است.
کتابت شاهنامه بایسنغری را جعفربن علی تبریزی، معروف به بایسنغری ، شاگرد خواجه میر علی تبریزی” (بیانی،1358، ص 116)، “به فرمان بایسنغر غیاث الدین، این شاهزاده‌ای باذوق و هنرپرور و ادب دوست بود، به عهده گرفته شد و به موجب شرحی که در مقدمه شاهنامه بایسنغری دیده می‌شود، نسخه برداری آن براساس چندین متن انجام یافته، اما این کار به قصد مقابله نسخه‌ها و پیراستن متن از بیتهای الحاقی و تدوین شاهنامه‌ای مبتنی بر تحقیق نبوده است و به همین دلیل از ابیات جعلی و غیر اصیل برکنار نیست.
شماره بیتهای این شاهنامه از 000 ، 58 بیشتر است که در عدم اصالت برخی از آنها تردیدی نیست. آنچه درباره زندگی فردوسی در مقدمه آورده شده جز افسانه‌های جعلی عامیانه نیست که نه سندیّت دارد و نه با رویدادهای تاریخی منطبق است؛ از آن جمله فردوسی و عنصری و فرّخی را با رودکی همزمان دانسته و به نظم درآمدن شاهنامه منثور ابومنصور (رجوع کنید به ابومنصور، عبدالرزاق) را به فرمان یعقوب لیث نسبت داده است. هجونامه‌ای پر از ابیات سست و ساختگی را از فردوسی می‌داند که به هیچ روی پذیرفتنی نیست.
هر برگ کتاب، به استثنای صفحات مصوّر، از 6 ستون و 31 سطر تشکیل شده است. عنوان بیشتر قسمتها طلایی و به خط رقاع است که داخل مستطیل گذاشته شده و به نقشهای زرّین اسلیمی، مزیّن است. عنوانهای دیگر با خط سفید نوشته شده و داخل مستطیلهای لاجوردی رنگ است. در برخی از برگها بخشی از ابیات در قاب مربع و مزیّن به نقشهای اسلیمی طلایی رنگ، به سبک چلیپا، نگارش یافته است. ارزش و اهمیت این شاهنامه از بابت هنرهایی است که در تحریر و آرایش آن به کار رفته است؛ نظیر کتابت، صفحه‌آرایی، جدول کشی، تذهیب و تصویر. این کتاب یکی از بهترین نمونه‌های صنعت کتابسازی در تاریخ هنر اسلامی است، از این رو در اینجا به مهمترین جنبه‌های هنری آن اشاره می‌شود.” (نجف پور، 1382، ص93 و 94)
در جدول کشی و صفحه‌آرایی،” دور هر صفحه با نهایت دقّت و ظرافت جدول کشی شده است. هر جدول شش خط افقی و عمودی دارد که خط لاجوردی اول از پنج خط دیگر درشت‌تر و فاصله میان چهار خط از آنها مطلاّ است. در فاصله میان ستونها، چهار خط ریز طلایی در فاصله‌های مساوی ترسیم و با قلم مرکّب تحریر شده است. فاصله میان ابیات با طلااندازی دندانه دار، معروف به دندان موشی، و با طرحهای گوناگون متمایز شده است. جدول سازی این کتاب در نوع خود بسیار کامل و به جدول مرصّع معروف است. استاد جدول کش، خواجه عطا نام داشته و جعفر بایسنغری در گزارش به بایسنغر میرزا نام او را برده است.” (کریم زاده تبریزی،1363ـ1370 ص 87-90)
“جلد شاهنامه بایسنغری معروف به سوخت است که پوشه درونی آن، از متن تا حاشیه، طرح لچک و ترنج معرّق است. برای تهیه آن، تکه‌های چرم نازک از پوست برّه یا آهو با نقش بُر از روی طرحِ تذهیب بریده شده و بر سطح مقوای پوشیده از میشنِ قهوه‌ای چسبانیده شده است . در متن این قسمت، طرح ترنج در وسط و چهارلچک در چهارگوشه و چهار نیم لچک درکناره‌ها بر روی زمینه لاجوردی دیده می‌شود. معرّق کاری و حاشیه نیز به همان رنگ و شیوه متن است. طرح حاشیه، کتیبه‌هایی مستطیل شکل است که از دو سو، عرض آنها را نیم دایره تشکیل می‌دهد و فاصله آنها با لوزیهای کوچکی که اضلاعش به شکل نیم دایره است پر می‌شود. پوشه بیرونی، طرح تذهیب قلمزنی شده بر فلز، یا به اصطلاح مُهره است که پس از داغ شدن، با فشار بر مقوای جلد پوشیده از میشن، کوبیده شده و نقش فلز را به آن منتقل کرده است . پوشه بیرونی از یک متن و سه حاشیه تشکیل می‌شود: متن، طرح تذهیب لچک و ترنجی است که زراندود شده و به ضربی طَلاپوش معروف است. این طرح با نقوش بُتُرمه تزیین یافته است. حاشیه اول در گرد متن، نیم صفحه‌ای می‌باشد، که با هنر زرنشان سازی آراسته شده است. حاشیه دوم با نقش اسلیمی در مستطیلها و مثلثهایی است که از دو سو برابر هم با چین دالبُری تزیین یافته است. حاشیه سوم که تمامی صفحه را احاطه کرده، با هنر گل و بوته‌سازی آذین شده است. در گزارش جعفر بایسنغری، از استاد قوام الدین تبریزی به عنوان یکی از سازندگان جلد شاهنامه یاد می‌شود. او به حکم بایسنغر میرزا از تبریز به هرات آمده و به جلدسازی مشغول شده بود. قوام الدین از سرآمدان هنر تجلید به شمار رفته است.” (نجف پور، 1382، ص 94)
“این شاهنامه یازده تذهیب دارد که از حیث درخشندگی و فخامت در اوج این هنر است. نخستین تذهیب در پشت صفحه اول شاهنامه، شمسه‌ای بزرگ است، که معمولاً در ظهر کتابهای سلطنتی ترسیم می‌شده، و داخل آن شرح مختصری به خط طلایی رقاع درباره تزیین و ترتیب کتاب برای خزانه بایسنغر نوشته شده است. داخل شمسه دو دایره تابیده به هم، به فاصله یک سانتیمتر، با گره‌های مدوّر از یکدیگر مجزّا شده و دایره وسط شمسه که نام بایسنغر را در آن نوشته‌اند، با هفت چین دالبری (هلالی) و هفت دایره کوچک متّصل به دالبرها شکل زیبایی پدید آورده است. در فاصله میان این دایره‌های کوچک، گل و بوته‌های ریز و درشتِ رنگین نمایانده‌اند. رنگ غالب در شمسه، لاجوردی می‌باشد و در دایره‌های کوچک، چهار شکل لوزی مانند، به رنگ سبز نقش بسته است. (تصویر 3- 11)
تصویر 3- 11: تذهیب نخستین شاهنامه بایسنقری،
http://www.metmuseum.org/toah/works-of-art/1970.301.35

تذهیب دوم و سوم، به قطر نیم بند انگشت، گرداگرد دو صفحه مصوّر شکارگاه را فراگرفته و با جدولی، از قسمت باریکتر آن، که به گل ریسه‌های رنگین مزیّن است، جدا می‌شود و به متن پر از تصویر، شکوه و جلال خاصی می بخشد.
تذهیب چهارم و پنجم در دو صفحه روبرو قرار دارد، به رنگ لاجوردی، با نقشهای اسلیمی و نوشته‌هایی بر زمینه طلایی. مطلبی که در پیشانی تذهیبها و دایره چین دار دالبریِ وسط نوشته شده تشبیه شعر فردوسی به جواهر نفیس است. (تصویر 3- 12)
تذهیب ششم و هفتم در دو صفحه مشابه و همانند است که گرداگرد پیشگفتار، نقشبندی شده و بر پیشانی و دامن هر برگ یک سطر مطلب، به خط کوفی سپید رنگ، نوشته شده است. گل ریسه‌های قطاربندی شده که با خطوط جدول از متن جدا می‌شود، متن را احاطه کرده و خود با تذهیب محصور شده است.
تصویر 3- 12: دو ترنج مدور زرین صفحات ۵ و ۶، شاهنامه بایسنغری ، همان منبع .
تذهیب هشتم و نهم در دو صفحه روبروی هم و به همان اسلوب تذهیبهای سوم و چهارم است، البته با اختلافی در طرح حاشیه اصلی و تفاوتی در متن. نام شاهان افسانه‌ای و تاریخی ایران، از کیومرث تا یزدگرد سوم، در متن این دو صفحه و داخل دایره‌های گره خورده به هم، با خط سپید رنگ بر زمینه منقّش و زراندود نوشته شده است. تعداد دایره‌ها در هر صفحه 35 عدد می‌باشد، که درون هر یک با نقشهای اسلیمی زنگاری رنگ مزیّن شده و فاصله‌ها با اشکال لوزی مانند و اضلاع سپیدرنگ پر شده است. (تصویر3- 13).
تصویر 3- 13، اسامی پادشاهان، صفحه ۲۳ و ۲۴ شاهنامه بایسنغری، همان منبع

تذهیب دهم، سرلوح مجلّل لاجوردی رنگ مستطیل شکلی است که در وسط آن یک بیضی متّصل به دو شکل همسان و متقابل قرار دارد. این بیضیِ منقّش به نقشهای اسلیمی، با رعایت قاعده زیر و رو بر زمینه زراندود است، و عنوان «در بیان آفرینش افلاک و انجم » به خط ثلث سپید رنگ، در آن به چشم می‌خورد. ” (همان، ص 94 و 95)
“تصویرهای شاهنامه بایسنغری در مقایسه با چند شاهنامه مصوَّر و معروف موجود، از لحاظ دقّت در طرّاحی، روشنی ترکیب ، سلیقه در صحنه‌ارایی و بهره گیری از رنگهای جذّاب و چشم نواز، در سطح عالی هنری است. از مقایسه تصویرهای شاهنامه بایسنغری با سه تصویر از شاهنامه‌ای که متعلق به قرن هشتم و به احتمال زیاد منسوب به جلایریان است و در استانبول نگهداری می‌شود، می‌توان نتیجه گرفت که تخیّل و اندیشه حماسی و نوعی تقلید زبردستانه از آن تصاویر، با قدرت طراحی، فخامت هنری و مهارت در قلم‌گیری، به دوره تیموری انتقال یافته است. تصاویر شاهنامه مصوَّر مورّخ 838 ه.ق، که در شیراز برای سلطان ابراهیم پسر شاهرخ فراهم شده و در کتابخانه بودلیان در آکسفورد نگاهداری می‌شود، و تصاویر شاهنامه مصوَّر مورّخ 843 ه.ق، که برای محمد جوکی پسر شاهرخ حاکم بلخ تهیه شده،از لحاظ عظمت کار و مایه هنری ، به پایِ شاهنامه بایسنغری نمی رسد. شاهنامه مصوّر معروف به شاه طهماسبی (یا‌هوتن) که در این رساله این شاهنامه هم نیز مورد مطالعه می‌باشد، و در زمان شاه طهماسب صفوی تهیّه شده، از لحاظ تصویر غنی تر از نسخه بایسنغری است ولی نه شکوهمندی و درخشندگی نسخه بایسنغری را دارد و نه تلالؤ رنگ آمیزی آن را. البته در تصویرهای نسخه شاه طهماسبی ، شباهت‌ها به سبب تغییر سبک نقاشی ، بیشتر ایرانی است تا مغولی.” (همان، ص95)
3-5-7 نگاره‌های شاهنامه بایسنقری
در تصاویر شاهنامه بایسنغری، ظرافتکاریهای فنّی و ترکیب اجزا و ابتکار در طراحی و تلفیق رنگها زیبا و خیال‌انگیز است. برخی از تصاویر، نقشمایه‌های چهره سازی و حتی معماری، از گنجینه‌های پیشین یا همزمانِ خود تأثیر پذیرفته و تغییر و تکامل یافته است؛ به طور مثال، تا حدّی، میان سبکِ سرلوحه‌سازی و تصویرنگاری در این کتاب با بخشهایی از نقاشیهای نسخه همای و همایون خواجوی کرمانی، که برای بایسنغرمیرزا فراهم کرده‌اند (نسخه مورخ 831 ه.ق)، می‌توان همانندی یافت.
تذهیبها و نگارگری‌های این شاهنامه رقم نقاش را ندارد و نقش آفرینان آن را باید در میان نگارگران و مذهّبان دربار بایسنغر میرزا جست وجو کرد که نام عدّه‌ای از آنان عبارت است از: سیّدی احمد نقاش، علی مصوِّر، خلیل مصوِّر، ولی اللّه، سیمی نیشابوری، مولانا شهاب، سیف الدین، غیاث الدین و کمال مذهّب (منشی قمی، 1359، ص 39)
شالوده ترکیب‌بندی فضای تصویری نگاره‌های بایسنقری، متشکل از عناصر افقی و مورب است؛ به طوری که ساختار هندسی و نظم موجود در فضا اغلب ولی نه همیشه بر اساس ارتباط هماهنگ میان سطوح افقی و اریب و ضرباهنگ ظریف رنگ در سر تا سر اثر است. “در بسیاری از این نگاره‌ها در ترکیب‌بندی اثر به وضوح جایگذاری افراد و عناصر را در حرکت حلزونی اسلیمی مشاهده خواهیم کرد.” (شریف‌زاده، 1375، ص 103)
شاهنامه بایسنغری 22 تصویر دارد که شرح برخی از آنها در سطور زیر آمده است. مجالس اول و دوم که گاهی یک نگاره عنوان می‌شود به نام شاهنامه “شکارگاه” 197× 257 م‌م. است؛ (تصویر 3- 14)، منظره‌ای از شکارگاه سلطنتی است، دو نگاره‌ای که در شاهنامه مقابل یکریگر قرار گرفته و دور تا دور آن‌ها دارای تذهیب می‌باشد. بیست تصویر دیگر کتاب بدون تذهیب بوده و تنها جدول کشی شده است و در مواردی متناسب با نیاز تصویر از آوردن جدول نیز احتراز شده است. در این نگاره بایسنغر بر اسب سپیدی سوار است در شاهنامه رنگهای اسب ها با توجه به معانی رمزی آنها بکار رفته است و اغلی نگارگر آن را به