زمخت است.” (عطاری و مهدی‌پور، 1387، ص83)
ت)- کتیبه‌ها را در کنار نقاشی (یا برعکس) نمی‌توان عنصری تزیینی و جدا از متن کتاب دانست، زیرا در امتداد کتابت، بخشی خاص از کتاب که برای سرپرست گروه دارای اهمیت بود انتخاب می‌شد تا در کنار متن قرار بگیرد و پس از پایان تصویر متن ادامه می‌یافت. این موضوع بیان کننده همراهی کار نگارگر و خوشنویس است. “روش قرار دادن تصویر بلافاصله از سطر (سطور) انقطاع، که مقدمه آن است، این احتمال را پیش می‌کشد که با توجه به غیر قابل پیش بینی بودن قطعی توالی متن‌ها املا کنندگان نسخه‌های گوناگون، فضای لازم را برای نقاشی پیشاپیش در سطح نانوشته کاغذ تعین نمی‌کردند، بلکه در همان لحظه‌ای در نظر گرفته می‌شده که املاء کننده سطر انقطاع را املا می‌کرد.” (هیلن برند، ١٣٨۵، ص 5 )
با توجه به آن چه بیان شد می‌توان به وجود یک روح مشترک و سرپرستی(کلانتری) با خرد که در این مجموعه بود پی برد و این که چه هوشمندانه خط را در دل نقش و نقش را در دل خط گنجانده‌اند و مهم‌تر این که با وجود تنوع در عناصر، به خوبی کنترل شده است.
3-6-2 کتیبه در شاهنامه بایسنغری
شاهنامه‌ی بایسنغری با ٢٢ مجلس پر نقش تصویرگری شده است که از این میان ١۵ مجلس آن دارای کتیبه‌های مستقل است که این نشان از اهمیت بصری حضور کتیبه در بررسی آثار دارد. اما از ویژگی‌های این شاهنامه که همراه با جلد چرمی و صحافی و به صورت نفیس در یک مصحف قرار دارد ، می‌توان به مقدمه آن اشاره کرد و نیز خط جعفر بایسنغری که در کتابی به اندازه ٢۶×٣٨ (رحلی) در ٧٠٠ صفحه و در هر صفحه ٣١ سطر نگاشته شده است.
در میان ٧٠٠ صفحه، ٢٢ تصویر زینت بخش این شاهنامه‌اند؛ و اما این تصاویر که حکم تصویرسازی را دارد، جدا از ١١ تذهیب نفیسی است که در ابتدای این شاهنامه قرار گرفته‌اند. همچنین از این میان، ١۵ نگاره دارای کتیبه‌های مستقل است که البته این جدا از کتیبه‌هایی می‌باشد که در بنا و تزئینات فرش و کاشی‌کاری ساختمان به کار رفته است.
معرفی ١۵ نگاره که دارای کتیبه‌های مستقل هستند (تصویر 3- 62):
1- ملاقات فردوسی با شعرا، ٢٢۵×٢٨٠ م.م مجلس سوم.
2- پادشاهی جمشید، ٣۵۵× 235م.م، مجلس چهارم.
3- به بند کشیدن ضحاک، م.م233×٢٩٠ م.م، مجلس پنجم.
4- دیدار زال و رودابه، ١۶۴×١٨۵ م.م، مجلس ششم.
5- نبرد رستم و دیو، مجلس هشتم
6- کشته شدن سیاووش، ٢٧٢×١٨٠ م.م، مجلس نهم.
7- نبرد رستم و برزو،١٩٢×١٧٧ م.م، مجلس یازدهم.
8- نبرد گودرز با پیران، ٣٣۵× ٢٣۵م.م، مجلس دوازدهم.
9- بر تخت نشست سهراب، ٢٣۵×٣٢۵ م.م، مجلس چهاردهم.
10- کشته شدن گرگ ها به دست اسفندیار، ٢۵٠×١٧٨ م.م، مجلس پانزدهم.
11- ملاقات رستم و اسفندیار، ٢٧٠×٢٣٠م.م، مجلس هفدهمین.
12- ملاقات یزدگرد و سپردن بهرام، ٢٧۵×٢٣۵ م.م، مجلس هجدهم.
13- بازی شطرنج بزرگمهر و سفید هند، 278×175 م.م، مجلس بیست و یکم.
14- نبرد بهرام و ساوه، 183×185 م.م، مجلس بیست و دوم.
در شاهنامه بایسنغری نظم دقیقی وجود دارد، هر صفحه دارای ۶ ستون و ٣١ سطر می‌باشد، نکته جالب شکل منظم قرارگیری هر کتیبه در امتداد سطرهای افقی و عمودی از پیش تعیین شده متناسب با صفحه‌های قبلی، می‌باشد. گویا در ترکیب‌بندی اصلی نگاره، ابتدا مسطرهای افقی و عمودی خوشنویسی (مانند صفحه‌های پیش) کشیده می‌شد سپس نگارگر متناسب با فضای باقی مانده، به دلخواه ترکیب اثرش را به وجود می‌آورد.

تصویر3- 62، پانزده نگاره در یک نگاه، منبع: فرید، و خلیلی، 1389، ص 75

تصویر 3- 63: کتیبه در نگاره ها، اغلب کتیبه‌هایی که در قسمت بالای نگاره ترسیم شده‌اند دارای کتیبه‌های بلند و انباشته از متن هستند که اتصال بخش کتیبه به تصویر با عنصر بصری ثانویه‌ای صورت گرفته است. همان منبع
ترکیب‌بندی کتیبه‌های شاهنامه بایسنغری: “در این شاهنامه، وفور رنگ و نقش در قالب موضوعات به نمایش در آمده و ترکیب‌بندی و وفاق میان شاعر، نقاش، خوشنویس را به خوبی نمایان می‌کند… اندازه کلمات کاملا با فضای تعیین شده برای نوشتن مناسب است و هیچ کلمه‌ای به اجبار بر روی کلمه‌ای دیگر قرار نگرفته است” (هیلن برند، ١٣٨۵، 83)
کتیبه‌ها در شاهنامه بایسنغری به دو گروه بزرگ تقسیم می‌شوند:
١- همان طور که اشاره شد گروهی از کتیبه‌ها در دل کار، معماری و حتی جنبه تزییناتی دارند که تعدادشان سه اثر است) .کشتن اسفندیار ارجاسب را، گریستن فرامرز بر تابوت رستم، ملاقات اردشیر و گلنار(
٢- کتیبه‌های مستقل که با وجود استقلال هر یک در تکامل نگاره، حضوری حیاتی دارند و این گروه را نیز می‌توان به سه طبقه تقسیم بندی کرد:
الف)- کتیبه‌هایی که تنها در قسمت بالای کار و فضای آسمان را اشغال کرده است. (به ترتیب مجلس‌های 3،4، 6، 9، 14، 15، 17، 20، 21، 22) (تصویر 3- 63)
ب)- کتیبه‌هایی که پایین محدوده و قسمتی از زمین و محوطه خالی زمین را اشغال کرده‌اند مجلس هفت، (تصویر3- 64)، یعنی تنها یک مجلس که مربوط به داستان کیکاوس است در پایین قرار دارد. پادشاهی که در شاهنامه به بی‌خودی، بدخویی و حق ناشناسی معروف است” )زنجانی، 1385، 342( تصویر ٣ – 64 : مجلس هفت، شاهنامه بایسنغری، همان منبع
پ)- تعدادی هم در بالا و پایین قاب آمده که به تعبیری تصویر را در آغوش خود دارند. مجلس‌های 5، 8، 11، 12. (تصویر 3- 65)

تصویر 3-65: این نمونه از کتیبه‌ها گویای همراهی و تسلسل بین خط و نقش است که به یک هدف واحد منتهی می‌شود. همان منبع
با توجه به آن چه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت از بین ١۵ مجلس، ٩ مجلس کتیبه در بالای تصویر قرار دارد، که از این جهت قابل تامل است که تصویر نگاره در امتداد متن برای توضیح آن آورده شده، یعنی تصویر از دل متن بیرون آمده، تا جایی که جزیی از متن شده و با عناصر بصری مشترک تسلسلی را همراه با تنوع در صفحه‌های این شاهنامه به وجود می‌آورد.
بدیهی است ابتدا متن خوانده می‌شد و سپس خوشنویس آن را می نگاشت. اگر سرپرست تشخیص می‌داد برای آن متن تصویرسازی می‌شد. در واقع با بررسی کتیبه‌ها می‌توان نتیجه گرفت در آن دوره نگارگر به طور مستقل کار نمی‌کرد، بلکه در خدمت متن بوده، اگرچه بسیار هوشمندانه در این فضای از پیش طرح شده به خلاقیت رسیده است. همچنین از نکات دیگری که در زمینه ترکیب‌بندی می‌توان به آن اشاره کرد، مسطرکشی در کار خوشنویس است که در انتخاب چیدمان و عناصر کار نقاش تاثیرگذار بود. همان گونه که ابتدا مسطرهای افقی و عمودی خوشنویسی برای تمام برگ ها کشیده می‌شد و سپس نگارگر متناسب با فضای خالی که به آن اختصاص داده شده بود کار خود را آغاز می‌کرد و این مسطر از پیش تعیین شده، در بسیاری از جاها تاثیر ناخودآگاه بر روی تقسیم بندی نگاره می‌گذاشت. برای مجلس شماره نهم، (تصویر 3-66)

ت

تصویر 3-66: مجلس 9 ، ساهنامه بایسنقری، همان منبع
مسطر پنهان ستون دوم خوشنویسی، راهنمای خوبی برای نقاش بوده که حضور عمودی نیزه را در آن مکان قرار دهد. اگر بخواهیم قوی ترین خط عمودی صفحه را ترسیم کنیم، در راستای سطرهای خوشنویس بوده که با حرکت نیزه تشدید شده است.
در مجلس هشتم، کیکاووس شاه، در بیرون قاب و در امتداد خط تنه درخت و در ادامه مسطر بیرونی قرار دارد. این مساله نشان می‌دهد نقاش قصد داشته خط عمودی از اتصال سمت راست کتیبه‌ها و تنه درخت ایجاد شود و پادشاه را بیرون قاب قرار دهد، که دوباره مسطر خوشنویس خط دهنده این حرکت بوده است. (تصویر 3- 67)
تصویر 3- 67 : تحکایت این داستان نیز در ترکیب‌بندی کار بی‌تاثیر نبوده، زیرا هنرمند با قرار دادن شخصیت اصلی داستان در گوشه‌ای از قاب، یک رابطه بینامتنی به وجود آورده است .همان منبع

این مسطرهای پنهان را می‌توان در نمونه‌های دیگری هم دید از جمله در مجلس چهارده و بیست و یک. مسطرهای افقی و ضرایبی از فواصل سطرها را می‌توان در معماری و ساختمان دنبال کرد. با تجزیه و تحلیل خطی آثار این شاهنامه، نخستین موضوعی که به مخاطب منتقل می‌شود، همراهی و هماهنگی خطوط چهارگوش و مربع گونه اجزای ساختمان، فرش، میز، تخت پادشاهی، درب و پنجره‌هاست که همه از حرکت چهارگوش کتیبه پیروی کرده‌اند. (تصویر 3- 68)