در افق‌های پایین آن گاستروپود و مرجان فراوان و در بازپسین افق‌ها اسفنج، جلبک، دوکفه‌ای، براکیوپود، کرینوئید و گاستروپود به‌وفور دیده می‌شود(Aghanabati et al, 1983). شکل ‏2 13 نمایی از سازند پروده را در تاقدیس کلمرد مشخص می¬کند.
از نظر ریخت شناسی ، سازند پروده به‌صورت یک ردیف کربناته برجسته به نسبت باریک، جایگاهی مشخص را در میان ماسه‌سنگ‌های فرسوده و کم ارتفاع سازند هجدک در زیر و مارن¬های فرسوده و کم ارتفاع سازند بغمشاه، بترتیب در زیر و بالای آن واقع شده¬اند، دارد.
آقانباتی (1378) محیط رسوبی این سازند را با توجه به نتایج بررسی‌های انجام‌شده بر روی مقاطع نازک، این‌گونه تفسیر می‌کند؛ بخش زیرین در نواحی جزر و مدی باانرژی زیاد، بخش میانی در محیط دریایی کم‌ژرفا باانرژی کم و گاهی زیاد یعنی محیط‌های بین چزر و مدی (Intertidal) و زیر جزر و مدی کم عمق (Shallow subtidal) و بخش زبرین با داشتن پلت، جلبک و زمینه میکرایتی در خلیج‌ها نهشته شده است. همبری سازند پروده با سازند هجدک گرچه با تغییرات تدریجی سنگ‌شناختی همراه است، ولی وجود ردیف‌های آواری ماسه‌سنگی و کنگلومرایی می‌تواند نشانگر یک توقف رسوبی باشد. ازاین‌رو این همبری به گونه ناپیوستگی هم‌شیب در نظر گرفته‌شده است. همبری این سازند با سازند بغمشاه به گونه تدریجی و هم‌شیب است، به‌گونه‌ای که سنگ‌های آهکی سازند پروده بتدریج به‌تناوب مارن و سنگ‌آهک دربردارنده مرجان، گاستروپود و دوکفه‌ای تغییریافته است و سپس مارن¬های شاخص بغشماه نمایان می¬شوند (Aghanabati et al, 1983).
لازم به یادآوری است که آقانباتی (1975) از نام سازند بیدو به‌جای سازند پروده استفاده کرده ولی بعدها همین مؤلف (1377) نام سازند پروده را برای سنگ‌های آهکی موجود در روی سازند هجدک پیشنهاد کرده است. نامبرده (1975) سازند پروده را آغازگر دومین چرخه رسوبی جدید ژوراسیک می‌داند. این چرخه رسوبی با واحدهای سنگ چینه‌ای بغمشاه، سنگ‌آهک اشلون، سنگ‌آهک پکتن دار، سنگ‌آهک نار و ژیپس مگو و نیز واحدهای سنگی هم‌ارز یعنی سازندهای قلعه دختر، اسفندیار و گردو تکمیل می‌شود. البته نام‌برده بعدها (1377) سنگ‌آهک اشلون در این چرخه را بخشی از سازند بغمشاه دانسته است.
این سازند دارای رخساره‌های بایواُآُاسپارایت ماسه‌ای (Sandy bioosparite) و بایواسپارایت (Biosparite) و میکروفسیل¬هایی می‌باشد (Aghanabati et al, 1983).
این میکرو فسیل‌ها تنها می‌توانند سنی هم‌ارز ژوراسیک میانی – پسین را مشخص سازند اما :
1 – آقانباتی (1377.1975) با توجه به مجموعه‌ای از مرجان‌ها و آمونیت¬ها، سن باتونین پیشین را پیشنهاد کرده و احتمال می‌دهد که پایین‌ترین لایه‌ها به سن باژوسین پسین باشند.
2 – ریپن (1364) با توجه به دوکفه‌ای‌ها و آمونیت¬ها، سن باتونین پیشین را پیشنهاد کرده و احتمال می‌دهد که پایین‌ترین لایه‌های به سن باژوسین پسین باشند.
3 – سید امامی (2000) با توجه به وجود آمونیت¬ها (Oxycerites, Cadomites, Perisphinctids) که سن باتونین پیشین – میانی را نشان می‌دهند. به‌طورکلی سن سازند پروده را با ژوسین بالایی تا با تونین میانی می‌داند .
با توجه به مطالعات سنگواره‌ای و به‌ویژه مطالعات جدید بر روی آمونیت¬ها (Aghanabati et al, 1983) و نیز موقعیت چینه شناسی این سازند، سن سازند پروده را باژوسین بالایی تا باتونین میانی معرفی می‌کنیم .

شکل ‏2 13 سازندهای بادامو و پروده در تاقدیس کلمرد-جعفرو. دید به سمت شمال.

ژوراسیک (سازند بغمشاه)
همبری این سازند با سازند پروده به گونه تدریجی و همشیب است و با تناوبی از سنگ¬های آهکی مرجان، گاستروپود و دوکفه¬ای¬دار و نیز مارن¬های سبز رنگ مشخص می¬شود. سپس از قدیم به جدید ردیف ضخیمی از مارن¬های زردرنگ، گچ¬دار و ماسه¬ای؛ مارن-های شیلی سبز روشن با میان¬لایه¬هایی از مارن¬های ماسه¬ای و ماسه سنگ ریزدانه و قهوه¬ای رنگ : شیل¬های آهکی سبز روشن و گچ¬دار با میان¬لایه¬های کمی از ماسه¬سنگ رسی؛ شیل¬های ماسه¬ای سبز و ارغوانی و خاکستری با میان¬لایه هایی از ماسه¬سنگ زرد و قهوه ای: مارن¬های همگن و نرم به شکل تپه¬های فرسوده و گرد¬شده؛ مارن با میان¬لایه های سنگ آهک رسی متراکم؛ ماسه¬سنگ متوسط دانه با سیمان رسی و دارای میان¬لایه¬های نازکی از شیل¬های میکادار سبزرنگ و مارن ماسه¬های همراه با ماسه¬سنگ ریزدانه نمایان می شود. این ردیف که در شمال روستای بیشه اندازه گیری و ضخامت آن 204متر گزارش شده است (آقانباتی،1377)، بخش زیرین سازند بغمشاه را تشکیل می¬دهد. بخش بالایی سازند بغشماه برگیرنده تناوبی از مارن سبز و سنگ¬های آهکی نازک لایه است. این بخش در شرق کوه اشلون اندازه گیری شده (آقانباتی،1377) و در برگیرنده 181 متر سنگهای آهکی رسی، منظم لایه و سبز رنگ؛ مارن های خاکستری و سبز دارای میان¬لایه¬های نازکی از سنگ¬های آهکی رسی آمونیت¬دار به رنگ زرد و حاوی دوکفه¬ای و مرجان؛ مارن¬های خاکستری و سبز ماسه¬ای؛ مارن با میان¬لایه¬های نازکی از سنگ¬های آهکی ماسه¬ای قهوه-ای رنگ با آثار صدف¬های خردشده؛ سنگ¬های آهکی میکرایتی، خاکستری و دارای رنگ، نازک لایه و دارای پکتن و ترابراتولا: تناوب مارن و سنگ¬های آهکی ماسه¬ای قهوه¬ای رنگ؛ سنگ¬های آهکی خاکستری، منظم لایه، دارای آُآُلیت و پیزولیت و فسیل¬های پکتن و مرجان و سنگ¬های آهکی رسی، خاکستری و سبز، متراکم، منظم لایه، نازک تا متوسط لایه و دارای رگچه¬های فراوان کلسیت است.
از نظر ریخت شناسی، سازند بغشماه با فرسایش شدید و به صورت تپه ماهورهای کم ارتفاع در میان ردیف¬های کربناته برجسته سازندهای پروده و اشلون چهره مشخصی دارد. همبری سازند بغشماه با سنگ آهک اشلون به گونه تدریجی و هم¬شیب است و شامل تناوبی از مارن، مارلستون و سنگ آهک دارای پکتن و آثار زیست آشفتگی (Bioturbation) است (Aghanabati et al, 1983).
سید امامی(1997) از بخش میانی سازند بغشماه در پهلوی شرقی کوه اشلون، آمونیت¬هایی را گزارش کرده است. با توجه به اینکه این آمونیت¬ها مربوط به بخش میانی سازند بغشماه هستند و نیز با توجه به موقعیت چینه¬شناسی این سازند و سن واحدهای سنگی زیرین و بالایی، سید امامی (2000) سن باتونین بالایی تا کالووین زیرین – میانی برای این سازند پیشنهاد می شود.
نهشته‌های کواترنر
این نهشته‌ها شامل پادگانه‌های آبرفتی و مخروط افکنه¬های قدیمی و جوان، رسوبات گلی و نمکی و آبرفت‌های رودخانه‌ای هستند (شکل ‏2 14).
قسمتی از این نهشته¬ها شامل مرتفع‌ترین پادگانه (تراس) های آبرفتی است که در پای ارتفاعات ناحیه به‌ویژه دامنه غربی کوه¬های شتری(در پیشانی گسل‌های ازمیغان و بهارستان) و جنوب غربی ناحیه(پیرامون گسل دریا) پدید آمده‌اند. این پادگانه‌ها که بالغ‌بر 30 متر ارتفاع دارند، بدون شک در ارتباط با بالاآمدگی (Uplifting) کوه‌ها و تغییرات پی‌درپی سطح اساس رودخانه‌ها در یک فرآیند تکتونیکی پدید آمده‌اند.
بخش دیگر نهشته¬های کواترنری منطقه، پادگانه‌های آبرفتی با ارتفاع متوسط را نشان می‌دهد که در حاشیه رودخانه‌های ناحیه و یا در اثر فرآیند تکتونیکی بالاآمدگی کوه‌ها پدید آمده‌اند.
پادگانه‌های آبرفتی کم ارتفاع و پهنه‌های پوشیده از مواد تخریبی در اندازه‌های متفاوت (از ماسه تا قلوه‌سنگ) بخش دیگری از این نهشته¬ها را دربرمی گیرد که بیشتر در دشت طبس و در حاشیه بستر پهن رودخانه‌ها پدید آمده‌اند. هر سه تیپ پادگانه آبرفتی یادشده کمابیش افقی هستند و در آن‌ها لایه‌های سیلتی، رسی و ماسه‌ای دانه‌ریز بارنگ هوازده قرمز تا زرد و میان لایه‌هایی از کنگلومرا با قطعاتی از سنگ‌های آهکی و ماسه‌سنگ‌های سازندهای مزوزوئیک با جور شدگی ضعیف و سخت شدگی کم دیده می‌شود. ساخت‌های رسوبی چینه‌بندی متقاطع، دانه‌بندی تدریجی و ریپل¬های موجی (Wavy ripple) در این پادگانه‌ها یافت می‌شود.
بخش مرکزی حوضه طبس با مجموعه‌ای از نهشته‌های گلی (Mud deposits) شامل رس و سیلت و قشرهایی از نمک (Salt)پرشده است و این فرآیند همچنان ادامه دارد در این حوضه، به‌طور مقطعی دریاچه‌های نمک (Salt lake) پدید می‌آید. مجموعه این نهشته‌ها به‌عنوان کویر (kavir) متمایز شده است (Aghanabati et al, 1983).
قسمت دیگر، رسوبات پرکننده بستر رودخانه‌ها و کال (kal) های ناحیه هستند.
آخرین واحد، شامل بخش‌هایی از پادگانه‌های آبرفتی کم ارتفاع و مخروط افکنه¬های قدیمی است که هم‌اکنون به کشتزار و یا باغ تبدیل‌شده‌اند.

شکل ‏2 14 نهشته¬های کواترنری در منطقه تاقدیس کلمرد دید به سمت شمال.

شکل ‏2 15 و شکل ‏2 16 ستون چینه شناسی پهنه مرکزی کلمرد وپهنه شرقی وغربی در منطقه را نشان می¬دهد (اقتباس از آقانباتی 1977).

تکتونیک منطقه مورد مطالعه
پهنه کلمرد بخش کوچکی از خرد قاره ی ایران مرکزی محسوب میشود که روند عمومی NNE-SSW دارد. این پهنه با دوگسل پی سنگی کلمرد در شرق وگسل پوشیده شده¬ی نائینی درغرب با فاصله (Spacing) حدود 21 کیلومتر مرز بندی شده است (شکل ‏2 17).

شکل ‏2 17 تصویر ماهواره¬ای لندست از منطقه مورد مطالعه و گسل¬های اصلی منطقه.

گسل های منطقه مورد مطالعه
گسل کلمرد
موقعیت و ویژگی های کلی گسل کلمرد:
گسل کلمرد را باید از گسل هاى عمده، کهن و ژرف ایران مرکزى دانست که در پیامد رخداد کاتانگایى شکل گرفته است (شکل ‏2 17). طول این گسل حدود 250 کیلومتر یا به طور کلى حدود 300 کیلومتر با سازوکار معکوس با مؤلفه بزرگ راستالغز می باشد. امتداد این گسل در ابتدا شمالى- جنوبى بوده که در نتیجه فعالیت مجدد در کالدونین به سمت شرق متمایل شده است. خمیدگى این گسل به سمت غرب به گونه اى است که بخش شمالى آن در ناحیه شیرگشت، داراى امتداد شمال- شمال شرقى است و نیمه جنوبى آن به سوى جنوب شرقى تمایل دارد. در مورد انحنا این گسل عقاید مختلفى ابراز شده است. نبوى (1355) مقدارى از خمیدگى در قسمت شمالى را به رخداد زمین ساختى کالدونین مربوط مى داند. به عقیده حقى پور (1974) گسل مزبور مانند گسل هاى اطراف خود از ابتدا جهت N-S داشته ولى طى حرکات تکتونیکى ترشیر جهت آن منحرف شده است و این مسأله به بازشدگى دریاى سرخ و فشارهاى جانبى عربستان به ایران ارتباط دارد. زارع مهرجردى (1373) به شیب º75 به سمت غرب براى گسل کلمرد اشاره دارد. در شمالی‎ترین قسمت، رسوبات آبرفتى کواترنرى به وسیله این گسل بریده شده‎اند که نشانگر حرکات بسیار جوان آن است. رخداد زمین‎لرزه 5 اکتبر 1933 می‎تواند در اثر عملکرد گسل کلمرد باشد زمین‎لرزه‎هاى 30/6/1939 و 26/8/1994 در راستاى این گسل به وقوع پیوسته‎اند و به نظر می‎رسد پس‎لرزه 28/9/1978 زمین‎لرزه طبس با بزرگى 3/4 ریشتر ناشى از حرکت گسل کلمرد بوده است (قاسمى و همکاران، 1381).
به نوشته آقانباتى (1383) در ناحیه کلمرد، شیب گسل حدود 75 تا 80 درجه به سمت غرب است و