بیشتر از حوزه هنرها انعکاس یافت. ((سبک ایرانی)) در شرق عنصر اساسی فرهنگ، هنری مغولان هند گردید و مغولان هند حتی در چارچوب این سبک گرم تر و مشتاق تر از ایرانیان به تجربه پرداختند. (اسکارچیا1384: 4،5)
حکومت صفویان حکومت مذهبی بود ودارای منشاء ترکی بود و موسس آن شاه اسماعیل صفوی و جانشینان او به علی بن ابیطالب (ع) داماد و جانشین حضرت محمد (ص) می رسید و آن¬ها مدعی ولایت امامان شیعه بودند و مذهب تشیع که از مذاهب مهم و برجسته اسلامی در سرزمین ایران بود مذهب رسمی دولت صفوی اعلام شد و ایران ازاین زمان به بعد با جدایی از همسایگان سنی مذهب خود، نوعی هویت ملی پیدا کرد که تا روزگار ما ادامه یافت.
برخی جهانگردان اروپایی از جمله پیترودلاواله در شرح مشهورات خود می¬نویسد که شاه عباس و درباریانش در بشقاب¬های طلا و نقره با سرپوش¬های قبه¬ای غذا می¬خوردند و ساغرها و پیاله¬های زرین ، سطل¬های خنک دارنده شراب از طلا، شمعدان¬ها از طلا و نقره¬ی ناب را در مصرف دایمی خود داشته¬اند. همچنین زیارتگاه بزرگ صفویان در اردبیل (شمال غرب ایران) دارای مزیح و طارم¬ها و شمعدان¬های چهل شاخه از طلا و نقره بودند و ضبط تاریخ است که شاه عباس فرمان به ساختن در تازه¬ای از طلا برای ورود به حرم آن قرار داده و دیواری از نقره به گردش صادر کرد . با این همه بیشتر آگاهی ما بر تحول و پیشرفت هنرهای فلزکاری در عهد صفوی از مشاهده و بررسی اشیایی کمتر نفیس و مجلل، برساخته شده با مس آبدیده به قلع یا برنج کنده کاری حاصل گردیده است. (فریه1374 : 182)

شکل 2-19. پایه شمعدان، برنج. ارتفاع 6/34
سانتیمتر، نیمه دوم قرن16 در مجموعه ادوار سی. مور 1891
(www.metmuseum.org)

اصولاٌ ایرانیان هنرهای مختلف را در آثار بدیع خود به یکدیگر پیوند می¬دادند. بدین گونه هر هنر مکمل و متممی برای هنر دیگری بود. در حقیقت موضوع نگارگری و شاعر و مرصع کاری بر روی آثار هنری صفوی، امر واحدی به شمار می¬رفت. به کلامی دیگر، شاعر، نقاش، قلمزن و فلزکار هر کدام نکاتی از الهامات خود را در خلق هنر به یکدیگر القاء می¬کردند. هر کتیبه نویسی نیز بیشتر بر شعر تاکید داشت. (فرد ، حیدرآبادیان1388 : 119 )
دردوره صفوی کشف و به کارگیری مواد جدید نظیر فولاد تحولی رادر این صنعت به وجود آورد. فولاد به عنوان ماده جدید زمینه خلق آثار بسیار زیبا در این دوره فراهم می¬سازد. رنگ تیره، استحکام کافی، و قابلیت پرداخت و صیقل خوردن که همچون موم در دست هنرمندان این دوره زمینه نقش آفرینی را مهیا کرد از ویژگی های هنر فلزکاری این دوره است. مشخصه دیگر هنرفلزکاری این دوره جایگزین شدن خط فارسی نستعلیق و ثلث به جای کتیبه¬های کوفی عربی، محصور نمودن نوشته¬ها در ترنج ها و قاب¬های تزئینی و باندهایی که در فواصل معینی با دوایر تزئین و پیچ های نقره کوب و طلا کوب زینت یافته اند، می¬باشد. (توحیدی1386 : 71 )
فن طلاکوبی و نقره کوبی روی مفرغ در قرن های 8 و 9 به کمال رسید و ترقی مینیاتور سازی که به موازات آن انجام گرفت، طرح¬های بسیار ظریف و زیبا را در اختیار این هنر گذاشت. در این زمان همه گونه سفارش را می¬پذیرفتند، ولی بهترین آثارشان قدح، سینی، تنگ، هاون، قلمدان، منقل،آینه ،جعبه ی جواهر و شمعدان¬های نفیسی است که نظیر آن ها را در هیچ هنر دیگر نمی¬توان یافت. رنگ برنج از قهوه ای سیر تا طلایی زرد روشن متفاوت بود و چون شرعاً استعمال ظرف¬های طلا ممنوع بود، این فلز هم مشتریان را از ارتکاب گناه باز می¬داشت و هم حس تجمل دوستی ایشان را راضی می¬کرد. دو روش مخالف یا مکمل یکدیگر همیشه در ایران رواج داشته است. یکی آن که سطح فلز را با طرح ها و نقش های متعدد کاملاً بپوشانند و با این وسیله ظرف را زیبایی و تجمل و جلوه ببخشند. دیگر آن که زمینه را باز و ساده بگذارند تا نقش را برجسته تر نشان بدهد.
سبک فلزکوبی که با طرح های مینیاتور سازان زبردست توام شده بعضی نتایج عالی به بار آورد. نقش حیوانات و طرح¬های هندی که ایرانیان، استادان واقعی آن بودند نیز رواج بسیاری داشت. طرح¬های ظریف تر را اغلب آب طلا می¬دادند. این گونه ظرف ها خصوصاً آن ها که نقش انسان داشتند مخصوص امیران بود. (پوپ ، خانلری 1380 : 86)
در فلزکاری عصر صفوی که برپایه سنت¬های قدیم و مهارت فلزکاران موصلی و خراسان و بیشتر تاثیرگرفته ازفلزکاری دوران تیموری استقرار یافته است؛ که چیره دستی و نبوغ هنرمندان این عصر به چشم می¬خورد و با الهام از دو اصل تشیع و ملی گرایی که در آن زمان در کلیه شئون اجتماعی راه یافته و در حال گسترش و توسعه بود، کار می¬کردند و هنرمندان هم این اصول را در کارهای خود مرئی و منظور می¬داشتند. (فرد ، حیدرآبادیان 1388 : 17 )
شکی نیست که نهی اسلام از تصویر و تمثیل جانوران نتیجه نفرت و بیم از اعاده¬ی بت پرستی بود. اما این نهی در مقابل عشقی که ایرانیان به زیبایی داشتند و اعتقاد ایشان به آن که هر گونه خلق و ابداع از جمله وظایف هنرمندان است، دیری نپائید از جانب دیگر، نقش پیکر انسانی روی شمعدان مسجد راستی کفر آمیز بوده و باعث به وجود آمدن طرح¬های اسلیمی در این روش در این زمان شد که به اوج خود رسید و نمونه ی آن پایه¬ی شمعدان بزرگ است که نام سازنده و تاریخ ساختن در(¬سال 708 ه . ق¬) بر آن نقش شده است.

شکل 2-20. پایه شمعدان برنجی، قلم زده با نقره کاری،
مورخ به سال 807 هجری قمری. ارتفاع 33 سانتیمتر موزه هنرهای زیبای¬، بستن
(پوپ1380:120)

فلزکاران ایران از فلزات قیمتی مانند طلا و نقره نیز ظروف و اشیاء دیگر از قبیل زمینه آلات و غیره می-ساختند ولی چون این آثار غالباً برای تغییر شکل و طرح دوباره آب می¬شده است نمونه¬های خیلی کمی از آنها به ما رسیده است. غیر از این در مجموعه مسترر الف هراری نیز مقداری از آثار نفیس نقره¬ای که اخیراً به دست آمده. (محمد حسن 1363 : 266 )
امتیازی که در دوره صفوی از حیث آثار فلزی دارد ظروف نقره¬ای و طلایی زیادی است که موجب پسند و شگفتی جهانگردان شد ولی نباید فراموش کرده که ارزش مادی این ظروف بیش از ارزش فنی آنهاست.
دراواسط دوره ی صفویه تکامل بسیاری از نقوش تزئینی مانند ترنج های تزئینی و گل¬های معروف به گل شاه عباسی، اسلیمی¬های دهن اژدری، ختائی، لچکی¬ها و قندیل¬های مرصع با طرح¬های آشنا توسط هنرمندان شهرهای مختلف بر قلمدان ها، فرش ها، پارچه ها، جلدها و سر لوح کتاب¬ها نقش بست. شاعر نقاش، معمار فلز کار، کاشیکار، قلمزن و خوشنویس هر کدام از سرچشمه واحدی به نام هنر اسلامی سیراب شدند. نمونه های آثار فلزی موجود در موزه ویکوتوریا آلبرت لندن همه این زیبایی¬ها را بازگو می¬کنند. (توحیدی 1386 : 74 )

فصل سوم
بررسی فن تزئینات فلزات و کتیبه شناسی

3-1 انواع فلزات استفاده شده در دوران باستان
مهم¬ترین فلزاتی که در دوران قدیم شناخته شده و مورد استفاده قرار گرفت، عبارتند از:
1- مس
2- قلع
3- روی
4- طلا
5- نقره
6- سرب
7- آهن
)توحیدی1386: 3)
3-2 تکنیک¬های ساخت و شکل دهی اشیاء فلزی ایران در دوران اسلامی
در دوره اسلامی فلزکاران ایرانی با انواع و اقسام روش¬های ساخت و شکل دهی ابزار و اشیاء فلزی آشنایی داشتند و این امر باعث گردیده که فلزکاران ایرانی را جزء بهترین فلزکاران قلمرو اسلامی بدانیم و در زمینه ساخت و شکل دهی اشیاء فلزی نیز بسیاری از فنون و تکنیک¬ها مستقیماً از فلزکاران ایران عهد ساسانی به فلزکاران دوره اسلامی رسید. در ایران دوره اسلامی نیز همانند دوره ساسانی بعد از ذوب سنگ¬های معدنی فلزات در کوره های ذوب فلز و بدست آوردن فلز خالص، مرحله ساخت فرا می¬رسید. (همان : 39 )
به طور کلی شیوه¬های ساخت اشیاء فلزی عبارتند از: قالب گیری، کنده کاری، قلم زنی و حکاکی، ترصیع کاری یا فلزکوبی، میناکاری، ملیله کاری، سیاه قلم و مشبک کاری است. ( ابراهیمی 1385 : 55)
3-2-1 قالب گیری یا ریخته¬گری
پس از خالص کردن فلز نوبت به مرحله ساخت فلزات، یعنی شکل دادن فرآورده¬های فلز و آلیاژ می¬رسد که خود به سه روش مختلف انجام می گیرد:
1- ریختن فلز مذاب در قالب، یعنی ریخته¬گری یا قالب¬گیری
2- شکل دادن (¬گرد جامد¬) در اثر فشار با گرما که اصطلاحاً در¬هم جوش کردن است.
3- عملیات مکانیکی در حالت جامد و چکش کاری، آهنگری بر روی شمش فلزات
این نوع قالب گیری برای وسایل کوچک مانند اتصالات و قطعات کمربند یا گردن بندها، تامین می¬کردند. بعضی اوقات، قالب ریخته گری به خاطر دوام و ماندگاری درون سنگ به صورت معکوس، کنده کاری می¬شد. (وارد 1384 : 30 )
روش قالب¬گیری اشیاء فلزی با ریختن فلز مذاب در قالبی از گل پخته یا سنگ و یا قالب¬گیری با موم ساخته می-شدند.
قالب ها خود به دو نوع¬اند:
1- قالب رو باز
2- قالب بسته یا دو کفه
3-2-1-1 قالب روباز
آسانترین انواع ریخته¬گری است. روش کار این گونه است که مدل یا نمونه اولیه را در گل خام می¬فشردند و نقش آن را در گل بر جای باقی می¬ماند. بعد فلز مذاب رادر داخل قالب می¬ریختند تا نقش قالب را به خود بگیرد و این روش مخصوص اشیایی بود که سطوح صاف داشتند و از اشیاء به دست آمده از فعالیت¬های باستان شناسی نشان می-دهد که نخستین مرحله قالب¬گیری در قالب¬های باز انجام پذیرفته است. (فرد، حیدرآبادیان1388 :21)
3-2-1-2 قالب بسته یا دو کفه
ریخته¬گری در قالب¬های بسته پیچیده تر از تولید اشیاء فلزی در قالب¬های باز، و به دانش و مهارت بیشتری را در مورد تکنیک فلزگری نیاز دارد. این نوع قالب گیری از دو کفه ی متصل به هم تقریباً به شکل صدف که مجزا و یا مجراهایی در میان آن تعبیه شده تا فلز مذاب بتواند از آن مجرا به داخل قالب راه یابد و نیز سوراخ هایی برای رد کردن میخ تا دو کفه را بدان وسیله به یکدیگر متصل سازد. این نوع قالبگیری برای ساخت انواع آلات و ادوات اسلحه سازی، وسایل خانه و غیره بکار میرفته است که سطوح پشت و روی آن هر دو دارای برجستگی و تزئینات بوده است. (توحیدی 1386 : 40¬)
3-2- 2 کنده کاری
کنده¬کاری یعنی نقوش و طرح¬های تزئینی و خطوط مورد نیاز توسط قلم¬های فلزی که نوکی به شکل عدد هفت (¬7¬) دارند که با وارد آوردن ضربات چکش برآن ها پوسته¬ای از سطح فلز کنده و جدا شده و در نتیجه خطوط طرح¬ها و نقوش به صورت کمی گودتر از سطح جدار فلز بر جا می¬ماند. این فن یکی از رایج¬ترین فنون تزئینی برای اشیاء مفرغی است و از متداول ترین فنون تزئینی درایران باستان می¬باشد که اوج خود را در مسیر زمان طی کرد. (فرد ، حیدرآبادیان 1388 : 23)
فلزکاری حکاکی و کنده¬کاری از لحاظ فنی و تقریباً از نظر جزئیات بسیار شبیه نقاشی است و چون در مضمون خود به داستانی پیوند نخورده، انتخاب تزئینات در این نوع فلزکاری گویای اطلاعات مهمی می¬باشد. (وارد 1384 : 37)

3-2-3