بر استفاده از حرکت‌های راست، خطوط افقی، عمودی و اریب، حرکت‌های دورانی، اسلیمی‌ها، مارپیچ‌ها، پنج ضلعی‌های منتظم و غیره استفاده شده است. اندازه‌های قاب نقاشی به توجه به محتوای شعر و موضوع انجام گرفته، گاهی قاب کسیده در جهت بالا است، گاهی به سوی مربع سوق پیدا می‌کند و گاهی در جهت افقی است. (آیت‌اللهی، ش 28، 1374، ص 350و 353)
همچنین، “نگاره‌های شاهنامه شاه طهماسبی به مدد دستیابی به اصول پیشرفته هنرهای تجسمی و روش‌های هندسی در ترکیب‌بندی، به قدرت خارق العاده‌ای در تجسم محیط کوهستانی، صفحه‌های جنگ با سپاهیان انبوه و نمایاندن نای کاخ در یک فضای محدود دست یافته‌اند؛ و با پرداختن بیشتر به جزئیات و ایجاد ترکیب‌بندی شکوهمند، محیط داستان را غنی کرده‌اند. رنگ‌ها در نهایت غنا، درخشندگی و خلوص به کار رفته او نگارگران با رعایت و توجه به ریتم رنگ‌ها، غالباً طلایی، نقره‌ای، لاجوردی و خاکستری رنگی در سطح‌های وسیع، سنگ‌های پرمایع و خالص را در سطح‌های کوچک ونقش‌های ریز را در میان نقوش تزئینی، به کار برده‌اند. قالب نگاره‌ها با زوایایی قابل توجه، گاهی کشیده در جهت بالا و گاهی به سوی مربع سوق پیدا می‌کند و اندازه کادر متناسب با موضوع و داستان به تصویر درآمده است.” (صداقت، 1385، ص 71)
“یکی از نگاره‌های این نسخه «آموختن جمشید هنرها را به مردم» است (تصویر3- 34). چون جمشید به پادشاهی رسید راه ورسم زندگی، فنون بهره برداری از طبیعت و طریقه رفع احتیاجات روزمره را به مردم آموخت. در این نگاره، موضوع اصلی داستان برای ایجاد تعادل در ترکیب‌بندی در قسمت چپ و در پایین کار در فضای تصویر نشان داده شده است. در این قسمت فضا دربار جمشید با پیکر اشخاص درباری و مردمی که در حــال یادگیری فنون و هنرها هستند، دیده می‌شود در پائین

تصویر 3- 34: آموختن جمشید هنرها را به مردم، شاهنامه طهماسبی، تصویر3- 35: دیدار زال و رودابه . شاهنامه شاه طهماسبی،
صداقت،ش 5 مکتب تیریز، همان منبع

سمت چپ فردی صنعت‌گر در حال ساختن زره و کلاه خود است در کنارش چهار آهنگر، یکی با قطعه‌ای آهن در دست و سه نفر دیگر با حالتهای مختلف در حال چکش زدن هستند بالای سر آنها فردی در حال روشن کردن شعله. در قسمت بالاتر دو تن از درباریان برخی ایستاده برخی نشسته‌اند،
در پائین گروه، مرد خیاط و در جلوی آنها صفحه‌ای از طرح فرش قرار داد. در بالای این بخش پیکره شهریار وقت نشسته بر تختی مزین به نقش اسلیمی‌های پیچان، نقوش هندسی زیبا از پیکره یک فیل دیده می‌شود. در کنار این مجموعه افراد، در سمت راست کاخ شاهی یک مستطیل عمودی که در آن پیکره یک هنرمند پارچه باف دیده می‌شود این مجموعه ساختمان و پیکره‌ها درکنار باغی دل انگیز و فرح بخش قرار گرفته که در آنجا مردی باغبان مشغول کندن زمین است. در اینجا انواع گوناگون درختان برگدار و شکوفه‌دار با شاخه‌های پیچان با احساس وجویباری در وسط است. مجموعه اشعار وکتیبه‌ها، مانند قسمتی از بنا و ساختمان کاخ شاهی به نظر می‌رسند و بی آنکه خود را بر تصویر تحمیل کنند، به شکل جزیی از عناصر تصویر در جهت ایجاد ساختاری موزون و هندسی از یک ترکیب‌بندی متعادل در آمده‌اند. فضا با نشانه‌های انتزاعی، از جهان واقعی تعریف شده و همه چیز در نوع خود بی نظیر است. جمشید پادشاهی است که به دیوان، پریان و انسان‌ها فرمانروایی می‌کند بنابراین نگارگر و دیوار را با چهره‌های عجیب و غریب، در پشت تخت شاهی به خوبی مطابق با مفهوم نشان داده است در میان تصویر نیز نقش بانویی نشان داده شده است.این فضای درباری، مزین به انواع نقوش و تزیینات گوناگون است، آن چنان که این فضای زیبا با تحرکی جذاب و در خور توجه خلق شده است.” (صداقت، 1385،ص 54)
و اما نگاره‌ای دیگر، “«دیدار زال و رودابه» می‌باشد که قسمت آخر واقعه این دیدار نمایان شده است (تصویر 3- 35)؛ تزیینات هندسی نقش و نگاره‌های گیاهی و اسلیمی و کتیبه‌هایی نیز در داخل نوار بالای در جای گذاری شده‌اند. تپه و منظره ترسیم شده نیز مملو از گیاهان گل بوته‌ها و علف‌های ریز و درشت است و تکه سنگهایی بر روی آن دیده می‌شود.
«نگارگر در ترکیب‌بندی فضای نگاره یک مثلث فرضی از سه پیکره رودابه، زال و مرد ایستاده تشکیل داده که شکل مستطیل عمارت شاهی، خط افق و جهت مورب زمین را تعدیل می‌کند.” (همان ص 55)
به طور کلی، در نگاره‌های شاهنامه طهماسبی و همانطور که در نمونه‌ها ذکر شده نگاره‌ها در اوج شکوه تزیین است. در این شاهنامه، «ویژگی‌هایی چون صخره‌های اسفنجی به شکل سر انسان، فرشی از گل و گیاه در سراسر زمین، جویبار پر پیچ و خم ابرهای پیچان، مرغان نغمه خوان و … را می‌توان برای عناصر تصویری این نگاره‌ها بر شمرد. علاوه بر این، به لحاظ ترکیب‌بندی، نگاره متوازن با رنگ‌ها می‌باشد و پیکره‌ها با هدف و در ارتباط با فضا جای گذاری می‌شدند و تعداد، تنوع و حالات آن‌ها مهم‌تر و قابل توجه‌تر است و بیشتر به شخصیت‌ها و وقایع اصلی پرداخته شده است تا وقایع فرعی.
نگاره بارگاه کیومرث (تصویر 3- 36)، اثر سلطان محمد است. این نگاره که در بخش پادشاهی کیومرث آمده است هفدهمین مجلس شاهنامه را شامل می‌شود. این اثر زیبا و شگفت انگیز بارگاه کیومرث شاه با همسرانش را به تصویر کشیده است. همراهان که همه پوستین پوشیده‌اند و حیوانات پیرامون آنان در یک منظره غیر واقعی جا گرفته‌اند و کوه‌های پرفراز و نشیب و گیاهان سرسبز و انبوه آنان را احاطه کرده‌اند. گفته می‌شود که کیومرث نخستین کسی بود که راه و رسم پادشاهی را بر پا کرد و آیین پوشیدن و پخت و پز را به مردم آموخت.
شاه در محور ترکیب‌بندی نشسته و غمگنانه به فرزند خود سیامک می‌نگرد، چون قرار است سیامک در جنگ با دیو سیاه کشته شود. روبه روی سیامک، هوشنگ فرزند برومند او، انتقام گیرنده از دیو سیاه و نجات بخش ایران زمین قرار دارد. در این نگاره، وحوش حضوری رام دارند. گیاهان سرسبز، درختان پرگل و شکوفه و آسمان طلایی با ابرهایی به سبک چینی روح داده شده است که از مشخصه‌های کار سلطان محمد می‌باشد. رنگ طلایی آسمان که نمایانگر فضایی ملکوتی و بهشت گونه است به کمک رنگ‌هایی که در پیراهن افراد به کار رفته از تنهایی در آمده و به خصوص به جهت فرم قرارگیری پیکره‌ها حالتی شعله گون را ارائه داده است. هنرمندان مسلمان از سه بُعد نمایی، پرسپکتیو، ایجاد عمق و رعایت اصول طبیعی دوری می جستند تا بتوانند مفاهیمی بزرگ و ارزشمند را در کارهای خود ارائه دهند، همانطور که در تمام این نگاره‌ها در شاهنامه شاه طهماسب می بینیم همه اجزاء صرف نظر از قرار گرفتن در جلو، وسط یا پس زمینه تصویر، به یک اندازه ترسیم شده‌اند. البته موارد استثناء و نقاط تاکیدی نیز در نقاشی‌ها وجود دارد، مثلاٌ در دربار کیومرث می بینیم که بر حسب مقام، پرسوناژها تغییر می‌کند. در این تصویر نقطه‌ی تأکید بر کیومرث است که در قسمت بالای تصویر در فضاییی باز به صورت نشسته و بزرگتر از بقیه‌ی پرسوناژها به تصویر کشیده شده است. این اصل بزرگتر نشان دادن افراد دارای مقام بالاتر و قرار دادن آنها در مرکز تصویر باعث می‌شود تا گوناگونی درجات شخصیت‌ها بر ما معلوم گردد و به این طریق مفهوم اشعار و یا داستان بر ما معلوم گردد.
در تصویر جشن سده نیز این اصل را می‌توان مشاهده کرد، که هوشنگ شاه در حالات نشسته بزرگتر از دیگران در وسط تصویر قرار گرفته است. عناصر تصویر از حد قانونی قاب بیرون زده است. رنگها به وفور و بسیار درخشنده و شاد به کار گرفته شده‌اند. در این ترکیب‌بندی از منحنی‌های حلزونی مه به صورت حرکات دایره‌وار ایجاد شده استفاده شده است.

تصویر 3- 36 الف: بارگاه کیومرث، شاهنامه طهماسبی، موزه هنرهای معاصر، شاهکارهای نگارگری ایران، 1389.

تصویر 3- 36 ب: بخشی از تصویر بارگاه کیومرث،
همان منبع

در نگاره بارگاه کیومرث ما به خطوط عمودی، افقی، اریب، حرکت‌های دورانی، مارپیچ‌ها، چند ضلعی‌ها، مانند چند ضلعی که از ساده کردن فضای سبز رنگ داخل تصویر به دست می‌آید و شکل‌های مثلثی بر می‌خوریم، از جمله مثلثی که به وسیله شخصیت کیومرث که در رأس به صورت فرد حاکم و اصلی است و اطلاع که توسط دو پیکره، یکی پیکره‌ای که یا قامت رسا ایستاده (سمت چپ تصویر) و دیگری سیامک ( سمت راست تصویر) به وجود می‌آید.
از دیگر نکات بارگاه کیومرث می‌توان به صخره‌های اسفنجی آن اشاره کرد که بسیار زنده نمایش داده شده‌اند. این صخره‌ها را در بسیاری از نگاره‌ها می‌توانیم مشاهده کنیم که اعلب بخش مهمی از شکل یکپارجه نگاره‌ها را تشکیل می‌دهد و از بخشهای مهم و جذاب ترکیب‌بندی به شمار می‌آید. (یزدان‌پناه ، حاتم و سلطانی، ش 134، 1389، ص 71 و 72)
تصویر جشن سده: در شاهنامه از «سده» به عنوان جشن کشف آتش نام برده شده است. در این افسانه هوشنگ در حال سواری در کوه به موجود سیاه درازی برخورد می‌کند، برای کشتن این موجود سنگی به سویش پرتاب می‌کند، آن سنگ بر سنگ دیگری برخورد کرده و از آن جرقه‌ای پیدا می‌شود. بیدن ترتیب آتش کشف گردید و آن موجود هم کشته شد.
هوشنگ شاه کشفش را بر پا کردن بزمی همان طور که در تصویر دیده می‌شود،. جشن گرفت و این جشن در طول قرن‌ها هم چنان ادامه پیدا کرد.
در جشن‌های سده (تصویر 3- 37)، آتش بزرگی در بیرون خانه بر پا می‌کردند و مردم بر گرد آن می‌خواندند و می‌رقصیدند و هر کس با آوردن چوب برای آتش در آن شرکت می‌کرد و این نشان از جنگ با شیطان، پلیدی و سرمای زمستان داشت.
در این نقاشی چارچوب کلی اثر مربع شکل می‌باشد و در دوران آن در قسمت مرکزی تصویر، مثلثی را به وجود آوردند که هوشنگ در واقع تاکید اصلی تصویر می‌باشد. صخره‌های رنگین در اطراف ترکیب‌بندی، منحنی حلزونی و فرم مثلثی شکل به وجود آمده توسط قهرمانان اصلی داستان در مرکز تصویر ، شباهت جشن سده را یا ( دربار کیومرث) به یاد می‌آورد. ( همان، ص 73)
سلطان محمد، هم با نقاشی پیش از صفویان پیوند دارد و هم یکی از نمایندگان شیوه‌ی نو ظهور صفوی است که در شکل گیری آن موثر بوده است. نگاره‌های سلطان محمد سرشار از رنگ‌بندی دقیق و درخشان، ترکیب‌بندی عالی و آکنده از جزئیات بغرنج و پبجیده است.

تصویر 3- 37: جشن سده، شاهنامه طهماسبی، www.shahnsmehirani.bologfa.com
در این تصویر خصوصیات شوخ طبعانه شوخ طبعانه اما عمیق انسان‌ها و حیوانات را نظاره‌گر هستیم. هنرمند ایرانی اسلامی همچون سلطان محمد توانسته است در پس جلال و جبروتی که برای نشان دادن تصاویر و بارگاه شاهان استفاده کرده، افکار پنهان خود را که از احساس بینشی ارزشمند سرچشمه گرفته