این که علائم جهت دهنده روشنی مسیرها را معرفی کنند(لینچ، 1376).
در مجموعه های بزرگتر، جهت یابی با فراهم آوردن زیر گروه های کوچکتر مسکونی و سلسله مراتب مسیرهای پیاده قابل تشخیص می تواند تسهیل شود. از ایجاد ابهام بین ورودی اصلی و فرعی و جلو پشت ساختمان باید اجتناب کرد. فرمی از ساختمان که واحدهای مسکونی را از هم قابل تشخیص کند، و طراحی ورودی های متنوع با ایجاد هویتی واحد برای هر واحد مسکونی راهنمایی ساکنین و مراجعین می باشد. سیستم شماره گذاری واحدهای مسکونی که باید با فرم ساختمان ها و فرایند جهت یابی در مجموعه تطابق داشته باشد. نورهای محوطه در تمامی مجموعه یکی از نیازهای ارتباطی مردم که درایران در طراحی ها به آن توجه کافی نشده، فراهم آوردن جعبه های پستی برای واحدهای مسکونی را امکان پذیر سازد. نوع نورهایی که در محوطه یک مجموعه مسکونی طراحی می شود، به خوانایی فضا، هویت دادن به نقاط مختلف مجموعه و جهت یابی، در ساعات شب کمک می کند(لینچ، 1376).
2-11-6- دسترسی سواره:
در حالی که تقلیل وابستگی به وسایل حمل و نقل شخصی می تواند یکی از اهداف توسعه شهرها باشد، به نظر می رسد که در آینده نزدیک استفاده از این وسایل به دلیل فراهم آوردن استقلال فردی و انعطاف پذیری در استفاده کماکان بخش مهمی از حمل و نقل سواره را به خود اختصاص می دهند. تقلل استفاده از وسایل نقلیه خصوصی و وابستگی به آن در صورتی عملی می شود که در قبال افزایش قیمت سوخت و تراکم شهرها، سرمایه گذاری اساسی در پیشرفت کیفیت و کارای سیستم حمل و نقل عمومی صورت پذیرد (همان، 1376).

در کوتاه مدت باید استفاده از وسایل نقلیه شخصی کماکان عامل مهمی در قبول زندگی در مجموعه های مسکونی موجود و نوساز است . طراحی برای دسترسی سواره، توقفگاه و انبار با مکان یابی مناسب و دارای نمای ساختمانی دلپذیر و با سطح با بالایی از ایمنی و ا منیت از مهمترین مسائل طراحی مسکن با تراکم نسبی است. طراحی نامناسب محوطه و د سترسی پیچیده و مبهم در کارآیی مجموعه ها اثر می گذارد(عینی فر، 1386).
در جاهایی که دسترسی سواره و پارکینگ در سطح زمین است طراحی دقیق مسیرهای عبور ماشین و انتخاب درست مصالح ساختمانی برای اجتناب از ایجاد سطوح وسیع اشغال شده بوسیله ماشین اهمیت بیشتری پیدا می کن. طراحی سطوح توقف ماشین و استفاده از اختلاف مصالح و رنگ شخصیت لازم را به مسیرهای پیاده می دهد . و همچنین مسیرهای اولیه و ثا نویه را از هم تفکیک کرده و مکان های با استفاده مشترک پیاده و سواره را مشخص می سازد. استفاده از مسیرهای مشترک سواره و پیاده در مجموعه هایی موفق است که تعداد واحدهای مسکونی محدود باشد، خوانایی کافی در مسیرها وجود داشته باشد، ترافیک عبوری وجود داشته بادش و سرعت سواره محدود شده باشد(عینی فر، 1386).
2-11-7- ترکیب داخلی واحدهای مسکونی:
در مجموعه های مسکونی تعیین اندازه، تعداد و ترکیب اتاق ها بیش از خانه های تک واحدی نیازمند دقت است با افزایش تراکم، شکل گیری محوطه مجموعه ها ( اندازه قطعات زمین، شکل آن ها، توپوگرافی و جهت گیری ساختمان ها) و کنترل های برنامه ریزی محوطه ( تعیین بر و کف، محدودیت های ارتفاع ساختمان فضای باز، استانداردهای خابان و محل های توقف ماشین ) محدودیت های بیشتری در طراحی ایجاد کرده اند. در نتیجه این محدودیت ها و تراکم بیشتر واحدهای مسکونی، دسترسی به نور و تهویه ها مشکل تر می شود(عینی فر، 1386 ).
در ساختمان های چند طبقه مسکونی مکان قرارگیری پله و توزیع عملکردها در طبقات مختلف از محدودیت های دیگر است و ویژگیهای جمعیتی و اقتصادی و اجتماعی ساکنین نیز عوامل تعیین کننده ای در زمینه دسترسی به طبقات، مالکیت ماشین، خلوت، امنیت و چگونگی و مقدار فضای انبار و استفاده از امکانات جمعی مجموعه ها هستند. تنوع و گوناگونی ا ین عوامل نتیجه گیری در مورد اندازه و ترکیب مناسب فضاها را مشکل می سازد، ولی اصول مشترکی در طراحی وجود دارد که می تواند مورد توجه طراحان قرار گیرد(همان، 1386 ).
اصول عمومی ترکیب درونی واحدهای مسکونی شامل وضوح و تعریف درست ورودی، سادگی، روابط عملکردی منطقی، فضاهای ارتباطی کارا، انعطاف پذیری در استفاده از اتاق و چیدمان فضا ، تجمیع افقی و عمودی سرویس ها، جهت مناسب نور در اتاق های اصلی، و رابطه اتاق ها با فضاهای بیرونی می باشد.به همین ترتیب، ترکیب فضاها بر اساس تفکیک هایی چون استفاده بیرونی-اندرونی، خصوصی-عمومی، روز- شب، و ترکیب اتاق های خواب براساس تقسیماتی چون والدین- بچه ها، صاحبخانه – مهمان و خواب- کار انجام می شود(همان، 1386 ).
در طراحی مجموعه ها تعیین اینکه تا چه حد فضاهای زندگی در واحدهای مسکونی تفکیک شده یا به صورت پلان آزاد باشند موضوع مهمی است. در پلان آزاد حتی اگر فضاها حداقل باشند، بوجود آوردن احساس گشودگی فضا مزیت بزرگی است. در مقابل این مزایا، مشکلات ناشی از کنترل مزاحمت های صوتی، خلوت بصری، ایمنی و مخارج گرمایشی و سرمایشی در اقلیم های مختلف باید در نظر گرفته شود.به علاوه عادت های فرهنگی نیز باید در نظر گرفته شود(همان، 1386 ).
به علاوه عادتهای فرهنگی و سنت سکونت، ترکیب خانوار و امکان زندگی افراد مسن و خردسال در شکل گیری فضاهای داخلی واحدهای مسکونی مؤثر هستند. تعداد و مکان سرویس ها در واحدهای مسکونی و ارتباط آنها در مجموعه ها نیز نکته مهمی است تعداد اندازه و دسته بندی سرویس ها و حمام ها به وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانوار بستگی دارد. در واحدهای مسکونی واقع در مجموعه های با تراکم متوسط و زیاد البته تعداد کمتری سرویس و حمام در نظر گرفته می شود، زیرا به دلیل احتمال پایین تر بودن بعد خانوار، به سرویس های ثانویه کمتری نیاز است. بنابراین بهتر است از مساحت های به شکل مفیدتری و برای فضاهای چندمنظوره همچون کار، مطالعه و تجمع خانواده که ممکن است فضاهای بزرگتر و انعطاف پذیری تری را نیاز داشته باشند ا ستفاده شود (عینی فر، 1386).
2-11-8-اقلیم و صرفه جویی در مصرف انرژی:
شرایط اقلیمی در مناطق شهری ایران از هوای سرد در غرب و شمال غربی، تا گرم و مرطوب در جنوب و گرم و خشک در مرکز کشور متغیر است . هر کدام از پهنه های اقلیمی نوعی از طراحی مسکن را نیاز دارد، و بهتر است که سطوح قابل قبولی از راحتی و صرفه جویی انرژی را فراهم آورد. در حاصل حاضر تحقیقات و نوشته های زیادی راجع به طراحی اقلیمی و ساختمان ها یکارا در مقابل مصرف انرژی وجود دارد. هر چند اغلب این مطالعات راجع به مجموعه های مسکونی با تراکم کم بوده ، ولی اصول آن برای مجموعه های با تراکم متوسط به بالا نیز قابل استفاده است. این اصول شامل دقت در تفکیک زمین و برنامه ریزی محوطه برای استفاده بهینه از نور خورشید و کنترل بادهای مزاحم و استفاده از بادهای مفید، پهنه بندی و تهویه فضاهای داخلی واحدها اندازه و گونه سایبان پنجره ها انتخاب مصالح ساختمانی برای استفاده مفید از انرژی ،گرمایش،سرمایش نگهداری و عایق بندی حرارتی و انتخاب آگاهانه سیسیم گرمایش و سرمایش است(همان، 1386 ).
مجموعه های مسکونی با تراکم بیشتر از جهت طراحی اقلیمی نسبت به مجموعه های با تراکم کمتر مزیت ها و معایبی دارند.مزیت آنها داشتن حجم متراکم و سطوح خارجی کمتر در مقابل تبادل حرارت است.همچنین به دلیل وجود سطح مشترک بین واحدها، عایق بندی حرارتی راحت تر انجام می شود.در مقابل این مزایا با افزایش تراکم انعطاف پذیری در استقرار و جهت گیری واحدهای مسکونی برای گرفتن نور مناسب و تهویه طبیعی کمتر شده و احتمال در سایه قرار گرفتن ساختمان ها بیشتر می شود. این مطلب بویژه در مجموعه های که زمین هایی با ابعاد، جهت گیری و توپوگرافی غیر متعارف دارند بیشتر پیش می آید . هر چه تراکم بیشتر و فضای باز خصوصی کمتر می شود، طراحی اقلیمی واحدهای مسکونی اهمیت بیشتری می یابد (همان، 1386).
2-12-رویکردها به گونه شناسی مسکن
سکونت و روش سکنی گزینی در محیط های شهری در سه عرصه خصوصی، اشتراکی و اجتماعی یا عمومی صورت می گیرد؛ لذا سکونت علاوه بر اینکه شامل عرصه خصوصی واحد مسکونی می گردد، عرصه های مشترک و شهری را نیز شامل می شود. وقتی یک واحد مسکونی در درون یک قطعه زمین احداث می گردد ، عرصه ای خصوصی برای زندگی یک خانواده بوجود می آید شریان حیاتی خود را از طریق فضای باز شهری که خیابان نامیده مى شود به دست مى آورد. از نظر حقوقط مدنى هیچ یک از ساکنین واحدهاى مسکونى نسبت به این فضاى باز حق مالکیت ندارند و نگهدارى از آن ها برعهده ارگان هاى شهرى و عمومى است و همه افراد در شهر حق عبور و مرور از آن را دارند. یعنى عرصه اى عمومى است که زندگى اجتماعى در درون آن جریان پیدا مى کند. اما این تعریفى بسیار کلى از خیابان است در حالى که در واقعیت خیابان ها در یک شهر خود نیز داراى مراتبى متفاوت از نیمه عمومى تا عمومى هستند(پوردیهیمی، 1391).
اما وقتى چندین واحد مسکونى در درون یک قطعه زمین مشترک احداث گردنده نه تنها عرصه اى خصوصى براى هر خانواده به وجود مى آید، دو شریان حیاتى واحدها را تغذیه مى کند: یکى شریانى داخلى است- پله و راهرو مشترک در طبقات- که عرصه اى مشترک بین واحدها مى باشد؟ و دوم شریانى شهرى است که همه واحدها را به شهر متصل مى کند که عرصه اى عمومى است. در چنین شرایطى واحدهاى مسکونى از طریق شریان داخلى با یکدیگر در تعامل قرار گرفته و از نظر حقوقى همه ساکنان نسبت به آن مالکیت مشترک دارند. حراست و نگهدارى از آن بر عهده ساکنان بوده و فقط ساکنان حق استفاده از آن را دارند. اما شریان دوم همان خیابان است که عرصه اى عمومى است که امکان اتصال این مجتمح اشتراکى را به شهر میسر مى کند لذا توجه به نظام زندگى در محیط های اجتماعى عامل اصلى شکل گیرى زندگى شهرى است و جوهر شهر در مقابل غیر شهر در وجود عرصه هایى نهفته است که قادر به جذب مردم، نظارت آنها بر آن فضا و برآوردن نیازهای بنیادی اجتماعى آنها، مى باشد(همان، 1391).
زندگى اجتماعى در محیط های شهرى با عرصه ها و سلسله مراتب متفاوتى به وجود مى آید؟ زندگى در عرصه هاى اجتماعى مسکونى یا در خیابان هایى که فضاهاى خدماتى و خرید در آن واقعند در حضور پر جنب و جوش مردم نهفته است. کوچه هاى مسکونى محیط هایئ هستند که تنها براى دسترسى مورد استفاده قرار نمى گیرند. توجه به نوع استفاده کنندگان و نیازهاى آنها در این گونه فضاها، محیط هایى امن و قابل زندگى را به وجود مى آورند؟ زیرا عرصه هاى اجتماعى با حضور انسان معنا پیدا مى کند. در این عرصه ها رفتارهایى از اهمیت مضاعف برخوردار مى گردند که مأخوذ از جوهره هر فضا مى باشند(پوردیهیمی،1391).
اغلب در عرصه هاى جمعى شهری ، رفتارهاى متفاوت و گوناگونى بنا بر مراتب فضایى آنها پدید مى آید که، در واقعیت به صورت چند منظوره عمل مى نمایند. وجود