زیادی برای ایجاد کیفیتی کاملاً رقت آور به کار برده است؛ در برابر نقاش صحنه کشتن سیاوش داستان غم‌انگیز خود را در دنیایی بسیار مجردتر و با تخیلی سرشارتر خلق کرده است: چند سپاهی که سر تا پای غرق در سلاحند و جنگ افزارهای خود را بی‌حرکت در دست دارند با حالتی شبیه پیکره‌های سنگی به صحنه رقت انگیزی که در پیش روی آن می‌گذرد خیره شده‌اند. نقاش با توسل به کمترین نشانه‌ها بیشترین نتیجه را برای القاء لحظه‌های وحشت انگیز بدست آورده است. از نظر ترکیب نیز نقاشی‌های شاهنامه بایسنقری با آگاهی فراوان‌تر تنظیم شده است و حکایت از تکامل فن هم‌گذاری (کمپوزیسیون) در نقاشی این دوران می‌نماید. از سوی دیگر اندک سایه‌ای که بر روی لباس‌های افراد در شاهنامه دموت نموده شده بود در نقاشی شاهنامه بایسنقری جای خود را به سطح‌های رنگی قاطع که با خطوط نازکی از یکدیگر متمایز شده‌اند، داده است.” (تجویدی، 1375، ص 104)
یکی از زیباترین نقاشی‌های مکتب هرات که از پاره‌ای ملاحظات با مجالس شاهنامه بایسنقری قابل مقایسه است یک نسخه نگارگری می‌باشد که به موزه هنرهای تزئینی پاریس تعلق دارد و ملاقات همای و همایون را در کاخ امپراطور چین نمایش می‌دهد. موضوع نقاشی در این اثر بهانه خوبی بدست هنرمند داده است تا عشق و شیدایی خود را به زیبایی‌های طبیعت جلوه‌گر سازد.
در صفحه ملاقات‌های همای و همایون مجموعه سطح نگاره از گلها و گیاهان خوش طرح و دل‌انگیزی پوشیده شده است و ملاقات در مکانی رویایی و بهشت‌آسا رخ می‌دهد. همه چیز در فضای این نقاشی در نهایت لطف و زیبایی و بیانی بسیار شاعرانه نگاشته شده است؛ از آسمان پر ستاره و تزئینات دیوار باغ گرفته تا نمایش شکوفه‌ها و جوی نقره فام آب و گلزار عطر آگین و چهره‌های درخشان و جامه‌های زربافت همگی در ایجاد جهانی رویایی و فارغ از اندوه مورد نظر هنرمند در کمال مهارت رقم گردیده است. چند بیت شعر و مطالب دیگر در فضاسازی حضور دارند که در اطراف قطعه در میان جدول کشی و تذهیب و ترصیع فوق العاده ظرفیت نوشته شده است.
قابل ذکر است که اگر از تصویر چند اندام آدمی که در این نقاشی نموده شده است صرف نظر نماییم، متن قطعه، گل و گیاهان و به طور کلی منظره آن از هر جهت پیوند هرات را با مکتب شیراز تأیید می‌نماید. همچنین لازم است توجه شود که در فضاسازی که هنرمند بدان پرداخته است، آسمان نیلی رنگ با بنفش هلال ماه و ستارگان درخشنده آن نشان از ملاقات شاهزادگان به شب هنگام می‌باشد؛ ولی از سوی دیگر ملاحظه می‌شود که صحنه باغ و چهره‌ها و لباس‌ها همگی با روشنی و تابناکی کامل به همان ترتیبی که در یک روز آفتابی مشاهده خواهد گردید نگاشته شده و حال آنکه حتی در هیچ گوشهای از باغ چراغ و مشعل و منبع روشنایی دیگری نمایانده نشده است. از این تناقض در فضای تصویری که نه تنها در این نگاره بلکه در بسیاری دیگر از نگاره‌های ایرانی ملاحظه می‌شود نباید در شگفت بود زیرا همانگونه که بیان شده زمانی و مکانی که به وسیله هنرمندان ایرانی آفریده می‌گردد زمان و مکانی مستقل و انتزاعی و دارای ویژگی‌های خاص خود می‌باشد و همه لطف و زیبایی نقاشی ایرانی در همین نکته نهفته است.
نگارگری این دوره به رشد خود ادامه داد؛ حتی پس از مرگ بایسنقر (838 ﻫ .ق) کارگاه او یکسره از فعالیت باز نماند؛ از جمله واپسین ساخته‌های این کارگاه شاهنامه‌ای کوچک اندازه ولی درخور توجه است (حدود 844‌ﻫ.ق) که برای یکی از پسران شاهرخ به نام محمد جوکی مصور شده بود. هرچه اندام در نگاره‌های شاهنامه محمد جوکی، از نظر اندازه، کوچکتر از دیوان‌های بایسنقر هستند، ولی دقت اجرا تأکید بر ترکیب‌بندی‌های اریب و هماهنگی رنگی فضای نگاره‌ها، جملگی متأثر از نگاره‌های دوره بایسنقر میرزا است. و بعضی از ترکیب‌بندی‌ها نشان می‌دهد که فضای تصویری سبک شیراز زمان ابراهیم سلطان متأثر باشند.
در این دوره به خوبی نگارگری در کنار ادبیات اعتماد به نفس لازم را یافت. و آن مضمون‌های ادبی را (در این رساله شاهنامه‌های ذکر شده را) در نهایت زیبایی، بیانی تصویری بخشید. که الهام از نقوش و ترکیب‌بندی‌های این دوره تا اواخر دوره تیموری و قرن یازدهم هجری قمری ادامه یافت.
یکی از عوامل مهم نگارگری و تزئین در سده نهم هجری قمری نفوذ شدید تزئینات چینی در نقاشی این دوره است. ‌که این نفوذ دوران ایلخانان مغول در نسخ جوامع التواریخ به صورت نحوه قلم‌گیری و رنگ آمیزی چینی به طور گسترده‌ای به کار گرفته شده بود. در زمان شاهرخ نیز روابط فرهنگی میان ایران و چین قوت یافت و در سال 822 (ه.ق) روابط تجاری نزدیکی میان نواده‌های تیمور و امپراطور سلسله مینگ استوار شد. آثار بسیاری روی کاغذ و ابریشم مصور شده که نفوذ نقاشی و تزئینات چینی بر روی فضاسازی نگاره‌های ربع دوم نهم هجری قمری را نشان می‌دهد.
طرحی از دو قرقاول مربوط به همین دوره ویژگی‌های نقاشی چینی مانند: ساقه‌های به هم تابیده، قارچ‌های بزرگ روی آن، سنگ خارۀ مشبکی که در قرقاول روی آن در حال نزاعند را در بردارد. دورگیری آزاد طرح نشان از نفوذ چین دارد. “ولی فضای کلی اثر و حرکت حلزونی گل و بوته سمت راست، نیز حاشیه تزئینی آن متأثر از اسلیمی‌ها و نقوش اسلامی است.” (کن بای، 1382،ص65)

2-6 فضاسازی در دوره صفوی (مکتب تبریز)
موسس سلسله صفوی، شاه اسماعیل بود؛ که با به قدرت رسیدن او از خاندان صفوی برای نخستین بار بعد از فتوحات اعراب در ایران، سلطنت ایرانی در سرتاسر منطقه ایران احیا شد و شاه اسماعیل مذهب شیعه را مذهب رسمی کشور اعلام کرد.
شاه اسماعیل بسیاری از هنرمندان را در تبریز، مرکز حکومت خود، گرد آرود و آنان در کتابخانه سلطنتی که شامل کارگاه‌های صنایع بود و ریاست آن را بهزاد به عهده داشت به فعالیت پرداختند. از جمله این هنرمندان نگارگر باید از «قاسم علی»، «شیخ زاده»، «میرک»، «خواجه عبدالعزیز» که احتمالاً از اصفهان به تبریز آمده بودند، نام برد. افزون بر گروهی که پس از تصرف شیراز در سال 909 (ه.ق) توسط شاه اسماعیل به تبریز آمدند، شیوه‌ای را بنا نهادند که بنیاد آن بر دوش بهزاد و شاگردانش استوار بود.
گرچه شهرت بهزاد، هنرمندان دیگر را تحت تأثیر قرار داد، اما باید اذعان داشت که بسیاری از ابداعات و روش‌های شاگردان او یا گروهی که در آن زمان فعالیت داشتند سبب پدید آمدن سبک دیگری پس از بهزاد شد.
خود شاه اسماعیل در نقاشی هماهنگ با ویژگی نقاشی‌های ترکمنان دربار یعقوب بیگ بود؛ که در نگاره‌های خمسه نظامی متعلق به فرمانروایان سده نهم هجری قمری، آشکار شد. همچنین شاه اسماعیل در جهت اتمام نگاره‌های آن اهتمام کرده و یازده نگاره به آن افزود بود. شناسایی این نگاره‌ها به لحاظ وجود تاج حیدری1، این امکان را می‌داد که بتواند شایسته اعتقادات و روح سیاسی ـ مذهبی حاکم بر دوره فرمانروایی شاه اسماعیل باشد.
لازم است از ویژگی نگاره‌های ترکمنان تبریز به ترکیب‌های آکنده از درختان در معرض باد، ابرهای سرگردان، مناظر پر از گل و گیاه، معماری باشکوه عمارت و طراحی‌های درخشان قالی‌ها و ایوان‌ها اشاره کرد. این ویژگی‌ها و همان رنگ‌بندی گرم و روشن درایت صریح داستان «جمال و جلال» در نگاره‌های شاهنامه (891 ه.ق) ترکمنان و به خصوص در نگاره جدا شده «رستم در خواب» منسوب به سلطان محمد نیز دیده می‌شود. (تصویر2-10)
نگاره رستم در خواب را باید پیشرو نگاره‌های شاهنامه طهماسبی به حساب آورد. غنای رنگ، صخره‌های رخ نما، خفتان پلنگ سان رستم، درختان در معرض باد، ابرهای آبیگون و آسمان طلایی، همـگی خصوصیاتی است که درنگاره‌های شـاهنامه شـاه طهماسب دیده می‌شود. سلطان محمد نیز به عنوان یکی از سردمداران مکتب نگارگری تبریز و دربار شاه اسماعیل و شاه طهماسب، با درایت بسیار، شیوه خود را با سبک بهزاد هماهنگ کرد. آثار سلطان محمد در شاهنامه طهماسبی و نسخه مهم دیگری به نام خمسه طهماسبی (946-950 ه.ق) تلفیقی از رنگ‌های درخشان، شاد و پرتحرک مکتب نگارگری ترکمنان تبریز و ساختار بسیار سنجیده مکتب نگارگری هرات است و تا سال 936 (ه.ق) هر دو شیوه شکل تلفیقی کامل خود را پیدا می‌کنند. در فضاسازی‌های میان انسان و طبیعت توازن ایجاد می‌شود و سلطان محمد بیش از دیگر معاصرانش توانست حالت و معنای داستان را در قالب شکل صخره‌ها، گیاهان و آسمان بنمایاند.

تصویر 2- 10: رخش شیر را از پا درمی‌آورد . شیوه سلطان محمد،
مکتب تبریز . 928 ـ 920 ﻫ . ق
موزه هنرهای معاصر، شاهکارهای نگارگری ایران، 1389

دو نگاره‌ای که از سلطان محمد در بردارنده رقم اوست، یکی مجلس جشن و سرور و طرب در دیوان حافظ است.
نگاره دربار یا مجلس کیومرث، از شاهنامه طهماسبی، در نقطه اوج میان دو سنت جای دارد که سلطان محمد «به طرزی استادانه خیال‌پردازی ترکمنی و واقع‌گرایی بهزاد را با هم در می‌آمیزد.” (پاکباز، 1386، ص91) در آن ترکیب‌بندی در حد عالی قرار دارد و روایت، شفاف و روانکاوانه است.(تصویر 2-11) در نگاره بارگاه کیومرث، نه تنها با به کارگیری تضاد بین کوچکی رعایا و بزرگی سلطان در حرکت ضد پرسپکتیو، مفاهیم اجتماعی قابل توجهی را ارائه داشته است؛ بلکه با به کارگیری حرکت انتزاعی در هاله‌ای از خطوط کناره نما که معرف شکل کوه، صخره و یا اشکال دیگر می‌باشد، افکار پنهانی خود را (با شکل در بی شکل) در آن نشان داده است.
و اما اینکه “تصاویر دیوان حافظ با نگاره‌های شاهنامه فرق دارد؛ که مهم‌ترین عنصر این نگاره‌ها، بهره‌گیری از معماری را نشان دادن و وحدت ترکیب‌بندیهاست… در نگاره‌ی «مستی لاهوتی
و ناسوتی» نیز، کوشک هشت ظلعی با دو طبقه از اتاق‌ها تصویر شده است. عمارت نگاره جشن عید

تصویر 2- 11
بارگاه کیومرث ، منسوب به سلطان محمد . شاهنامه شاه طهماسبی .
مکتب تبریز . 942 ـ 928 ﻫ . ق، همان منبع

نیز با نوعی کوشک هشت ظلعی است ترکیب‌بندی تحت الشعاع کوشک هشت ضلعی با پیکره‌هایی در سه سطح است که به سبب واکنش در مقابل یک واقعه واحد، حالت هماهنگ و متوازن پیدا کرده است. گفتنی است که بهره‌گیری از فضای معمارانه به منظور تصویر جشن‌های درباری از شیوه‌های معمولی نقاشان دوره صفوی بود که سلطان محمد این شیوه را به اوج خود رساند.” (آژند،‌1384،‌ص45)
نگاره‌های این استاد مسلم از برجسته‌ترین فضاسازی‌های نگارگری ایرانی است. یکی از برجسته او «معراج پیامبر» نام دارد؛ که در آن زیبایی اثر، توازن رنگ، جای‌گذاری فرشتگان، به واقع سبکی و پرواز را به تصویر کشیده است و چگونگی استقبال فرشتگان از پیامبر و نشان دادن زمین در هاله‌ای از ابر زیر پای براق و تصویر خود حضرت که بر براق سوار است و پوشاندن صورت پیامبر و شعله‌های آتش به رنگ طلایی، اوج این اثر ارزنده و زیباست. (مراجعه شود به تصویر 2- 3 ).
و اما نگارگرانی چون میر مصور و آقا میرک بیشتر از سلطان محمد به بهزاد وفادار