلس پانزدهم: (تصویر 3- 22)، کشته شدن گرگها به دست اسفندیار را در این شاهنامه نشان می‌دهد، نگاره‌ای که با نشان دادن حرکت و جهش ببیننده را به دل این ماجرا می‌کشاند.
تصویر 3- 22: کشته شدن گرگها به دست اسفندیار، شاهنامه بایسنغری، همان منبع

از نگاره‌های دیگر این کتاب که کشتن اسفندیار، ارجاسب را پس از درآمدن به روین دژ نشان می‌دهد، (تصویر3-23)، تزئینات زیبای اثر با دیدی ورای انسان عادی جلوه‌گر شده که اگر هنرمند می‌خواست موضوع را از دیدی واقعگرایانه به نمایش درآورد یا می‌بایست دیوارهای دژ را نمایش دهد و یا درگیری اسنفدیار و ارجاسب را، ولی نگارگر با دیدی خیالی و بدون رعایت اصول مناظر و مریا، هم دژ را به نمایش در آورد و هم قسمت‌های مختلف بیرون و داخل آن را و در سمت راست تابلو در بالا درگیری اسفندیار و ارجاسب. بدین ترتیب می‌توان موضوع داستان را در این نگاره پیگیر بود.
“این نگاره به حق یکی از برترین نگاره‌هایی است که نه تنها در این مجموعه از جذاب‌ترین نگاره‌هاست، بلکه از مدرن ترین نگاره‌هایی است که تا کنون در سنت تصویری فرهنگ ما عینیت یافته است. داستان این نگاره از این قرار است؛ ارجاسب به حیله و نیرنگ دو خواهر اسفندیار را می‌ربایند و در قصر خود زندانی می‌کند. اسفندیار برای نجات خواهرانش خود را به کسوت بازرگانی در می‌آورد و بدین ترتیب وارد قصر می‌شود و پس از درگیر شدن خواهرانش را نجات می‌دهد.
چو ارجـاسب از خواب بیـــدار شد ز غلــــغل دلش پر تیمار شد
بچوشید و برخـاست از خـــوابـگاه بپوشید خفتـــان و رومی کلاه
به چنگ اندرون خـنجـــر آبـــگون دهن پر ز آواز و دل پر ز خون
بر آویخـت با او گـــو اسفنــــدیار به دست انـدرون خنــجر آبدار
بدو گـفت کـــز مرد بــــــازرگان بیابی کـنون تـــیغ دیـــنارکان
یکی هـــدیه بخشمت لــــهراسبی نهاده برو مـهر گــــــرشاسبی
چـو آن را ستانی شود خـــون دلت بود زیر خــاک سیــــه منزلت
بر آویخت ارجــــاسب و اسفندیار از انــدازه بگذشت شان کارزار
پیاپی همـــــی تیغ و خنجر زدنــد گـهی بر میـان گـاه بر سر زدند
به زخم اندر ارجاسب را کرد سست نبد بـر تنش هیچ جـای درست
ز پـــــای اندر آمد تن پیــــل وار جداکردش از تن سر، اسفنـدیار
جو کشتـه شد ارجاسب هم در زمان خـــروشی بر آمد ز کاخ زنــان
چـنین است کردار گردنده دهـــــر گــهی نوش یـابی ازو گـاه زهر
نگاره برای بیان این واقعه از دید بالا سود برده و سه فضای برون، درون و اندرون را با استفاده از روابط هندسی سطح و رنگ به هم آمیخته است. دو خواهر اسفندیار در این تصویر در کانون تصویر قرار دارند و حرکت آرام و کم تحرک سطح‌های خارجی با اوج گرفتن نبرد میان اسفندیار و ارجاسب، در اندرون کاخ، تدریجاً شدت گرفته و در بالای تصویر که به کشته شدن ارجاسب می‌انجامد، به اوج خود می‌رسند. شکل جناقی هر درگاه (مانند فلشی بسیار ظریف و مبتکرانه) تلویحاً چشم بیننده را به سمت اوج حادثه (محل نبرد) هدایت می‌کند. هریک از سطح‌ها ضمن آنکه از خلوص و ایجاز کامل برخوردار است، رنگ مناسب خود را نیز با خود به همراه دارد و با هریک از شکل‌هایی که در کنار و اطرافش قرار گرفته است، پیوند هم آهنگی برقرار می‌سازد. کل تصویر، در توازن با موضوع و دارای تحرک است و در مجموع ترکیبی بی نظیر از خطوط، نقش‌ها، رنگ‌ها و سطح ها در رابطه با یک موضوع حماسی به وجود آمده است.” (حسینی، 1374، 240 و 241)

تصویر3-24: کشته شدن ارجاسب به دست اسفندیار در رویین دژ،شاهنامه بایسنقری، موزه هنرهای معاصر،شاهکارهای نگارگری ایران، 1389

تصویر 3-25: رزم کیخسرو و افراسیاب، شاهنامه بایسنقری، همان منبع

تصویر 3- 26: سوگ سیاوش، مجلس 13 شاهنامه بایسنقری، همان منبع

تصویر 3- 27: سوگواری فرامرز بر تابوت پدرش، شاهنامه بایسنقری، همان منبع
تصویر3- 28: نبرد رستم با خاقان چین، شاهنامه بایسنقری،
موزه هنرهای معاصر، شاهکارهای نگارگری ایران، 1389

تصویر 3- 29: پاسخ دادن اسفندیار به رستم، عبدی، 1391، ش3

تصویر 3- 30: بر تخت نشستن کیکاووس، موزه هنرهای معاصر، شاهکارهای نگارگری ایران، 1389
تصویر 3-31: فردوسی و شعرای غزنه، همان منبع تصویر 3- 32: منذر، شطرنج را در حضور انوشیروان
می‌آموزد، همان منبع
تصویر 3- 33: نبرد تن به تن رستم با برزو، شاهنامه بایسنقری، عبدی، 1391، ش 3

ویژگیهای کلّی مشهود در تصاویر و مجالس شاهنامه بایسنغری به این قرار است:
1- تزیین صحنه‌ها با گل‌های ظریف رنگارنگ در زمینه کار و استفاده از طلای محلول در جامه‌ها و بدنه تخت‌ها و برگستوان اسبها و نقش و نگار دیوارها.
2- هواسازی (آسمان نمایی) گاه طلایی و گاه لاجوردی است و برخلاف معمول، تکه‌های ابر در آسمان دیده نمی‌شود، جز اندکی در (تصویر 3- 20) (کشتن سیاوش).
3- پرندگان، در بیشتر لوحه‌ها با رنگ‌های گوناگون