(مانند
Tavarnelli, 1997 (Thorbjornsen & Dunne, 1997; معتقدند که نمودارهای ارائه‌شده توسط Jamison (1987)، منسجم‌ترین حالت را دارند زیرا چندین مدل مختلف را موردتوجه قرار داده‌اند. در مدل ارائه‌شده توسط Jamison (1987) چین‌های مرتبط با گسل در سه گروه اصلی چین‌های خم گسلی، چین‌های انتشار گسلی و چین‌های جدایشی تحلیل‌شده‌اند. در شکل ‏3 11 تقسیم‌بندی این چین‌ها از McCla (2003) ارائه‌شده است.

شکل ‏3 11 تقسیم‌بندی سه‌گانه ساده از چین‌های مرتبط با گسل‌های راندگی (McClay, 2003)
چین‌های خم گسلی (Fault-bend folds)
چین‌های خم گسلی یا چین‌های پلکانی (McClay, 2003)، معمولی¬ترین انواع چین‌ها هستند که در اثر تغییر هندسه گسل تشکیل می-شوند (Suppe, 1983). به‌عبارت‌دیگر این چین‌ها در اثر تغییر شکل فرادیواره ورق راندگی با عبور از روی رمپ به وجود می¬آیند (شکل ‏3 12،d) این چین‌ها در دو سبک مشاهده می‌شوند(McClay, 2003):
سبک І: این سبک از چین‌های خم گسلی واجد یک رمپ منفرد در سطح راندگی و (معمولاً با شیب 30درجه یا کمتر) بین دونقطه راندگی موازی با لایه هستند (Jamison, 1987). در این نوع از چین، ضخامت و شیب لایه‌های یال جلویی با شیب رمپ فرودیواره برابر باقی می‌ماند. به‌طورمعمول به نظر می‌رسد که بسیاری از چین‌های خم گسلی از نوع سبک І هستند.
سبک П: چین‌های خم گسلی در این سبک دارای زاویه بین پهلویی تنگ‌تر در تاقدیس جلویی و پهلوی پیشانی پرشیب (Suppe, 1983) تا برگشته هستند. تشخیص چین‌های خم گسلی سبک П تا برگشته هستند. تشخیص چین‌های خم گسلی سبک چین‌های انتشار گسلی دشوار می‌باشد (McClay, 2003).

چین‌های انتشار گسلی (Fault- propagation folds)
این چین¬ها در اثر انتشار نوک گسل راندگی، در بخش بالایی رمپ و در داخل لایه¬های تغییر شکل نیافته، تشکیل می¬شوند. به‌عبارت‌دیگر، کرنش¬های چین¬خوردگی در نوک پلکان گسل، جایی که جابه¬جایی راندگی به صفر می¬رسد، یک چین نامتقارن با پهلوی پیشانی پرشیب تا برگشته (که تمایل اندکی را نشان می‌دهند) تشکیل می‌دهند (McClay, 2003). هنگامی‌که گسل به گسترش خود ادامه می‌دهد، رشد چین نیز در نوک گسل ادامه پیدا می¬کند. (Suppe & Medwedeff , 1990)، (شکل ‏3 12،b).
چین‌های جدایشی (Detachment Folds)
چین‌های جدایشی چین‌هایی هستند که در بالای یک سطح جدایش یا نوک یک راندگی که به‌موازات لایه‌بندی است توسعه می‌یابند (Jamison, 1987) (شکل ‏3 12،e). این چین‌ها درجایی شکل می‌گیرند که سکوی راندگی در یک نقطه قفل می‌شود و جابه‌جایی راندگی به صفر رسیده و مانع انتشار افقی بیشتر گسل می‌شود. در این حالت جابه‌جایی در فرادیواره ورق راندگی موازی لایه‌بندی، با چین‌خوردگی و بر خاستگی قائم در فرادیواره گسل اتفاق می‌افتد. بنابراین چین‌های جدایشی در شرایط نسبتاً کم‌عمق و با برخاستگی قائم لایه‌ها هنگام چین‌خوردگی، شکل می‌گیرند. (McClay, 2003).
چین‌های جدایشی به یک لایه شکل‌پذیر مانند نمک یا انیدریت و شیل¬های تحت‌فشار، که هم‌تراز سطح راندگی باشد نیاز دارند تا اینکه فرادیواره ورق راندگی بتواند به‌صورت مستقل از فرودیواره، تغییر شکل پیدا کند. در این حالت، واحد شکل‌پذیر یا به‌صورت جانبی خارج می‌شود و یا فضای ایجادشده در قاعده چین جدایشی را پر می‌کند (McClay, 2003).

شکل ‏3 12 مدل‌های مختلف چین‌خوردگی مرتبط با راندگی (Thorbjornsen & Dunne, 1997)
تورق
تورق به خصوصیتی از سنگ اشاره دارد که در امتداد سطوح ضعیف به صفحات نازک¬تر تفکیک می¬شود
(Tucker, 2001). تورق به‌صورت معمول در شیل¬ها که سنگ رسوبی هستند، و در اسلیت و فیلیت که سنگ دگرگونی متورق هستند، مشاهده می¬شود. تورق در این سنگ¬ها توسط هم‌ردیف شدن ترجیحی دانه¬های فیلوسیلیکات صفحه¬ای به علت فشرده شدن، تغییر شکل، یا رشد یک کانی جدید ایجادشده‌اند (Ingram, 1953). یک سنگ بسیار متورق در امتداد کلیواژ¬ها به آسانی شکافته می-شوند (Anderson, 1976).
به طور کلی به هر نوع از فابریک¬های صفحه‏ای نافذ در یک سنگ، تورق گویند. بنابراین لایه¬بندی، لایه¬بندی ترکیبی، کلیواژ، شیستوزیته و گنیستوزیته، به‌عنوان تورق در نظر گرفته می‌شوند. شکستگی‏ها به‌عنوان تورق در نظر گرفته نمی‌شوند زیرا شکستگی¬ها جزئی از خود سنگ نیستند. یک سنگ ممکن است حاوی چندین تورق باشد مخصوصاً اگر بیش از یک‌بار دگرشکل شده باشد. برای بیان تورق‏های متفاوت، زمین‏شناسان زیرنویس‏هایی به تورق‏ها اضافه می‏کنند، مانند: S0, S1,S2 و غیره. S0 برای لایه-بندی اولیه به کار می‏رود، S1 اولین تورق می‌باشد که بعد از لایه¬بندی ایجاد می‌شود، S2 بعد از S1 تشکیل می‌شود و غیره (Pluijm & Marshak, 2004)، (شکل ‏3 13).

شکل ‏3 13 در مرحله دگرشکلی اولیه، لایه‏بندی چین‌خورده و تورق موازی صفحه محوری این چین‏ها گسترش می‏یابد. در مرحله دگرشکلی دوم تورق چین‌خورده و یک تورق کنگره‏ای ایجاد می‌شود. که یال‏های چین مرحله اول را قطع می‏کند (Passchier & Trouw, 2005).

توالی زمانی تشکیل تورق‌ها با رابطه تقاطعی تعیین می‌شوند. انواع بسیاری از تورق‌های تکتونیکی وجود دارند که به‌طور ساده توسط ویژگی‌هایشان از یکدیگر تشخیص داده می‌شوند. ویژگی‌های فیزیکی یک تورق منعکس‌-کننده فرآیندهای تشکیل آن بوده است. این فرآیندها به‌طور جزئی توسط ترکیب و اندازه دانه اولیه سنگ‌شناسی و شرایط دگرگونی کنترل می‌شوند. نام‌های متفاوت برای انواع متفاوت تورق به کار می‌روند. در یک توالی افزاینده ابتدا کلیواژ سپس شیستوزیته و درنهایت گنیستوزیته تشکیل می‌شود (Pluijm & Marshak, 2004).
تورق ازنظر ژنتیکی می‌تواند اولیه یا ثانویه باشد. تورق اولیه در هنگام شکل‏گیری سنگ و قبل از سخت شدن در ساختار سنگ ظاهرشده درحالی‌که تورق ثانویه که عمدتاً در محیط شکل¬پذیر بوجود می¬آید. بعد از سخت شدن سنگ در آن شکل گرفته و متأثر از عوامل تکتونیکی منطقه می‌باشد مانند کلیواژ، شیستوزیته و لایه¬بندی ترکیبی و تورق میلونیتی که در هنگام فرآیندهای کاتاکلاسیک شکل می‌گیرند، درواقع تورق ثانویه بازتابی از دگرشکلی در سنگ¬ها می‌باشد (Pluijm & Marshak, 2004).
گسترش تورق در سنگ‏ها به عواملی چون: 1- ترکیب شیمیایی سنگ مثلاً سنگ‌های پلیتی تورق را بهتر نشان می‌دهند در حالی که سنگ‌های ماسه سنگی یا کربناته کمتر تورق را نشان می‌دهند. 2- جهت و بزرگی استرس 3- شرایط دگرگونی مانند درجه حرارت و فشار لیتواستاتیک 4- فشار و ترکیب سیال بستگی دارد (Passchier & Trouw, 2005).
کاربرد تکتونیکی و عملی تورق
بر مبنای بازسازی تاریخچه دگرشکلی سنگ‏ها، تورق دارای مـوارد کاربردی زیر می‌باشد
(Passchier & Trouw, 2005):
تعیین جهت استرین
تورق غیر فعال معمولاً برای مشخص کردن جهت صفحه xy بیضوی کرنش تکنونیکی مفید می‌باشد.
بازسازی شرایط دگرگونی
اگر در یک منطقه تورق‏های مکرر هم‏پوشان وجود داشته باشند تورق اصلی در شرایط اوج دگرگونی تشکیل می‌شود و وقایع بعدی با تغییر شکل این تورق به‏ وجود می‏آیند که شرایط دگرگونی پایین‏تر را نشان می‌دهند.
ارتباطات هم‏پوشانی
روابط هم‏پوشانی تورق‏ها احتمالاً مفیدترین وسیله برای مطالعه تحولات تکتونیکی یک توده سنگی است (شکل ‏3 14). به ‏دلیل طبیعت نافـــذ و کوچک مقیاس بودن عناصر فابریکی، تفکیک ساختارها در زیر میکروسکوپ دقیق‏تر انجام می‌گیرد. اگر ریزچین‏ها در مقطع نازک مشاهده شوند همواره سطح تورق چین‌خورده از سطح فابریکی که به موازات سطح محوری و با چین‏های بریده گسترش می‏یابد، قدیمی‏تر است.
هر صفحه‏ای که موازی صفحه محوری چین است از نظر تشکیل هم ‏سن با همان چین است. تورقی که چین را به ‏صورت مایل قطع می‏کند از آن چین جوان‏تر است (Passchier & Trouw, 2005).

شکل ‏3 14 نمایش ارتباطات هم¬پوشانی برای چند تورق. در اثر دگرشکلی پیش¬رونده در مرحله D3 سه تورق به ثبت رسیده است (Passchier & Trouw, 2005)
انواع تورق
محققین مختلف تقسیم‌بندی‌های بسیار متنوعی از انواع تورق‌ها ارائه داده‌اند. در زیر دو تقسیم¬بندی از
(Marshak, 1988) و (Twiss, & Moores, 1992) به‌طور خلاصه شرح داده می¬شود.
در تقسیم‌بندیMarshak (1988)، فقط تورق‌های ناشی از پدیده دگرگونی موردبررسی قرارگرفته است. این تقسیم‌بندی بر اساس درجه دگرگونی به شرح زیر است:
الف) دگرگونی درجه پایین، ب) دگرگونی درجه متوسط تا بالا، و ج) دگرگونی درجه بالا
Twiss & Moores (1992)، بر اساس شکل و یا ترتیب اجزاء تشکیل‌دهنده سنگ‌ها، تورق را به انواع مختلف مطابق جدول ‏3 6 تقسیم‌بندی کرده‌اند.
جدول ‏3 6 تقسیم‌بندی تورق‌ها بر اساس شکل ظاهری (Twiss, & Moores, 1992)

گسل
در معنای عام، گسل به هر سطح یا زونی در زمین اطلاق می‌شود که لغزش قابل‌اندازه‌گیری (جابه‌جایی برشی) در آن رخ‌داده باشد. در یک تعریف خاص برای یک گسل، گسل‌ها شکستگی‌هایی هستند که لغزش در آن‌ها عمدتاً به‌وسیله فرآیندهای دگرشکلی شکننده اتفاق می‌افتد (Pluijm & Marshak, 2004). معمولاً اصطلاح گسل برای شکستگی های برشی یا مناطقی با جا به جایی های گسترشی از چند متر تا بیشتر عنوان می¬شود. شکستگی هایی که جابه¬جایی آنها در اندازه سانتی متر یا کمتر باشد شکستگی برشی و شکستگیهای برشی که جابهجایی آنها در حد میلی متر یا کمتر باشد میکروگسل نامیده می شوند (Twiss, & Moores, 1992).
انواع گسل¬ها در شکل ‏3 15 نشان داده¬شده اند.

شکل ‏3 15 انواع گسل¬ها و حرکت نسبی دو قطعه گسلی در طول یکدیگر (با پاره¬ای تغییرات از Twiss, & Moores, 1992)

شکستگی¬های موجود در منطقه برشی:
این شکستگی¬ها دارای انواع مختلف به شرح زیر هستند (Burbank & Anderson, 2001):
شکستگی¬های برشی نوع ریدل یا R همسو: این شکستگی¬ها در جهت موازی منطقه برشی ایجاد شده و با حاشیه منطقه برشی یا P.D.Z زاویه در حدود φ/2 یا 15 درجه ایجاد می¬کنند. این شکستگی¬ها به صورت همسو با دیواره منطقه برشی ایجاد می¬گردند.
شکستگی¬های برشی مزدوج ریدل یا Rʹ غیر همسو: این شکستگی¬ها با جهت برش غیرهمسو بوده و زاویه¬ای که با دیواره منطقه برشی ایجاد می¬کنند در حدود φ/2 -90 می¬باشد.
شکستگی¬های کششی T: این شکستگی¬ها با زاویه¬ای حدود 45 درجه نسبت به دیواره منطقه برشی تشکیل می¬گردند.
شکستگی برشی نوع P همسو: این شکستگی¬ها هم جهت با دیواره برش بوده و حالتی قرینه نسبت به شکستگی¬های نوع R دارا می-باشد و به صورت همسو نسبت به دیواره منطقه برشی قرار دارند.
شکستگی¬های برشی نوع D همسو: این شکستگی¬ها به موازات دیواره منطقه برشی ظاهر می¬شوند و تقریباً دارای زاویه صفر درجه با منطقه برشی می¬باشند و به صورت همسو هستند.
شکستگی برشی نوع Xغیر همسو: این شکستگی¬ها به صورت غیر همسو با دیواره منطقه برشی ظاهر شده و قرینه شکستگی¬های نوع Rʹ