انارک – خور از آن یاد می‌شود، مجموعه‌ای از رسوبات پلیتی – پسامیتی به همراه سنگ‌های کربناتی و آتشفشانی متعلق به شیب قاره وجود دارند.آنها به‌صورت ناحیه‌ای و در رخساره‌های شیست سبز و شیست آبی دگرگون‌شده‌اند و به‌صورت ورق‌های برخورده با افیولیت ها، سنگ‌آهک‌های پلاژیک و رسوب‌های آشفته همراه‌اند (آقانباتی،1383).
جایگاه زمین‌شناختی عمومی طبس
ناحیه طبس در خردقاره ایران مرکزی جای دارد. خردقاره ایران مرکزی توسط گسل‌هایی دراز که به‌سوی غرب خمیده‌اند و از نوع راستا لغزند، به چهار بلوک ساختاری تقسیم می‌شود. در شرق، بلوک لوت جای دارد که نخستین بار توسط اشتوکلین(1965) پیشنهادشده است. روند کلی آن شمالی – جنوبی است. سنگ نهشته‌های ستبر این بلوک از تریاس به بعد چین‌خوردگی بسیار آرامی دارند و لایه‌ها کم شیب تا افقی هستند. حال‌آنکه، رخنمون‌های پالئوزوئیک آن چین‌خوردگی شدیدی را پشت سر گذاشته‌اند. ازاین‌رو این بخش از ایران شرقی از اواخر تریاس به شکل پیکر بلوکی نیمه پایدار درآمده است. بخشی از مرز شرقی این بلوک به‌وسیله گسل نهبندان شکل‌گرفته و مرز غربی آن توسط گسل نایبند از بلوک لوت و توسط گسل کلمرد از بلوک پشت بادام جدا می‌شود. گسل‌های نهبندان و نایبند به‌تقریب روند شمالی – جنوبی دارند، ولی گسل کلمرد به‌سوی غرب خمیدگی دارد. بلوک پشت بادام نیز توسط گسل خمیده پشت بادام از بلوک یزد جدا می‌شود. گسل‌های یادشده از زمان رخداد زمین ساختی کاتانگایی(پرکامبرین پسین) یا پیشتر از آن پویا بوده و در پدید آمدن حوضه‌های رسوبی کوه‌های شتری نقش مهمی داشته است. گسل کلمرد در تغییر رخساره‌های وابسته به دوران مزوزوئیک تأثیری چشم‌گیر داشته است و این تغییر رخساره‌ها در دو سوی آن به‌خوبی نمایان است. گسل پشت بادام نیز در به وجود آوردن فروافتادگی‌ها (Graben) و بالاآمدگی‌ها (Horst) در زمین‌های دو سوی آن فعالانه شرکت داشته است. این گسل بخشی از مرز شرقی کویر نمک را مشخص می‌کند (Aghanabati et al, 1983).
بخشی بزرگ از ناحیه طبس در شمال غربی بلوک طبس قرار دارد. این بخش شامل کوه‌های شتری در شرق و حوضه فرونشست فشارشی دشت طبس در غرب است. این بخش به ترتیب یادشده به پهنه “کمربند کوهستانی چین‌خورده – رانده‌شده شتری” (Shotori Fold – Thrust Mountain Belt) و پهنه «فرونشست فشارشی طبس» (Tabas Compressional Depression) تقسیم شده است. گسل بهارستان که شاخه‌ای از گسل نایبند است و راستای شمال غربی – جنوب شرقی دارد، مرز این دو پهنه را می‌سازد. در غرب ناحیه، بخشی از گسل کلمرد رخنمون دارد. ارتفاعات غربی گسل کلمرد، بخشی از بلوک پشت بادام به شمار می‌روند که «قلمرو چین‌خورده – رانده‌شده کلمرد» (Kalmard Fold-Thrust Domain) را پی می‌ریزد. گسل کلمرد با راستای شمال شرقی – جنوب غربی، تا منطقه شیر گشت در شمال دنباله دارد و در این منطقه گسل سرب شناخته‌شده است(روتنر و همکاران،1968). به‌سوی جنوب، این گسل خمیدگی می‌یابد و به راستای شمال غربی – جنوب شرقی گراییده است. روتنر(1968) به جابجایی‌های قائم در آبرفت‌های مجاور گسل چاه سرب اشاره می‌کند و این امر را نشانه‌ای از حرکات عهد حاضر آن می‌داند. نامبرده همچنین به جابجایی افقی50-40 کیلومتری این گسل راستالغز اشاره دارد. آقانباتی(1977) بر این باور است که گسل کلمرد نزدیک به 75 درجه به‌سوی غرب شیب دارد و در شمار گسل‌های راستالغز با مؤلفه معکوس است.
چینه نگاری منطقه موردمطالعه
تاقدیس کلمرد، یکی از مکان¬های موردتوجه زمین¬شناسان در مباحث چینه¬شناسی و تکتونیک می¬باشد. ازلحاظ چینه¬شناسی، منطقه موردمطالعه به ترتیب سن، دارای واحدهای سنگی زیر است (Error! Reference source not found.).
واحدهای سنگی
واحدهای سنگی موجود در منطقه با استفاده از نقشه زمین¬شناسی (Error! Reference source not found.) و اطلاعات موجود عبارتد از:

شکل ‏2 4 نقشه زمین¬شناسی محدوده کلمرد (اقتباس از برگه 1:100000 طبس، آقانباتی و حقی¬پور، 1974).

پرکامبرین
سازند کلمرد (Kalmard Formation)
نخستین گزارش مستند از این واحد سنگى از آن گانسر (1955) است که این سنگ نهشته‌ها را به سن کامبرین – سیلورین دانست. اشتوکلین (1961)‌ این ترادف ستبـــر را که دگرشکلى زیاد دارد « سازند کَلمُرز » (سازند کَلمُرد) نامید و به لحاظ شباهت‌هاى سنگى درخور توجه با سرى مراد، سازند کهر (کهار) و … آن را به سن پرکامبرین دانست. کلمُرز (کَلمُرد) نامى ناشناخته است و در زمین‌شناسى ایران این واحد سنگى با نام «سازند کَلمَرد» شهرت دارد که نامى آشنا و شناخته‌شده براى یکى از کاروانسراهاى باستانى ایران است. حد پایینى سازند کلمرد دیدنى نیست. بخش دیدنى این سازند چین‌خوردگى درخور توجه دارد به همین رو، اندازه‌گیرى ستبرا ناممکن است. ستبراى قابل برآورد بیش از 1000 متر است (Aghanabati et al, 1983).
در یک نگاه کلى، سازند کلمرد ترادفى بسیار همگن از شیل و سنگ ماسه‌های توفى است که به داشتن دو ویژگى رنگ سبز زیتونى و چین‌خوردگى فشرده، شاخص است. وجود دگرشیبى زاویه‌دار بسیار بارز مابین این سنگ نهشته‌ها و ردیف‌هاى جوان‌تر (اردویسین، دونین، کربنیفر) یکى دیگر از ویژگى‌هاى چشمگیر این سازند است. در فصل مشترک دگرشیبى سازند کلمرد و سازندهاى جوان‌تر (سازندهاى شیرگشت، راهدار، گچال) نوارى سرخ‌رنگ وجود دارد که گاهى آن را با سازند زاگون (به نقل از گفته شفاهى جعفریان) و یا پاره سازندى از سازند کلمرد (شیخ‌الاسلامى، 1381) نسبت داده است. ولى، مشاهدات صحرایى نشان داد که لایه‌هاى سرخ‌رنگ یادشده به‌تدریج به رنگ سبز زیتونى مى‌رسند که رنگ چیره سازند کلمرد است. به سخن دیگر نوار سرخ، واحد سنگى و یا پاره سازند جداگانه‌اى نیست بلکه سطوح هوازده و اکسیدشده سازند کلمرد است (شکل ‏2 5).
در روى زمین، واحدهاى سنگى سازند کلمرد تورق زیاد دارند و در زیر میکروسکوپ دربرگیرنده کانى‌هاى نظیر کوارتز، میکا (مسکویت، کلریت) و پلاژیوکلاز هستند که جهت‌دار شدن کانى‌هاى میکایى آن، به تنش‌هاى فشارشى اشاره دارند. ویژگى‌هاى سنگ‌شناسى و محیط رسوبى سازند کلمرد چندان موردتوجه نبوده است و این‌گونه بررسى‌ها مى‌تواند از موضوع‌هاى پژوهشى آتى باشد.
حد پایینى سازند کلمرد ، همانند سنگ نهشته‌های هم‌ارز (سازند کهر، سرى مراد، سازند تکنار) دیده نمى‌شود. در شمال تاقدیس کلمرد تا بخش‌‌هاى میانى این ساختار، حد بالایى سازند کلمرد به کوارتزیت‌هاى قاعده سازند شیرگشت (اردویسین) و با ناپیوستگی زاویه‌دار ختم می‌شود (شکل ‏2 6).
در نیمه جنوبى تاقدیس کلمرد، حد بالایى این سازند همچنان دگرشیب و گاهى به ردیف‌هاى دونین پسین (سازند راهدار) و بعضاً به ردیف‌هاى کربنیفر پیشین (سازند گچال) منتهی می¬شود. دگرشیبى یاد شده حاصل رخداد زمین‌ساختى پرکامبرین پسین (کاتانگایى) است و با رویداد‌هاى پالئوزوئیک بى‌ارتباط است. دگرشیبى مورد سخن و نیز چین‌خوردگى درخور توجه سازند کلمرد مى‌تواند شواهد روشنى بر سن « پرکامبرین » این سازند باشند.
تاکنون در سازند کلمرد سنگواره‌اى درخور استناد، دیده نشده است. شباهت‌هاى زیاد سنگ‌شناختى، جایگاه چینه‌شناسى و دیگر ویژگى‌هاى این سازند با ردیف‌هاى کم و یا نا دگرگون دیگر نواحى ایران (کهر، مراد، . . .) مى‌تواند شواهد روشنى بر پرکامبرین بودن این سازند باشند (Aghanabati et al, 1983). ولى حمدى و جیانگ (1374) پاره‌اى از ساخت‌هاى فرسایشى را سنگواره‌هایى از نوع Cylindrichnus. ،Oldhamia antigua و sp., Monomorphichnus sp دانسته و سازند کلمرد را متعلق به کامبرین پیشین دانسته‌اند. درحالی‌که هیچ‌یک از ویژگى‌هاى سازند کلمرد (ویژگى‌هاى سنگى، رنگ، چین‌خوردگى) با ردیف‌هاى کامبرین شناخته‌شده ایران شباهت ندارد (Aghanabati et al, 1983).

شکل ‏2 5 نمایی از سازند کلمرد در یال غربی تاقدیس کلمرد، کوه عاشقان، دید به سمت شمال.

شکل ‏2 6 ناپیوستگی زاویه¬دار بین سازند کلمرد و کوارتزیت‌هاى قاعده سازند شیرگشت (اردویسین) در کوه عاشقان، دید به سمت شمال غرب.
پالئوزوئیک
اردوویسین (سازند شیر گشت)
شیرگشت نام روستاى متروکه‌اى است که در 55 کیلومترى شمال طبس قرار دارد. نخستین نوشتار موجود در خصوص ردیف‌هاى اردویسین ایران مرکزى از آن هوکریده و همکاران (1962) است. در سال 1968، روتنر و همکاران، ترادف ستبرى از نهشته‌هاى دریایى اردویسین پیشین- میانى شمال طبس را به نام « سازند شیرگشت» نام‌گذارى کردند که به‌جز تغییرات ناچیز سنگ‌شناسى و تفاوت در ستبرا در پاره‌اى از نقاط ایران مرکزى نظیر کلمرد، ازبکوه، کاشمر، شمال بافق، جام و . . . برونزد دارد.
ضخامت سازند شیرگشت در محل برش الگو 1236 متر مى‌باشد ولى، در ناحیه کرمان، ستبراى رسوبات قابل قیاس با سازند شیرگشت از 3 متر در برش شرق هوتک تا حدود 240 متر در مقطع شمال گروئیه تغییر مى‌کند (وحدتى دانشمند،1370). در ناحیه کلمرد، ضخامت سازند شیرگشت از صفر تا 350 متر در نوسان است (آقانباتى،1975). در ناحیه انارک این سازند 750 متر ستبرا دارد (آیستوف و همکاران، 1984). در ناحیه جام رسوبات وابسته به اردویسین شامل 360 متر تناوب سنگ‌آهک مارنى، شیل، ماسه‌سنگ و آهک است (علوى نایینى، 1973). برش الگوى سازند شیرگشت، با ستبراى حدود 1236 متر، ستبرترین نهشته‌هاى دریایى اردویسین ایران است. روتنر و همکاران (1968)، سازند شیرگشت را مشتمل بر سه واحد زیر دانسته‌اند
واحد سنگى 1 » (سنگ‌آهک و مارن زیرین)، شامل سنگ‌آهک‌هاى گرهک‌دار در زیر و لایه‌هاى مارنى در بالا که حدود 570 متر ستبرا دارد.
واحد سنگى 2 » (سنگ‌آهک فسیل‌دار میانى) از نوع سنگ‌آهک‌هاى ماسه‌اى قرمز و مارن‌هاى سبزرنگ به ستبراى 166 متر.
واحد سنگى 3 » (مارن و سیلتستون بالایى) شامل 500 متر مارن خاکسترى تا سبزرنگ، شیل و سیلت‌سنگ.
حد پایینى سازند شیرگشت با سازند درنجال تدریجى و هم‌شیب مى‌باشد. این حد در بالاى یک واحد کربناتى شاخص از سنگ‌آهک حاوى بازوپا از نوع Billingsella متعلق به سازند درنجال انتخاب‌شده است. ولى در سایر نقاط ایران مرکزى، این حد ناپیوسته و موازى است. حتى در ناحیه کلمرد، سازند شیر گشت با نهشته‌هاى پرکامبرین (سازند کلمرد) ارتباط دگر شیب دارد )آقا نباتی،1975)، (شکل ‏2 6).
حد بالایى سازند شیر گشت در زیر واحدى از سنگ‌آهک ماسه‌اى براکیوپود دار متعلق به سازند نیور، به سن سیلورین، انتخاب‌شده است. روانه‌هاى آتشفشانى از بازالت‌هاى اولیوین‌دار موجب شده تا این حد چندان مشخص نباشد ولى با استناد به سایر برش‌ها، حد بالایى سازند شیرگشت هم‌شیب پذیرفته‌شده است. سنگواره‌هاى عمده سازند شیرگشت بیشتر از نوع تریلوبیت، براکیوپود، بریوزوآ، گاستروپود، سفالوپود، کنودونت و پالینومورف هستند که بر روی‌هم نشانگر سن اردویسین پیشین تا اردویسین میانى می¬باشند (Aghanabati et al, 1983).
غیر ا