در حالاتِ مختلف، و بیشتر در حال پرواز، نشان داده می‌شوند.
4- تنوّع در ترسیم و طراحی مجالس از جهت خلوت بودن یا شلوغی آن.
5- قلم‌گیری (تحریر) درکنار نقوش، گاه با مرکّب و گاه با رنگ.
6- بهره‌گیری شایسته از سرسبزی و شکوفه باری درختان در لوحه‌ها و توجه به درخت‌سازی در شکل‌های گونه گون.
7- صف‌آرایی سواران متخاصم با پوشش‌ها و سلاح‌های جنگی مزیّن به نقوش طلایی در برابر هم، به شیوه‌ای حماسی و با شکوه: (تصویر 3- 28) (به کمند آوردن رستم سر خاقان چین را)
8- انتخاب رنگ زمینه گوناگون است و در هر لوحه به تناسب نقش موردنظر فرق می‌کند؛ در کوهسازی از رویشِ درختان کاجِ کوتاه قد و کُنده درختان ساده در جای جای کوه بهره برداری و رنگ‌آمیزی شده است: (تصویر 3-57) (بند کردن فریدون ضحاک را در کوه دماوند) و (تصویر 3- 20) (کشتن رستم دیو سپید را)
9- در چند لوحه خروج نقش از متن به حاشیه، که در واقع متّصل به اصل داستان است، بر جلال و تنوّع کار افزوده است: (تصویر 3- 57) (بند کردن فریدون ضحاک را در کوه دماوند) و مجلس دوازدهم (رزم گودرز با پیران ) و مجلس چهاردهم (آگه شدن لهراسب از ناپدید شدن کیخسرو) ومجلس هجدهم (سپردن یزدگرد پسر خود بهرام را به مُنْذِر)؛
10- دیوارسازی زیورآگین و معرّق‌کاری و کاشی‌کاری و سردرنگاری با گل و بته و ستون‌های بلندِ منقوش و در و پنجره‌سازی مشبّک و گستردن فرشهای خوش نقشه فاخر: (تصویر 3- 17) (دیدن زال رودابه را) و (تصویر3- 21) (بر تخت نشستن لهراسب) و (تصویر 3- 31) (بجای آوردن بزرگمهر بازی شطرنج را)؛
11- نقشبندی قلعه و ساختمان و سردرِ عمارات و کنگره‌سازی بناها با تزیینات باشکوه و کتیبه نگاری دیوارها به خط ثلث سپید رنگ بر زمینه لاجوردی: (تصویر3- 24) (کشتن اسفندیار ارجاسب را در درون کاخ او) و (تصویر 3- 28) (گریستن فرامرز بر سر تابوت رستم )؛
12- جامه‌سازی دو تکه رنگارنگ از پارچه‌های زری و زرنشان دار و ساختن کلاه‌خودها و زره‌های زراندود و تیردانها و سپرهای طلایی؛
13- در صحنه‌های جنگی و شکارگاه، تصویر اسبها، به رنگهای سیاه، خاکستری، سپید، قهوه‌ای، خاکی و نارنجی و تریاکی با زین و برگ و لگامِ زرنگار به حالت ایستاده و تاخت و تاز ترسیم شده و زیباییِ طبیعی اسب نشان داده می‌شود و در صف سواران، تقابل و توازنِ رنگها مراعات شده است؛ چنانکه در جنگِ تن به تن، اسب هریک از دو سوار به رنگی خاص و مناسب مجسّم می‌شود؛
14- طبع نظر از طراحیِ عالی و تقسیم بندی صحیح و حالت بخشیدن درست به تصاویر، توجه به تزیینات و درخشندگی نقش در نگارگریها به حدی است که هیچ پدیده‌ای، در عین لطافت، بدون زیور از زیر قلم نقاش بیرون نمی‌آید و تصاویر لوحه، منقّش به نقشهای زراندود و بی‌نظیر است.
روی هم رفته در این شاهنامه رنگ آمیزی آن نشان از تکامل و دقت و ظرافت بسیار دارد و صنعت رنگ‌سازی را در نهایت قدرت مشخص می‌سازد از نظر تناسب اجزای گوناگون تصویر و عناصر مختلف در منتهای قدرت و استحکام و زیبایی تصویر شده است این کتاب با رنگ‌های متنوع و درخشان و خالی بودن از مکررات و دقت در کشیدن بوته‌ها و حیوانات و لباس‌ها هنر مکتب هرات را در اوج ترقی خود می‌نمایاند.
و هنگامی که به مجالس گوناگون آن نظر کنیم لطافت طبع و ظرفات کار نگارگر را خواهیم دید که چگونه با لطفی شاعرانه فضای صحنه‌های شکار و یا مجلس بزم و بحث را ترسیم کرده است.

3-5-9 شاهنامه طهماسبی
“یکی از اثرهای مهم هنری و ادبی ایران در زمان صفویان، شاهنامه‌ای است که در زمان شاه طهماسب، دومین شاه صفوی، به نگارش در آمد که به شاهنامه‌ی طهماسبی مشهور است. از نظر صفویان، حداقل یک واقعه مثبت در سال 1514م/920 ه.ق رخ داد و آن تولد پسر اسماعیل و جانشینش، شاه آینده، شاه طهماسب بود. طهماسب که در دو سالگی به عنوان حاکم اسمی هرات به آن جا فرستاده شد، در محیطی عقلانی و مهذب که توسط سلطان حسین بایقرا به وجود آمده بود رشد یافت. بهزادِ هنرمند، هنوز در آنجا کار می‌کرد و احتمالاً خودش مسئول آموزش هنری شاهزاده جوان بود. به واقع از همان سالهای نخستین، طهماسب علاقه‌ای قوی به نقاشی و خطاطی نشان داد و همین علاقه و تمایل ذاتی منجر به ایجاد شکوفایی دیگری در نقاشی ایرانی شد؛” (کنبای، 1382، ص77) که همانا شاهنامه‌ی طهماسبی بود.
تاریخ آغاز این شاهنامه‌ به دوره‌ی سلطنت شاه اسماعیل صفوی، احتمالا به سال ٩٢٨ هجری قمری، یعنی دو سال قبل از فوت شاه اسماعیل صفوی (٩٣٠ ه.ق)، باز می‌گردد. پس از شاه اسماعیل، پسرش طهماسب اول (٩١٩ تا ٩٨۴ ه.ق) کار را دنبال کرد. شاه طهماسب در 1522م/929 ه.ق از هرات به تبریز تغییر مکان داد و همانطور که گفته شد احتمالاً بعضی از این نگاره‌های شاهنامه در این تاریخ مصور شده‌اند. که البته این گروه در زمان مرگ شاه اسماعیل ناتمام بود و متعاقبا به حوزه حمایت هنری شاه طهماسب انتقال یافت.
اندازه‌ی این شاهنامه ٣٢٠ × ۴٧٠ م.م (قطع سلطانی بزرگ) است و جلد شاهنامه طهماسبی از دو تکه چرم تشکیل شده که در دو رنگ طلایی و تند نظیرگیر تزیین شده است.
شاهنامه طهماسبی دارای 758 ورق کاغذ در قطع سلطانی بزرگ، در میان دو جلد چرمی نفیس است. در این نسخه 258 مجلس نقاشی از افسانه‌ها و داستان‌های شاهنامه به تصویر کشیده شده، و متن منظومه حماسی، در بیش از یک هزار و دویست صفحه به خط نستعلیق آمده است. به وضوح مشخص است که خوشنویسی و کتابت نستعلیق عالی کتاب، کار تنها یک خوشنویس نیست و به همین علت امضای خوشنویس بر آن به چشم نمی‌خورد، همان طور که نقاشی‌های این کتاب نیز کار یک نفر نیست. شاهنامه‌ی طهماسبی در حقیقت حاصل تلاش جمع کثیری از هنرمندان نظیر میرمصور، میر سیدعلی (پسر میرمصور)، آقامیرک، میرزا علی (پسر سلطان محمد)، دوست محمد، مظفرعلی و… است. از نقاشان، کار سلطان محمد کاملا مشخص است که سرپرستی این کار در ابتدا با «سلطان محمد»، نگارگر برجسته و استاد همان دوران، بود.
“کار تصویرسازی داستانهای شاهنامه احتمالا ٢0 سال به طول انجامید. در اوایل کتاب، روی شانزدهمین برگ آن، شمسه‌ای است که در کتیبه‌ی وسط آن عبارت: بسمه سبحانه و تعالی کتاب سلطان الاعظم و الخاقان العدل الاکرم، السلطان ابن السلطان ابن السلطان ابوالمظفر السلطان شاه طهماسب الحسینی الصفوی بهادر خان خَلّدَ الله تعالی مُلکِه و سلطانِه. « کتابخانه سلطان اعظم شاه طهماسب الحسینی الصفوی بهادرخان»، نقش شده است. غیر از این کتیبه اطلاعات مشخص دیگری درباره‌ی کاتبان، نگارگران و مذهبان این اثر نفیس در کتاب نیامده است.” (پاکباز، دایره المعارف هنر ص 406 و 407)
شروع کار شاهنامه‌ی طهماسبی در سال ٩٢٨ هجری قمری است؛ و پایان آن به احتمال زیاد ٩۴۶ ه.ق می‌باشد.
در این راستا شکل‌گیری این مهم سه مرحله را پشت سر گذاشته است:
مرحله‌ی اول: به سرپرستی سلطان محمد نقاش
مرحله‌ی دوم: به سرپرستی میر مصور
مرحله‌ی سوم: به سرپرستی آقا میرک
“شاهنامه طهماسبی پس از تکمیل، مدت حدود چهل سال (از سال ٩۴۶ هـ. ق، سال احتمالی تکمیل شاهنامه تا ٩٨٢ ه.ق سال خروج آن از ایران) در دربار صفوی باقی ماند. در سال ٩٨٣ ه.ق سلطان سلیم دوم در دربار عثمانی زمام امور را به دست گرفت. در همین سال شاه طهماسب صفوی به منظور تحکیم روابط و حفظ مناسبات سیاسی و نیز به منظور تبریک ِ به تخت نشستن سلطان سلیم دوم، هیأتی به دربار عثمانی اعزام داشت. به گفته‌ی بوداغ قزوینی در «جواهر الاخبار» این هیأت به سرپرستی شاه‌قلی، حاکم ایروان، مرکب از ٣٢٠ نفر از مقامات دربار و ۴٠ نفر بازرگان بوده است که هدایایی با تعداد اغراق‌آمیز ١٩ هزار شتر با خود حمل می‌نموده‌اند. این هدایا شامل قرآن‌های تذهیب شده، دیوان‌های مُصوَّر، قالی، جواهرات و پارچه‌ی زربافت بوده است. به احتمال زیاد این شاهنامه‌ی نفیس در همین سال (٩٨٣ ه.ق) از کتابخانه‌ی شاهی صفویان خارج و به همراه سایر هدایا به دربار عثمانی اهدا شده است.
این اثر نفیس تا اوایل قرن نوزدهم در دربار عثمانی بوده و دیگر خبری از آن به دست نیامد؛ تا این که در سال ١٩٠٣ م./ ۱۲۸۲ خ. در نمایشگاه آثار هنر اسلامی در موزه‌ی هنرهای تزیینی پاریس به نمایش گذاشته می‌شود. صاحب آن در این زمان «بارون دو روچیلد » است.
در سال ١٩۵٩ م. «آقای آرتور هوتن» پسر ، صاحب کارخانه‌ی معروف بلورسازی کورنینگ ، آن را از نوه‌ی «بارون دو روچیلد» خریداری می‌کند.
باتوجه به روحیه‌ی انحصارپسند و تفاخرطلب غربی‌ها، نام شاهنامه‌ی طهماسبی از روی آن برداشته شده و به عوض، نام خریدار آن (هوتن) جایگزین نام شاهنامه‌ی طهماسبی می‌شود.
آقای هو تن به هنگام تصاحب شاهنامه‌ی شاه طهماسبی، دست به یک جنایت بی‌سابقه‌ی فرهنگی می‌زند: او ابتدا به بهانه‌ی عکس‌برداری از نگاره‌ها و نیز به نمایش گذاشتن آن، شیرازه‌ی شاهنامه را باز نموده و بخش‌هایی از آن را برگ برگ می‌نماید. آقای هوتن- که از ثروتمندان آمریکایی به شمار می‌آید و در عین حال اکنون رییس هیأت مدیره‌ی موزه‌ی متروپولیتن نیویورک است – برای فرار از مالیات‌های سنگین، تعداد ٧٨ عدد از این نگاره‌ها را به موزه‌ی متروپولیتن اهدا می‌کند. آقای هوتن بی‌توجه به اعتراضات و واکنش‌های بین‌المللی همچنان به مثله کردن شاهنامه و فروختن نگاره‌ها ادامه می‌دهد و تعداد ۶١ نگاره را به موزه‌ها و مجموعه‌داران بین‌المللی می‌فروشد.
در این میان یک نگاره هم نصیب موزه‌ی «رضا عباسی» تهران می‌شود. تا اینجا ١۴٠ تصویر از مجموعه‌ی ٢٨۵ تصویر شاهنامه طهماسبی به فروش رسیده و یا اهداء شده‌اند:
_ ٧٨ عدد اهدایی به موزه مترو پولیتن، نیویورک
_ ۶١ عدد فروخته شده به مجموعه داران و موزه‌های بین المللی
_ ١ عدد خریداری شده توسط موزه‌ی رضا عباسی
_ ١١٨ عدد بازگردانده شده به ایران در سال ١٣٧٢ خ.
دولت ایران این ١١٨ برگ نگاره‌های شاهنامه‌ی شاه طهماسبی را با پرده‌ی «زن شماره‌ی ٣» اثر ویلیام دکونینگ معاوضه کرد.” (امامی، 1374، ش 29، ص ۱۷ تا ۲۶)
3-5-10 نگاره‌های شاهنامه طهماسبی
از ویژگی‌های شاهنامه طهماسبی، تغیرات در رنگ آمیزی، اندازه قاب نقاشی، ترکیب‌بندی، هندسه بنیادی اثر، ابداع شیوه‌های نو و … صورت گرفته است.
در رنگ آمیزی نگاره‌ها، استفاده از رنگهای ملایم و هم آهنگ باعث ایجاد فضایی بسیار زنده و شاداب می‌گردد. ترکیب‌بندی در نگاره‌ها، گاه با حرکت‌های حلزونی شکل و گاهی با تسلط خطوط افقی و عمودی و نماهای روبه رو ایجاد می‌گردد. از موارد دیگر استفاده از نسبت‌های هم آهنگ متنوع مانند نسبت‌های طلایی است. گاهی به مقتضای موضوع به عناصر ترکیب به ویژه عناصر غیر انسانی مثل جانوران یا سنگ‌ها، صخره‌ها و شاخ و برگ درختان حجم داده می‌شود و در بعضی آثار فضای فوق واقع گرایی دیده می‌شود. در این دوره، شیوه‌های نو در ساختار کوه، صخره‌ها و گیاهان به کار گرفته می‌شود.
در هندسه بنیادی اثر نیز تغییر و تحول دیده می‌شود. که گاه علاوه