همان گونه‌ی توصیفی به تصویر کشیده است و یا با رنگی که خود به کار برده مفهوم دیگری را افزون کرده است. و در ادامه سه تن از گماشتگان، سوار بر اسب، پشت سر او دیده می‌شوند و یکی از آن سه، چتر نگارینی بالای سر شاهزاده نگه داشته است. در برابر بایسنغر، دو جوان، چند شکارچی در حال شکار و دو رامشگر در حال نواختن دیده می‌شوند. در این صحنه رنگهای مختلف شنگرف و زنگار و آبی و اُخرایی و سیاه به نحو بسیار دلپذیر و با رعایت قاعده تند و کند (سیر و روشن) به کار گرفته شده و زمینه، که منقّش به گیاهان و گلهای رنگارنگ صحرایی است، به رنگ سپید نشان داده شده است؛ اسبها به رنگهای گوناگون ترسیم شده‌اند که سیاهرنگی آنها با توجه به زمینه سپید، بسیار خوب جاافتاده است؛ چنانکه جامه برخی از اشخاص صحنه نیز در رنگ سیاه چشمگیر و درخت‌سازی و تصویر پرندگانی که بر شاخسارها پرواز می‌کنند ستایش انگیز است؛ همانگونه که پیشتر در قسمت، رنگ در شاهنامه، عنوان شد از آنجایی که اشعار شاهنامه حماسی است و فردوسی نیز برای هماهنگی در اشعار خود به ظرافت به عناوین مختلف به طور مستقیم و یا غیر مستقیم به رنگها در اشعارش اشاره کرده است؛ که غالب این رنگها تیره فام هستند، که در این نگاره نیز به صورت خود آگاه و یا ناخودآگاه نگارگر از این ویژگی بیان استفاده کرده و فضای اثر را به گونه‌ای که شعر پیش می‌رود بیانی تصویری بخشیده است و در آن رنگ روشن زمینه‌ی شکار عناصر را برای توجه به موضوع روایت به کار گرفته است که خود از ویژگی‌های نگاره‌های شاهنامه بایسنقری می‌باشد. به در و جانورانی که در تیررسِ سواران قرار دارند به رنگ طبیعی و بسیار پرحرکت و هیجان انگیز می‌نمایند. در این نگارگری از آب طلا (حلکاری) زیاد استفاده شده است؛ چنانکه هوا زراندود و تزیین جامه‌ها و ترکشها و زین و برگها، همه با نقوش طلایی نمایان است. این استفاده بجا از طلا کاری، خود فضای آرمانی و تسلط بر شکار را تداعی می‌کند که با تذهیب‌های دور نگاره و با رنگهای سبز درختان و اُکر فضای داخلی هماهنگی برقرار می‌کند. در این نگاره حرکتی که مضمون شعر است بسیار زیبا تصویرگری شده است هم به لحاظ حرکتی که در اسبها و پیکره‌ها وجود دارد و چند سو بودن آنها و هم به خاطر حضور حیوانات که خود به لحاظ ویژگی ذاتیشان القا کننده حرکت هستند و هم به لحاظ جهاتشان در فضای مناسب نگاره. در حقیقت نازک قلمی و مهارت در طرح و دقت در ساخت و ساز و تجسّم بخشیدن به حرکات و رنگ آمیزی این دو صفحه استادانه است و جلوه و شکوه ویژه‌ای به بیننده القا می‌کند؛ خاصه اینکه در هر صفحه از سه سو تذهیبِ زیبنده‌ای آن را آراسته است. تحرک در این تصویر گونه‌ای است که خوبی ببنده را به بتن ماجرا می‌کشاند و او را با مضمون حماسی شعر همراه می‌گرداند.

تصویر 3- 14: مجلس 1 و 2، شکارگاه، شاهنامه بایسنقری، www.moarek.blodfa.com

مجلس سوم، ملاقات فردوسی با شعرا است. (تصویر 3-15)، بنابه روایت مشهور، عنصری و فرخی و عسجدی کنار جویباری پوشیده از گل‌های رنگارنگ نشسته‌اند، در حالی که فردوسی به سوی آنان می‌خرامد و یکی از شاعران پیش آمده از او می‌پرسد که کیست و چه کاره است؟ در این مجلس که تقریباً یک ثلث صفحه را در برگرفته، زمینه کار مانند تصویر نخستین (شکارگاه) پر از گل و گیاه است و دو اصله درخت در کنار جوی، روبروی هم قد برافراخته‌اند. دو خدمتگزار، یکی صراحی به دست و دیگری جام در کف، به نزد شاعران می‌آیند. کشیدگی و ظرافت اندام در اشخاصِ ایستاده و حالات درونی آنان، به گونه‌ای دلپسند نمایان است. نگرانی دو تن نشسته که ناشناسی سرزده به نزدشان می‌آید، بخوبی معلوم است و آن دیگری که به تفحص احوالِ شخص ناشناس رفته، گویی به فردوسی می‌گوید که اگر شاعری بیا و گرنه بازگرد! نقاشی این تصویر، از جهت شاعرانه جلوه دادن آن، تناسب اندازه صحنه با شمار اشخاص، تناسب رنگها و تجسّم بخشیدن به گویایی تصویر از اصل داستان، درخور تحسین است. در این مجلس، آسمان دیده نمی‌شود، ولی جویباری مارپیچ که رنگ سیمین آن به مرور سیاه شده در صحنه جلب توجه می‌کند.
تصویر 3- 15 : ملاقات فردوسی با شعرا، مجلس 3،شاهنامه بایسنقری، موزه هنرهای معاصر، شاهکارهای نگارگری ایران، 1389

مجلس 4، (تصویر 3- 16)، در نیمی از یک صفحه، راجع به پادشاهی جمشید است. در کتیبه لاجوردی منقوش بالای تصویر، به خط سفیداب رنگ، نوشته است: «پادشاهی جمشید هفتصد سال بود». جمشید بر تخت شاهی، روی بالشی زردوز نشسته و بازدار او شهبازی را به وی تقدیم می‌کند. یکی از ملازمانش نیز در کنار تخت ایستاده است. در این صحنه، پیشه‌وران و صنعتگران سرگرم کارهای مختلف از قبیل آهنگری، درودگری، خیّاطی و چرخ ریسی‌اند (همان،ص31).

تصویر 3- 16: پادشاهی جمشید، مجلس 4، شاهنامه بایسنقری ، موزه هنرهای معاصر، شاهکارهای نگارگری ایران، 1389، ص 41
چهره جمشید در این مجلس همان قیافه بایسنغر است که نقاشان بنابر معمول، هنگام صحنه پردازی، صورت هر پادشاهی را در چهره پادشاه عصر خود مجسّم می‌کرده‌اند. رنگهای این تصویر ملایمتر از رنگهای صحنه شکارگاه است، ولی تحرّک پیشه ورانه در افراد کاملاً مشهود است. زمینه مجلس آسمانی رنگ و پُر از گیاهان و گلهای رنگارنگ ظریفی است که استادانه ساخته شده‌اند. تخت پادشاه، طلایی نگارین و سطح آن از فرشی مزیّن به گلهای زراندودِ سه ساق مفروش است. جامه سازی در اشخاصِ صحنه همانند نخستین تصویر است و از لحاظ درختسازی، هرچند شماره درختان کمتر است، رنگ اندازی و ریزه کاری و دقّت در نمایاندن شاخ و برگ درختی که در بالای صحنه دیده می‌شود به طبیعت نزدیکتر است. از دیگر خصایص این نگارگری تناسب رنگ‌ها، پربودن ظرفیّت مجلس از اشخاص و تزیینات دست افزارهای صنعتی است.
ششمین تصویر، (تصویر 3- 17)، مجلس دیدار زال و رودابه است. در این نگارگری زال و رودابه در رامشگاهی یکدیگر را در‌کنار گرفته‌اند و در آن حال سه رامشگر با چنگ‌و دف و نی مشغول نوازندگی هستند. ‌بساط خوردنی‌ و نوشیدنی گسترده است و دو خدمتکار پذیرایی می‌کنند (همان،ص62).
تصویر 3- 17: دیدار زال و رودابه، مجلس 6، شاهنامه بایسنقری. شیرازی، 1388، ص 35

عمارت استکه با ظرافت ، کاشیکاری و نجّاری شده است. در این مجلس، پرده‌های شنگرفیِ زری دوزی شده نیم باز که از بالای درها آویزان است، هماهنگی رنگها و تناسب آنها با بزم وصال، صبغه شادمانی ویژه‌ای به آن داده است. دسته گل زیبایی هم که در درگاهیِ سفید رنگ مجلس نهاده شده بر شکوه آن افزوده است.
این تصویر نیمی از صفحه را دربرگرفته و بر بالای آن در یک مستطیل منقوش لاجوردی با خط سفیداب رنگ، کتبیه شده است: «دیدن زال و رودابه یکدیگر را». در تصویر، خانه‌ای است که دیوار سبز کنگره دار آن گرداگردِ عمارت کشیده شده و آجرهای مستطیل شکلِ آن به گونه متوازی، بدنه‌اش را پوشانیده است. زیر کنگره، روی باریکه لاجوردی رنگ دور تا دور خانه، به خط ثلث سفیداب رنگ، نوشته شده است: «امر ببناء هذه العماره، السلطان الاعظم والخاقان الاعدل الاکرم غیاث السلطنه و الدین بایسنغر بهادرخان خلدالله ملکه ». نکته جالب در این تصویر دیوارسازی و درســازی
موضوع هفتمین تصویر (مجلس 7)، (تصویر 3-18)، که بیشترین قسمت صفحه را فرا گرفته، «نیوشیدن کیکاوس سرود رامشگر دیو را در ستایش مازندران» است که منسوب به مولانا می‌باشد. (همان، ص92)

تصویر 3-18: نیوشیدن کیکاوس سرود رامشگر دیو را در ستایش مازندران، مجلس 7، شاهنامه بایسنقری، منسوب به مولانا
موزه هنرهای معاصر، شاهکارهای نگارگری ایران، 1389، نگاره 59
در این اثر نیز همانند نگاره‌های دیگر به بیانی مفهومی از اسطوره و نماد مواجه‌ایم، با آسمانی که پوشیده از طلاست و کیکاوس را می‌یابیم که مظهر نفس پابسته به امور دنیوی و شیفته‌ی تعلقات مادی است، که با شنیدن اوصاف مازندران، اسیر نفس اماره خویش می‌شود و نصایح زال عقل را نمی‌شنود. و هنر من نگارگر در این اثر با توجه به شخصیت کیکاووس، ردای او را به رنگ بنفش مزین کرده است. “رنگ بنفش که ترکیبی از دو جزء سرخ و آبی، به تعداد برابر است، رمز آن دو رنگ اصلی را نیز در خود گرد آورده است. بنفش پیوند نمادین میان زمین و آسمان است یعنی قرمزی، آتش زمینی را به آبی آسمان پیوند می‌دهد و شهرت دارد که جتمه‌ی بنفش، نیرو بخش نیز هست.
اما در عین حال بنفش را گاه می‌توان به عنوان رنگ مرگ دانست اما نه مرگ قنای پطعی، بلکه نمودار حالتی است که به رستاخیزی نو می‌انجامد.” (پور نامداریان، 1367، ص 155)
و حتی رنگ‌های سبز به کار رفته که نمادی از زندگی را می‌نمایاند، و مظهر همه‌ی اسرار سرنوشت بشر است.
در این مجلس کیکاوس بر بالشی زراندود، روی تختی که منقّش به نقشهای طلایی اسلیمی و خطایی است، نشسته و عده‌ای از ملازمان او با جامه‌های مزیّن و فاخر در صحنه حاضرند. دو رامشگر روی زمین نشسته، مشغول نواختن‌اند. میزی طلایی روبرویشان نهاده‌اند و سه صراحی نگارین با پیاله رویش چیده‌اند. در این لوحه دو درخت پرشاخ و برگ همسان به طور قرینه، در دو سوی تخت شاه قد برافراشته که جلوه خاصی به مجلس بخشیده است. درختان دیگری هم غرق در شکوفه دیده می‌شوند و پرندگان رنگارنگ به گرد آنها رقص گونه در پروازند. از خصایص این نگارگری، صحنه‌‌آرایی با کثرت و تقسیم‌بندی حساب شده صحنه‌ها در چپ و راست صفحه و قرینه‌سازی گلها و درختان، توأم با ترکیب و تجانس و توافق رنگهای زنده است که نشاط بهاری را تصویر می‌کند. هواسازی دراین مجلس طلایی است.
مجلس هشتم، (تصویر 3-19): این مجلس که نبرد رستم و دیو سفید را نمایش می‌دهد. تصویر در همه جا حماسی و پر تحرک است. فضا بر خلاف نگاره‌ی مجلس ششم پر تحرک و شلوغ‌تر است و حرکت چمنزار و صخره‌ها و نگاه فردی که در کنار درخت بزرگ سمت راست ایستاده، همه چشم را در جهت موضوع اصلی که رزم و غلبه رستم بر دیو است را نشان می‌دهد و

تصویر 3- 19: نبرد رستم و دیو سفید، مجلس هشتم، شاهنامه بایسنقری، همان منبع، نگاره 53
برای اینکه این موضوع بیشتر بیننده را جلب کند در زمینه تیره و پرتگاه قرار گرفته است.” (همتی وینه، 1389، ش 5، ص 72) بدین نحو است که بیان فردوسی را با عمق معنایی مناسب‌تری می‌رساند زیرا به انطاباق افکار بیننده با فضای شعر و مضمون نگارنده به خوبی فکر کرده است و رنگ تیره را به جا با توجه به ارزش گذاری‌های خیر و شر که گرد مفهوم اشعار شاهنامه است به کار برده است. و نوشته‌ها و کلمات شعر در همراهی فضای تصویرسازی شده خود کمکی است برای درک موضوع که با قرار گرفتن در زیر درختان در پشت زمینه به ترکیب‌بندی کمک کرده و بر استواری کتیبه می‌افزاید که چون ستونی استوار و عمود،