اُاسپارایت (Oosparite) و بایواسپارایت (Biosparite) و میکروفسیل(Spirobis sp) به سن تریاس پیشین، آشکوب اسکیتین (Scythian) دیده می‌شوند (Aghanabati et al, 1983).

تریاس (سازند شتری)
سازند شتری به‌گونه‌ای تدریجی و هم‌شیب بر روی سازند سرخ شیل جای دارد. این سازند دربرگیرنده دو بخش متمایز دولومیتی است و با توجه به موقعیت چینه شناسی و مجموعه فسیلی در سایر نقاط ایران مرکزی، سن تریاس میانی-پسین برای آن گزارش‌شده است (Aghanabati et al, 1983).
بخش زیرین سازند شتری شامل دولومیت¬های ضخیم لایه به‌صورت باندهای منظم و متناوب خاکستری روشن و تیره است و در آن میان لایه‌هایی از سنگ‌آهک دولومیتی وجود دارد. در بعضی افق‌ها پوسته دوکفه‌ای‌ها دیده می‌شود. ضخامت این بخش تا 100 متر می‌رسد (Aghanabati et al, 1983).
بخش بالایی این سازند از دولومیت¬های ضخیم لایه تا توده‌ای به رنگ زرد تا قهوه‌ای روشن و در سطح تازه زرد تا خاکستری روشن پدید آمده است. بعضی افق‌ها دارای لایه‌بندی منظم و نازک تا متوسط لایه هستند. این دولومیت¬ها دارای رگچه¬های فراوان پرشده توسط کلسیت ثانوی هستند و لامیناسیون ظریفی در آن‌ها مشاهده می‌شود. ضخامت این بخش تا حدود 500 متر برآورد می‌شود (Aghanabati et al, 1983).

ژوراسیک (سازند شمشک)
پس از توقف رسوب‌گذاری در تریاس پسین، نهشته‌گذاری سازند شمشک با ردیفی از ماسه‌سنگ‌های قهوه‌ای رنگ نازک تا متوسط لایه و شیل¬های سبزرنگ با شماری اندک میان لایه‌های ماسه‌سنگ کوارتزی ضخیم لایه آغازشده است. در بعضی جاها، در قاعده این سازند لایه‌های کنگلومرایی یافت می‌شود. در این سازند که تنها در شمال غربی ناحیه رخنمون دارد، ساخت‌های رسوبی فراوان ازجمله ریپل¬مارک و چینه‌بندی متقاطع دیده می‌شود. سن این سازند با نگرش به موقعیت چینه شناسی آن، ژوراسیک پیشین (لیاس) تعیین شد (Aghanabati et al, 1983).
ژوراسیک (سازند آهکی بادامو)
پس از رویداد سیمرین پیشین و برقراری رژیم‌های رسوب‌گذاری آواری – قاره‌ای دریاکناری، به سن تریاس پسین – ژوراسیک پایینی، در اواخر لیاس، اوایل دوگر،با پیشروی گسترده دریا محیط‌های رسوبی به انواع دریاهای کم‌ژرفا تبدیل‌شده‌اند (Aghanabati et al, 1983).
سازند بادامو یک واحد بسیار شاخص دریایی در منطقه کرمان تا طبس است که از دیرزمان به‌عنوان یک‌لایه کلیدی در فاصله سازند-های سیلیسی – آواری و زغال¬دار شمشک و هجدک موردتوجه بوده است (هوبر و اشتوکلین،1962). شکل ‏2 12 نمایی از سازند ادامو را در منطقه نشان می¬دهد. این ردیف از چند تا چندین ده متر آهک¬های االیتی تیره‌رنگ همراه با میان لایه¬های مارنی شیلی و گاه ماسه¬سنگی تشکیل‌شده است. به‌ویژه در منطقه کرمان تا راور سازند بادامو دارای یک‌لایه غنی و متنوع آمونیتی به سن توآرسین-آلنین است که در مقاله‌های متعدد معرفی‌شده است (سید امامی1988.1971.1967.سید امامی و همکاران 2000.1993) در بخش شمالی بلوک طبس، از نایبندان تا طبس و همچنین کوه¬های شتری و کلمرد، افزون بر سازند بادامو که کمتر در منطقه رخنمون دارد یک واحد دریایی و کم بیش آهکی دیگر در فاصله‌ی سازندهای هجدک و بغمشاه دیده می¬شود که آقا نباتی (1996.1998) آن را سازند پروده نامیده است . این سازند از نظر ترکیب سنگ شناسی شباهت زیادی با سازند بادامو داشته و اغلب از آهک¬های االیتی – اسفنجی – میکروبی و لایه¬های مارنی و ماسه¬سنگی تشکیل ‌شده است و مانند سازند بادامو دارای یک افق غنی از آمونیت به سن باتونین پیشین تا میانی است که به‌خوبی مطالعه شده است (سید امامی و همکاران،1998.1991) این سازند به علت شباهت¬های سنگ¬شناختی، اغلب با سازند‌ بادامو اشتباه گرفته‌شده است. این نارسایی در بیشتر گزارش‌ها و نقشه‌های زمین‌شناسی پیش از سال‌های 1993عملاً مشاهده می‌شود .در این رابطه باید تأکید نمود که سازند بادامو افزون بر مرتبه‌های چینه‌شناسی متفاوت آن، تنها یک واحد دریایی است که در درون گروه شمشک قرارگرفته است ولی سازند‌ پروده آغاز یک چرخه جدید و بزرگ ساختاری- رسوبی، پس از رویداد بسیار مهم سیمرین میانی را آشکار می¬سازد، به‌طوری‌که در شمال بلوک طبس به‌صورت ناهمساز و یا حتی دگر شیب ‌بر روی سازند هجدک و یا سازندهای قدیمی‌تر قرارگرفته است (سید امامی.1990.آقا نباتی 1998.سید امامی و همکاران 2000).
ناحیه کلمرد (غرب طبس) درنتیجه عملکرد گسله‌های طولی به سه زیر پهنه¬ی غربی، مرکزی و شرقی تقسیم‌شده است. در زیر پهنه‌ی غربی، سازند بادامو، ترکیب سنگی و ستبرای متغیر دارد. در شمال این پهنه یعنی در نواحی واقع در پهلوی جنوبی تاقدیس حلوان، غرب کوه راهدار ونیز در دو پهلوی تاقدیس کلمرد، سازند بادامو حدود 100 متر آهک االیتی کاملاً همگن ، به رنگ خاکستری تیره و ستبر لایه را شامل می¬شود. باقیمانده¬های فسیلی منحصر به دوکفه‌ای‌ها و بریوزئرها می‌باشند. به سمت جنوب، ترکیب سنگ‌شناسی و ستبرای سازند افزایش‌یافته (160 تا 300 متر) به‌گونه‌ای که در کوه شتران (جنوب آبادی رباط خان) سازند بادامو با یک افق از سنگ ماسه کوارتزی توده‌ای،شروع و به‌صورت تناوبی از شیل¬های سبز رنگ و سنگ‌های ماسه‌ای کوارتزی ادامه می‌یابد. با توجه به دوکفه‌ای‌های مشاهده‌شده در زیر پهنه شرقی سن توآرسین- آالنین را برای آن در نظر گرفته‌اند. نوع رسوب‌ها و دسته‌های بی‌مهرگان مشاهده‌شده در این زیر پهنه، نمایانگر ژرفای کم دریا هستند (Aghanabati et al, 1983).

شکل ‏2 12 مرز سازندهای بادامو و پروده در کفتار کوه، دید به سمت شمال غرب
ژوراسیک (سازند هجدک)
در دشت طبس، قاعده این سازند رخنمون ندارد، آن‌چنان‌که در غرب این دشت، واحدهای سنگی موجود در لبه «قلمرو چین‌خورده –رانده‌شده کلمرد» توسط گسل کلمرد بر روی این سازند رانده‌شده و در شرق ناحیه، لایه‌های زیرین این سازند در کنار انباشه¬های کواترنر دشت طبس جای گرفته‌اند. این سازند به‌طور عمده از ماسه‌سنگ‌های کوارتز دار هماتیتی، ریزدانه، قهوه‌ای‌رنگ و منظم لایه بامیان لایه‌هایی از شیل¬های ماسه‌ای با میکادار سبز و خاکستری‌رنگ پدیدار شده است. در بعضی افق‌های ماسه‌سنگی، چینه‌بندی متقاطع دیده می‌شود. پیشینه ضخامت آن تا حدود 300 متر تخمین زده می‌شود. در کوه اشلون ضخامت این سازند 242 متر است(آقانباتی،1377).
در بخش بالایی این سازند در پیرامون روستای بیشه، حالتی تدریجی از ماسه‌سنگ ریزدانه، ماسه‌سنگ درشت‌دانه، ماسه‌سنگ کنگلومرایی و میکروکنگلومرا دیده می‌شود. این توالی تدریجی به کنگلومرایی مونوژنیک می‌رسد که همه عناصر تشکیل‌دهنده آن از کوارتز است. آقا نباتی (1377) به این نکته اشاره می‌کند که در ناحیه کلمرد – شیر گشت مرز بالایی سازند هجدک با واحد سنگ چینه‌ای بعدی (سنگ‌آهک سازند پروده) هم‌شیب است. این بررسی نیز مؤید همین یافته است. نامبرده (همان منبع) تنها در پهلوی شرقی کوه اشلون به یک افق کنگلومرایی در قاعده سازند پروده و ناپیوستگی حدود 15 درجه اشاره می‌کند و آن را پی آمد رویداد سیمرین میانی و آغاز نهشته‌های پیشرونده دومین حوضه رسوبی ژوراسیک می‌داند. بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که این اختلاف شیب در همه‌جا یکسان نیست و به‌طور جانبی به مقدار بسیار کمتر و تا صفر می‌رسد. با توجه به گسل‌های امتدادلغز و معکوس پرشماری که در منطقه عمل کرده‌اند، شاید بتوان اختلاف شیب در سازند یادشده را به تکتونیک شدید منطقه و اختلاف رفتار مکانیکی دو سازند در برابر فازهای چین‌خوردگی مربوط دانست. به‌هرحال به نظر می‌رسد که اگر به ناپیوستگی خفیفی در بعضی نقاط ایران مرکزی میان این دو سازند بتوان باور داشت، این ناپیوستگی در بخش شمالی کفه طبس و کوه‌های شتری دیده نمی‌شود (Aghanabati et al, 1983).
لازم به ذکر است که آقانباتی(1975 و 1377)، سازند هجدک را بازپسین سازند از نخستین چرخه رسوبی ژوراسیک می‌داند که با سازندهای بادامو، آب حاجی و نایبند بر روی هم‌گروه شمشک را ساخته‌اند.
از نظر ریخت شناسی، این سازند به‌شدت فرسوده است و پیشینه ارتفاع ستیغ‌های ماسه‌سنگی نمایان در میان شیل¬ها به سختی به یک متر می‌رسد.
پیرامون سن این سازند، آقانباتی (1975) با توجه به موقعیت چینه شناسی سازند هجدک، که در بالای سازند بادامو به سن توآرسین – باژوسین پیشین، در زیر سازند پروده به سن بانونین میانی – پسین قرار گرفته است، باژوسین میانی – باتونین پیشین پیشنهاد کرده است. اما :
1 – سنگواره های گیاهی موجود در سازند هجدک قابل قیاس با زون گیاهی «C» در کوه‌های البرزند که P.D.W Barnard آن را وابسته به باژوسین می‌داند (آقانباتی،1377).
2 – یورپین از کارشناسان شرکت ملی فولاد، سن واحد سنگ چینه‌های «دشت خاک» (هم‌ارز بالاترین بخش سازند هجدک) را باژوسین پسین می‌داند (آقانباتی،1377).
3 – پژوهش‌های سید امامی و دیگران (2000و 1998و1991)بر روی آمونیت¬های شاخص، سن سازند پروده را باژوسین پایانی تا پانونین پیشین – میانی معرفی می‌کند.
با توجه به موارد سه‌گانه یادشده در بالا و سایر بررسی‌های پیشین، سن باژوسین میانی تا ابتدای باژوسین پسین برای سازند هجدک پیشنهاد می‌شود (Aghanabati et al, 1983).
سازند هجدک در جنوب کفه طبس دربردارنده مجموعه‌ای غنی از سنگواره‌های جانوری و گیاهی است. ازاین‌رو به نظر می‌رسد بیشتر رسوبات آن به محیط‌های دریایی تعلق داشته باشد. گرچه مطالعات لاسمی (1378) در منطقه زرند کرمان نشان می‌دهد که بخش زیرین این سازند در یک محیط دلتایی و بقیه آن در محیط رودخانه¬ای از نوع مآندری نهشته شده است (Aghanabati et al, 1983).

ژوراسیک (سازند پروده)
در غرب دشت طبس، در قاعده این سازند، کنگلومرایی مونوژنیک وجود داردکه همه عناصر آن از ماسه‌سنگ‌های کوارتز دار سفیدرنگ با گرد شدگی خوب، کرویت به نسبت خوب و جور شدگی ضعیف (اندازه قطعات از چند میلی‌متر تا 6 سانتیمتر متغیر است) پدیدار شده است. در این کنگلومرا، میان لایه‌های ماسه‌سنگی قرمز و سفیدرنگ وجود دارد. این کنگلومرا به‌تدریج به ماسه‌سنگ‌های قرمز و سفیدرنگی می‌رسد که سیمان سیلیسی هماتیتیزه دارند. این ماسه‌سنگ‌ها باحالتی تدریجی و به‌صورت هم‌شیب به ردیفی از سنگ‌های کربناته می‌رسند. در کوه اشلون، کنگلومرای قاعده این سازند، پلی¬ژنیک است و عناصر پدیدآورنده آن از سنگ‌های آهکی پرمین، دولومیت¬های تریاس میانی و ماسه‌سنگ‌های سازند هجدک می‌باشند. سنگ‌های کربناته پوشاننده ردیف آواری قاعده‌ای، شامل حدود 30 متر سنگ‌آهک ماسه‌ای به رنگ قهوه‌ای روشن تا تیره و خاکستری، منظم لایه، متوسط تا ضخیم لایه، در بسیاری افق‌ها دارای اُآُلیت و پیزولیت فراوان و نیز آثار آشفتگی زیستی (Bioturbation) است. شکستگی‌ها و درزه‌های (shear) فراوان که توسط کلسیت ثانوی و اکسیدهای قرمزرنگ آهن پرشده و نیز وجود گرهک¬های هماتیتی در سطح لایه‌ها از ویژگی‌های این ردیف کربناته است.