3-17C) (Bea et al, 2005).
عناصر سدیم و پتاسیم جزء عناصر ناسازگار محسوب می¬شوند و در شکل 3-17 D و E با افزایش SiO2 در طی تفریق ماگمایی روند افزایشی همراه با اندکی پراکندگی نشان می‌دهند. مقدار تغییرات و پراکندگی اکسیدهای عناصر متحرک سدیم و پتاسیم تا حدود زیادی به علت دگرسانی‌های سرسیتی و رسی‌شدن است که در مقاطع نازک (شکل 3-14) مطالعه شده در این بخش نیز مشاهده شد.
اکسید آلومینیوم به عنوان اکسیدی ناسازگار و کم تحرک است. الگوی تغییرات یکسان و مقادیر مشابه نشان نمی‌دهد و صرفاً در این نمودارها، روندی با شیب مثبت و همبستگی مناسب با SiO2 دارد (شکل 3-17A). دلیل این روند تبلور کانی‌های مافیک از مذاب اولیه سازنده‌ی آن¬ها در منشأ می¬باشد (Yoder andTilley,1962;Gust and perfit,1987) که این امر موجب تمرکز آلومینیوم در مذاب باقیمانده و باعث تبلور پلاژیوکلاز در فشارهای کمتر می‌شود (Willson, 1989).
عنصر تیتانیم در سنگ‌های آذرین عموماً نادر است و با عدد کوردیناسیون 6 می¬تواند جانشین آلومینیوم شود. اکسید تیتانیم در این نمودار (شکل 3- 17C ) در برابر سیلیس تغییرات زیادی نشان نمی‌دهد و نسبت این کانی در این سنگ‌ها نسبتاً ثابت است. زیرا اغلب کانی‌های تیتان‌دار در این نمونه‌ها ثانویه بوده و محصول دگرسانی آمفیبول و آزاد شدن تیتان می‌باشند.
روند نزولی در نمودار اکسید کلسیم در برابر SiO2 (شکل3-17B ) به این دلیل است که کلسیم عنصری است که وارد شبکه کلینوپیروکسن‌ها و هورنبلند کلسیک و پلاژیوکلازها و مخصوصاً پلاژیوکلازهای کلسیک (که مقدار کلسیم نسبت به سدیم در ترکیب آن¬ها بیشتر باشد) می‌شود و در نتیجه با افزایش مقدار SiO2 پیشرفت روند تفریق مقدار آن در ماگما کم شده و روندی نزولی می‌یابد. که این امر می‌تواند به علت تبلور و تفریق پیروکسن‌ها و پلاژیوکلازهای کلسیک از مذاب اولیه و تحول ترکیب پلاژیوکلازهای کلسیک به سدیک در حین تبلور بخشی ماگما باشد. هرچند که روند نزولی CaO در مقابل SiO2 احتمالا می‌تواند در اثر آلبیتی‌شدن بلورهای پلاژیوکلاز باشد (Morata and Aguire, 2003).

شکل3- 17: نمودار‌ هارکر عناصر اصلی
3-8-2- نمودار تغییرات ترکیب عناصر فرعی و کمیاب
روند غیر خطی در نمودارهای SiO2-Ba و SiO2-Rb می‌تواند در نتیجه متاسوماتیسم ایجاد گردد (Willson,1989). Rb دارای یک روند پراکندگی و ناهماهنگی را از خود نشان می دهد که این ناهماهنگی احتمالا به دلیل دگرسانی و یا آلودگی ماگما با سنگ‌های پوسته است و در مطالعات پتروگرافی هم شواهدی از دگرسانی، اکسیداسیون مشاهده می‌شود.
همبستگی منفی وانادیوم در برابر سیلیس را می‌توان به جدایش کانی‌های Fe, Mg دار و کاهش نسبت حجم آن¬ها در نمونه‌های تفریق یافته‌تر نسبت داد. روند نزولی تغییرات وانادیم همراه با افزایش نئوبیوم در برابر سیلیس بیانگر روند عمومی تفریق ماگمایی است (Arvin et al, 2004).
عنصر سازگار نیکل با افزایش SiO2 روند مشخصی را نشان نمی‌دهد و با پراکندگی زیادی همراه است. درحالیکه انتظار می‌رود این عنصر با افزایش SiO2 در طی تفریق ماگمایی کاهش یابد. این حالت می‌تواند نشان‌دهنده‌ی اختلاط ماگمایی باشد. زیرا وجود روندهای غیرعادی نسبت به روند تفریق نشانه‌ی ورود ماگمای جدید به مخزن ماگمایی و فرآیند اختلاط ماگمایی خواهد بود (Kuscu and Floyd, 2001).
با توجه به پراکندگی نقاط در برخی از نمودارهای عناصر فرعی و کمیاب نسبت به SiO2 و بررسی روند تفریقی نمونه‌ها در این نمودارها می‌توان نتیجه گرفت روند تفریقی در ماگما انجام شده است. ولی عواملی مانند اختلاط و آلایش ماگمایی روند تفریق ماگما را تحت تاثیر قرار داده‌اند. در نهایت با توجه به نمودار هارکر عناصر اصلی و فرعی، کمیاب به نظر می‌رسد که ماگما در حین صعود به سطح زمین دچار تفریق و جدایش برخی از عناصر و تجمع و افزایش برخی دیگر شده است.

شکل3- 18: نمودار‌هارکر عناصر کمیاب و فرعی
3-9- نمودارهای چند عنصری نرمالیزه شده (نمودارهای عنکبوتی)
نمودارهای عنکبوتی هرچند که بیشتر برای بازالت‌ها منظور شده‌اند، ولی از آن¬ها در مورد تمام سنگ‌های آذرین و حتی برخی از سنگ‌های رسوبی نیز استفاده می‌گردد (Rolinson, 1989). Thampson (1982) پیشنهاد نموده است که داده‌ها نسبت به کندریت عادی‌سازی (نرمالیزه) شوند، چرا که ترکیب کندریت‌ها به طور مستقیم اندازه‌گیری شده است. گوشته‌ی اولیه (primitive mantle) نیز مرجع دیگری برای عادی‌سازی نمودارهای عنکبوتی است. در این روش عادی‌سازی، نسبت به ترکیب گوشته قبل از به وجود آمدن پوسته قاره‌ای صورت می‌گیرد. اندازه‌گیری ترکیب گوشته‌ی اولیه تخمینی است و مستقیماً قابل اندازه‌گیری نیست. در این پایان‌نامه از هر دو روش و همچنین از نمودار عنکبوتی REE Chondrite (Nakamura, 1977) نیز استفاده شده است.
در شکل 3-19 الگوی عناصر ناسازگار که نسبت به کندریت بهنجار شده¬اند نشان داده شده است. در این نمودار
سنگ¬های محدوده¬ی مورد مطالعه (معدن بزرگ) از عناصر ناسازگار LFS مانند Ba, Rb, K و Sr و خاک¬های نادر سبک La و Ce معمولا نسبت به کندریت 100 تا 1000 برابر غنی¬شدگی شدید نشان می¬دهند و عناصر نسبتا ناسازگار از Ti تا Yb حدودا 10 برابر نسبت به کندریت غنی¬شدگی نشان می¬دهند این امر می¬تواند نشانه آلودگی پوسته¬ای و ذوب بخشی کم گوشته در تشکیل سنگ¬های حدواسط این محدوده باشد (Jung, 2003). در واقع این روندها الگویی منفی به نمودار داده¬اند که می¬توان بیان کرد که منشا ماگمای این سنگ ها از درصد کم ذوب بخشی گوشته حاصل شده¬ است (Willson, 1989). آنومالی منفی عنصر فسفر که در نمونه AF-4 قابل مشاهده می¬باشد می¬تواند معرف آهنگ ذوب پایین در این نمونه باشد (معین وزیری و همکاران، 1387).

شکل3- 19: نمودار عنکبوتی بهنجار شده نسبت به کندریت (Thampson, 1982) برای محدوده¬ی معدنی معدن بزرگ.

به منظور تعیین برخی از ویژگی¬های ژئوشیمیایی در دیاگرام عنکبوتی نمونه¬های محدوده¬ی مورد مطالعه، نسبت به گوشته اولیه Sun and McDonough (1989) مقایسه شده است (شکل 3-20) در این شکل آنومالی¬های مثبت Ba,K,Th,Sr و آنومالی منفی Dy,P,Ti دیده می¬شود. غنی¬شدگی عناصر Ba,K,Th می¬تواند در ارتباط با فرآیند متاسوماتیسم گوشته یا آلایش پوسته قاره¬ای باشد (Seasoo,2000).در کلیه نمونه¬ها غنی¬شدگی مشخصی از عنصر سرب دیده می¬شود که آن را می¬توان به آلایش ماگما با پوسته قاره¬ای نسبت داد (Kamber et al,2002). آنومالی منفی عنصر دسپروزیم را می¬توان به تفریق در اسفن نسبت داد (Prinzhofer et al,1985)و آنومالی منفی دسپروزیم بیشتر در سنگ-های تراکی¬آندزیت قابل مشاهده می¬باشد.

شکل3- 20: نمودار عنکبوتی بهنجار شده نسبت به گوشته اولیه (Sun and McDonough,1989) برای محدوده‌ی معدنی معدن بزرگ
3-10- نمودارهای عنکبوتی عناصر نادر خاکی (REE)
عناصر کمیاب خاکی جزء عناصر با کمترین قابلیت انحلال بوده و در طول، فرآیندهای مثل هوازدگی، دگرگونی درجه پایین و دگرسانی هیدروترمالی نسبتاً غیر متحرک هستند (Rollinson, 1989). الگوهای REE در یک سنگ آذرین به وسیله شیمی REE منشأ آن سنگ و تعادل بلور- مذاب که در طول تکامل آن سنگ رخ داده، کنترل می‌شود. فراوانی عناصر نادر خاکی در نمونه‌ها (شکل 3-21)، نسبت به کندریت نرمالیزه (Nakamura, 1977) شده است. الگوهای یکنواختی غنی‌شدگی از عناصر نادرخاکی سبک (LREE یا از La تا Sm) در مقایسه با عناصر نادر خاکی سنگین (HREE) در نمونه‌ها به چشم می‌خورد که یک روند الگویی منفی به این نمودار داده است. خاک‌های نادر سبک مانند Ce و La نسبت به کندریت 100 برابر و خاک‌های نادر سنگین 10 برابر غنی‌شدگی نسبت به کندریت نشان می‌دهند، لذا نسبت 〖/Yb〗_N 〖 La〗_Nحدود 10 برابر می‌باشد که می‌تواند نشانه‌ی تفکیک‌پذیری خاک‌های نادر در نتیجه درصد ذوب بخشی محدود گوشته باشد (Jung, 2003). غنی بودن سنگ‌های محدوده‌ی معدنی از LREE به HREE ناشی از باقی‌ماندن گارنت در منشأ می‌باشد (Haase et al, 2004).
شیب ملایم REEها نسبت به کندریت نشان دهنده این موضوع است که سنگ‌های محدوده¬ی مورد مطالعه از نوع سنگ-های قاره‌ای است. به عبارت بهتر REE در این سنگ‌ها با افزایش عدد اتمی، فقیرشدگی نسبی بیشتری را نشان می‌دهند که از ویژگی‌های سنگ¬های قاره‌ای است (Mason and Moore, 1966)

شکل3- 21: نمودار REE/Chondrite بهنجار شده نسبت به کندریت برای محدوده¬ی معدنی معدن بزرگ.
3-11- تقسیم¬بندی سنگ‌های محدوده‌ی مورد مطالعه (معدن بزرگ) براساس خاستگاه و جایگاه تکتونیکی
درچند دهه گذشته زمین‌شناسی با ظهور تکتونیک صفحه‌ای دستخوش تحولاتی گردیده است، با توجه به اختصاصات و ویژگی‌های ژئوشیمیایی متفاوتی که فعالیت‌های ماگمایی محیط‌های مختلف ایجاد کننده، می‌توان با استفاده از آنالیز شیمیایی عناصر کمیاب، فرعی و اصلی به الگوهای تکتونوماگمایی یک منطقه پی¬برد. در ادامه نمودارهای که برای محدوده¬ی معدنی معدن بزرگ استفاده شده، شرح داده شده است.
3-11-1- نمودار‌های تمایزی عناصر جزئی
نمودارهای تمایزی عناصر جزئی بزرگترین گروه نمودارهای تمایزی هستندکه می‌توان برای نشان دادن محیط‌های زمین‌ساختی قدیمی مجموعه‌ای از بازالت‌ها به کار گرفت. از این نمودارها می‌توان برای تشخیص سری ماگماهای بازالتی هم استفاده کرد. در این بخش از Meshed (1986) استفاده شده است. بر طبق (شکل 3-22)، اکثر داده‌های ژئوشیمیایی در محدوده‌های مورد مطالعه در قسمت A_I قرار گرفته یعنی درمحدوده سنگ¬های درون صفحه‌ای جای دارد ((Rollinson, 1989.

شکل3- 22: نمودار تعیین سری و موقعیت تکتونیکی با استفاده از عناصر جزئی(Meshed, 1986 )

.3-12- نتیجه¬گیری
بر اساس رده‌بندی ژئوشیمیایی(Middlemost, 1994) که بر روی سنگ‌های برداشته شده از محدوده‌ی معدنی معدن بزرگ شده است. سنگ‌های این محدوده معدنی که کانی‌سازی در آن¬ها صورت گرفته است از نوع حدواسط و تراکی-آندزیت می‌باشند.
نوع ماگمای به وجود آورنده سنگ‌های آتشفشانی، آتشفشانی-رسوبی در محدوده‌ی معدنی معدن بزرگ با استفاده از نمودار (Irvain&Brager,1971) از نوع آلکالن می‌باشد.
بر اساس نمودار هارکر، روند خطی در بعضی از عناصر اصلی محدوده‌ی مورد مطالعه می‌تواند نتیجه فرآیند تبلور بخشی در تکوین سنگ‌های قلیایی منطقه باشد (Bea et al, 2005) و اندکی پراکندگی در عناصر قلیایی محدوده‌ی معدنی معدن بزرگ در طی تفریق ماگمایی صورت گرفته است. باتوجه به پراکندگی نقاط در برخی از نمودارهای عناصر فرعی و کمیاب نسبت به SiO2 نیز می‌تواند نشانه روند تفریقی در ماگما باشد ولی عواملی مانند اختلاط و آلایش ماگمایی روند تفریق را تحت تاثیر خود قرار داده است. در نهایت با توجه به نمودار هارکر عناصر اصلی و فرعی، کمیاب به نظر می‌رسد که ماگما در حین صعود به سطح زمین دچار