شمار می آمده و راهی در جهت ایجاد یک مکمل با ارزش برای مقاصد تفریحی و فرهنگی گردشگران و میراثی برای آیندگان بوده است. و این هدف عالی منجر به پدیدآمدن مجموعه ای شده است که به محیط زیست ارج می نهد و این ارثیه گرانقدر را محافظت می کند.
توجه به ظرافت ها و ریزه کاری های مکان های موجود و غنای حواس پنجگانه
درک تأثیرات محیطی بهینه سازی کاربری زمین و تراکم عملکردی
تأمین آسایش اقلیمی ساکنان
روند مشارکتی طراحی مردم گرایی و تأمین خواسته های آنها
درک مردم توجه به روح مکان پیش از پرداختن به کیفیت عناصر کالبدی

فصل سوم
شرایط اقلیمی

3-1 ویژگی های محیطی، جغرافیایی و اقلیمی مازندران
استان مازندران با وسعتی بالغ بر ۴۴۵۵۲ کیلومترمربع بین ۳۵ درجه و ۴۷ دقیقه تا ۳۸ درجه و ۵ دقیقه عرض شمالی و ۵۰ درجه و ۳۴ دقیقه تا ۵۶ درجه و ۱۴دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است.حد شمالی آن دریای مازندران و کشور اتحادجماهیر شوروی سابق (کشور ترکمنستان)، حد جنوبی آن استان تهران و سمنان، حد غربی آن استان گیلان و حد شرقی آن استان خراسان می باشد. ( فقیه،۱۳۸۲)
سواحل دریای خزر با آب و هوای معتدل و بارندگی فراوان، از جمله مناطق معتدل محسوب می شود. این منطقه که به صورت نواری بین رشته کوه های البرز و دریای خزر محصور شده، از جلگه های پستی تشکیل شده که هر چه به طرف شرق پیشروی میکند، رطوبت و اعتدال هوای آن کاهش می یابد. اعتدال دمای هوا، زیاد بودن رطوبت و بارندگی فراوان از مهم ترین ویژگی های این منطقه است. متوسط حداکثر دمای هوا در گرمترین ماه سال (اوت) بین ۶/۳۶ تا ۸/۲۵ و متوسط حداقل دما در سردترین ماه سال (ژانویه) بین ۵/۴ تا ۸/۶ درجه سلسیوس بوده است. حداقل رطوبت نسبی هوا در فصل تابستان، بالاتر از ۴۰ درصد و در ایستگاه های نزدیک به دریا حدود ۶۵ تا ۹۰ درصد است. در تمام نقاط این منطقه، در کلیه ماه های سال بارندگی صورت گرفته و کل بارندگی اکثر ایستگاهها بیش از ۵۰۰ میلی متر است. در ماه های فصل زمستان درصد ساعات آفتابی بین ۲۵ تا ۵۵ درصد و در فصل تابستان این درصد به حدود ۴۵ تا ۶۰ درصد می رسد. (کسمایی،۱۳۸۷)
خصوصیات آب و هوایی این منطقه به قرار زیر است:
بارندگی زیاد در تمام فصول سال، رطوبت نسبتا زیاد در تمام فصول سال، اختلاف کم درجه حرارت بین شب و روز و پوشش وسیع نباتی. (قبادیان، ۱۳۸۵)
3-2 ویژگی های معماری مازندران
در این قسمت ویژگی های معماری مازندران در دو بخش ارائه میشود. ابتدا ویژگی هایی از معماری مازندران که درجهت هماهنگی با اقلیم و یا فائق آمدن بر شرایط سخت محیطی است، آورده می شود. سپس راهکار و ترفند های کالبدی که جهت مساعد کردن شرایط اقلیمی بوده اند بیان می شود.
۱. بافت شهری
در مناطقی که در نزدیکی ساحل دریا می باشند و یا مقدار بارندگی زیاد است، وجود رطوبت هوا از جمله مشکلات عمده می باشد. هوای مرطوب از هوای خشک سنگین تر است و در قسمت زیرین هوای خشک قرار می گیرد. لذا اگر فضاهای شهری محصور باشند و کوران هوا و باد در آنها جریان نداشته باشند، در سطح شهر کلیه این فضاها از هوای مرطوب انباشته خواهد شد و تنفس و فعالیت ها بسیار طاقت فرسا خواهد گردید. به همین دلیل باید از جریان هوا حداکثر استفاده صورت گیرد تا از ساکن شدن رطوبت بیش از حد در فضاهای شهری جلوگیری شود. لذا ساختمان ها در این مناطق مجزا از هم ساخته می شوند، با حیاطها و فضاهای باز و وسیع و حصار دور این فضاها اغلب کوتاهتر از قد انسان است. دلیل این امر همان استفاده از جریان هوا است، تا از میان ساختمان ها عبور کرده و هوای مرطوب و راکد را با خود به بیرون محوطه و فضاهای زیستی ببرد. بهره بردن از طبیعت زیبا و سرسبز منطقه نیز از دلایل دیگر جهت تلفیق محیط مسکونی با طبیعت است. خصوصیات کلی بافت شهری و روستایی در این منطقه به قرار ذیل است: (قبادیان، ۱۳۸۵)
الف بافت شهری و روستایی به صورت باز و گسترده
ب فضاهای شهری نسبتا وسیع
ج – محوطه ها با دیوارهای کوتاه
د – کوچه ها نسبتاً عریض
ه – ساختمانها جدا از هم، در مراکز شهری متصل به هم
۲. برونگرایی
معماری در نقطه ای از بستر طبیعت جایگزین می شود و در آن ریشه می دواند، از آن پند می گیرد و با آن پیوند می یابد و معمار با جهانی از داده های طبیعی رو به رو می گردد که بر نظم فضایی اش اثر می گذارد و قوانین تعریف شده ارائه می دهند. معماری از طبیعت اطرافش می روید، به نوعی بسط طبیعت می گردد و در آن وجود انسان پاره ای جدا نشدنی از پیکره طبیعت در می آید تا برگشت طبیعت را قبول کند. (عبداله زاده،۱۳۹۰) معماری بومی مازندران چنان با طبیعت در آمیخته و با شرایط اقلیمی هم آوا شده است که بدان می توان معماری “طبیعت گرا” نام نهاد. معماری که برای انطباق با شرایط محیطی و اقلیمی به معماری برون گرا شناخته می شود. (شاهرودی،1385) علت شکل گیری ساختمان های برونگرا در این منطقه در درجه اول بهره گیری از کوران هوا می باشد تا از این طریق از سکون ماندن رطوبت در ساختمان جلوگیری به عمل آید و دلیل دیگر آن، استفاده حداکثر از رطوبت و ایجاد منظر مناسب و دیده بانی از محدوده حیاط دانست. (گرجی مهلبانی، ۱۳۸۹) گونه شناسی برونگرا با گونه ای از معماری مسکن با ویژگی هایی از قبیل داشتن ارتباط بصری و فیزیکی مستقیم با فضای بیرون خانه، نداشتن حیاط، گسترش در ارتفاع و سازماندهی فضایی نسبت به یک فضای دیگر مثل دالان روبرو می باشد. (زندیه،۱۳۸۹)
۳. فرم غالب و جهت گیری بنا
در این مناطق می توان از فرم های آزاد و حتی صلیبی شکل استفاده کرد. ولی با این وجود، فرم ساختمان حتما باید در طول محور شرقی– غربی کشیدگی داشته باشند تا از کوران مورد نیاز برخوردار شود. (گرجی مهلبانی، ۱۳۸۹) جبهه اصلی نورگیری اکثر اتاق ها و ایوان ها سمت جنوب است. حیاط اصلی ساختمان نیز در سمت جنوب قرار دارد. (کسمایی، ۱۳۸۷) به طور کلی، پلانها گسترده و باز و فرم کالبدی آنها بیشتر شکل های هندسی، طویل و باریک است. به منظور حداکثر استفاده از وزش باد در ایجاد تهویه در داخل اتاق ها، جهت قرار گیری ساختمان ها با توجه به جهت وزش نسیم های دریا تعیین شده است. در نقاطی که بادهای شدیدی می وزد، قسمت رو به باد ساختمان ها کاملا بسته است. (کسمایی، ۱۳۸۲)
۴. چهار فصل بودن بنا
همانند خانه های چهار فصل در مناطق گرم و خشک، که طبق فصول مختلف سال جابه جایی اهل خانه از شمال به جنوب صورت می گیرد، در خانه های این منطقه نیز جابه جایی فصلی صورت می گیرد. بدین ترتیب که: در فصل سرد اهم فعالیت ها در اتاق های طبقه اول صورت می گیرد. ولی در فصل گرم این فعالیت ها در ایوان و مخصوصا ایوان طبقه دوم(تلار) و اتاق طبقه دوم( تلار اتاق) انجام می شود. (قبادیان،۱۳۸۵)
۵. ارتباط با زمین
آمیزش معماری با زمین و طبیعت در مازندران، هم با تبعیت از آن همراه است و هم با بهره وری از آن. (کلبادی نژاد، 1387) به دلیل رطوبت هوا و عمق کم آبهای زیر زمینی، کف طبقه همکف ساختمان را سعی می کنند حتی المقدور بالاتر از سطح طبیعی زمین اجرا کنند تا کف بنا از نم و رطوبت زمین فاصله داشته باشد و بتوان از جریان باد که در ارتفاع بالاتر از سرعت بیشتری برخوردار است، بهره مند شوند. (قبادیان،۱۳۸۵) در ارتباط زمین با کالبد معماری در مازندران ذکر چند نکته ضروری است. اول: احداث زیرزمین در این مناطق مرطوب صحیح نیست. دوم: به لحاظ این که در این مناطق عمق آبهای زیر زمینی بسیار کم است و خاک آن مرطوب و از مقاومت کمی برخوردار است، استفاده از پی گسترده جهت تحمل بار روی این زمین سست، کاملا منطقی است و سوم این که با ایجاد فاصله بین ساختمان و سطح زمین، از امکان سرایت هر گونه رطوبت به کف بنا جلوگیری می شود. این فاصله کف تا سطح زمین در ساختمان های نزدیک دریا حدود دو متر و در ساختمان های واقع در کوهپایه حدود ۵۰ سانتی متر و یا کمتر است. این فضا به دلیل قرار گرفتن در سایه و در معرض کوران هوا، محل نگه داری طیور (چینه دان)، خشک کردن چوب درختان و انبار وسایل است و گاهی به عنوان طویله استفاده می شود. در واقع نوع کاربری این فضا به میزان رطوبت در مناطق مختلف بستگی دارد. (کلبادی نژاد، 1387)
۷. مواد و مصالح
معماران ایرانی تلاش میکردند ساخت مایه خود را از نزدیک ترین جاها به دست آورند و چنان ساختمان میکردند که نیازمند به ساخت مایه جاهای دیگر نباشد و «خود بسنده باشد». بدین گونه، کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می شده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود «سازوارتر» در می آمده است و هنگام نوسازی آن همیشه ساختمایه آن در دسترس بوده است. معمار ایرانی بر این باور بودند که ساخت مایه باید «بوم آورد» یا «ایدری» (اینجایی) باشد. )عبداله زاده، ۱۳۹۰( معماری مازندران نیز از این قاعده پیروی کرده و در ساخت و ساز های آن میتوان بوم آورد بودن را به خوبی مشاهده کرد.
همان گونه که بیان گردید “استان مازندران به لحاظ ویژگی های طبیعی به سه حوزه کلی کوهستانی با آب و هوای سرد، حوزه ارتفاعات جنگلی (کوهپایه ای) و حوزه جلگه ای قابل تقسیم بندی است. در حوزه کوهستانی سنگ و چوب، حوزه جنگلی چوب و در حوزه ساحلی و جلگه ای چوب و گل به عنوان عمده ترین مصالح ساخت و ساز هستند”. (کلبادی نژاد، 1387)

با توجه به حوزه ها ی گفته شده و مواد و مصالح موجود در آن چگونگی شیوه های ساخت به شرح زیر در خواهند آمد:
۱ منطقه کوهستانی با آب و هوای سرد کوهستانی
ساختمان های سنگی در کوهستان های مازندران متداول می باشد، ( اگرچه در دامنه های نزدیک به جنگل به علت وفور چوب، خانه ها را چوبی می سازند). برای ساخت بخش های مختلف و اصلی بنا از سنگ که در منطقه به وفور یافت می شود استفاده می کنند.
پی ها کاملا از سنگ و ملات گل ساخته شده و جداره سنگی به دو شیوه:
الف) در دیواره های بنا از سنگ های تخت همراه با ملات گل
ب) در دیوار های محوطه از سنگ های تخت بدون ملات (خشکه چین) ساخته می شوند. (یوسف نیا پاشا، ۱۳۸۵)
بام به صورت تخت و با پوشش خاک و گل می باشد.(سادات اشکوری،۱۳۷۹)
۲ .منطقه جلگه ای با آب و هوای معتدل خزری
به علت وجود نسبتا کافی چوب و گل مناسب برای ساخت وساز خانه های “چینه ای چوبی” بیشتر متداول بوده اند به صورتی که دیواره ها از چینه و کف و سقف از چوب بوده و نیز چوب به عنوان کلاف نیز در فواصلی از دیوار چینه ای به منظور کلاف کشی برای بالا بردن مقاومت سازه قرار می گرفته اند. (یوسف نیا پاشا، ۱۳۸۵)
سقف شیبدار، و با پوشش “گالی”(گیاهی که در استخرها و آبگیر ها می روید) و”کلش یا کولوش Kološ یاKolaš ” (ساقه های برنج)، “لت Lat” )تخته های کوچک)، “سفال” و “شیروانی” بوده است. (سادات اشکوری، ۱۳۷۹)
۳ .منطقه ارتفاعات جنگلی با آب و هوای سرد خزری
به علت وجود جنگلهای