این الگوها که در منطقه مورد مطالعه به وضوح مشاهده شده¬اند پرداخته شده است.
از مطالعه هندسه چین¬ها اطلاعاتی در مورد شدت و جهت¬یابی استرین در آنها به دست می¬آید که می¬توان از این موارد برای تفسیر دگرشکلی نهایی و تاریخچه¬ی دگرشکلی یک منطقه استفاده نمود (Pluijm & Marshak, 2004).

شکل ‏3 4 عناصر موحود در چین (Fossen, 2010)

چین¬ها را به روشهای مختلفی طبقه¬بندی می¬کنند که متداول¬ترین آنها براساس وضعیت هندسی، سطح محوری، ضخامت لایه¬ها، زاویه بین یالی و … می¬باشد. Hudleston (1973) چین¬ها را بر اساس شکل و دامنه آنها طبقه¬بندی کرده ¬است (شکل ‏3 5).

شکل ‏3 5 طبقه بندی چین¬ها بر اساس شکل و دامنه چین¬ .(Hudleston ,1973)
تقسیم بندی چین‌ها بر اساس طبقه‌بندی فلوتی (1964) بر اساس چند فاکتور انجام می‌شود:
طبقه¬بندی براساس زاویه بین یالی
طبقه¬بندی براساس شیب سطح محوری
طبقه¬بندی براساس زاویه میل محور چین

طبقه‌بندی فلوتی (1964) بر اساس زاویه بین یالی
معیار زاویه بین یال یا درجه فشردگی اولین بار توسط فلوتی در سال 1964 میلادی ارائه شد. درجه فشردگی یک چین با انداز ه¬گیری زاویه بین دو یال چین ( α) مشخص می شود. زاویه α زاویه بین یال¬های سطح یا سطوح مماس بر یال¬های منحنی شکل یک چین در محل خطوط عطف آن است که در نیمرخ چین اندازه¬گیری می¬شود (شکل ‏3 6). در جدول ‏3 1 تقسیم بندی چین ها براساس زاویه بین یال ها مطابق نظر فلوتی نمایش داده شده است.
جدول ‏3 1 طبقه‌بندیFleuty (1964) بر مبنای زاویه بین یالی
ردیف معادل انگلیسی نام چین زاویه سطح محوری چین (درجه)
1 Gentle چین¬ ملایم 180-120
2 Open چین¬ باز 120-70
3 Close چین بسته 70-30
4 Tight چین¬ تنگ 30-10
5 Isoclinal چین¬ هم¬شیب 10-0
6 Elastic (Mushroom) چین قارچی منفی

طبقه¬بندی فلوتی (1964) براساس شیب سطح محوری
اگر شیب سطح محوری 90 درجه باشد، چین قائم نامیده می¬شود. در صورتی که زاویه شیب سطح محوری به طور مستمر کاهش پیدا کند چین های با شیب تند، شیب متوسط یا شیب ملایم نامگذاری می¬شوند و اگر سطح محوری چین افقی باشد، چین خوابیده نامیده می شود. ویژگی¬ها و پارامترهای این نوع تقسیم بندی در جدول ‏3 2 و شکل ‏3 7 آمده است.

جدول ‏3 2 طبقه‌بندی Fleuty (1964)بر اساس شیب سطح محوری.
ردیف معادل انگلیسی نام چین زاویه سطح محوری چین (درجه)
1 Recumbent تقریباً افقی (خوابیده) 10-0
2 Gently Inclind چین¬هایی با شیب ملایم 30-10
3 Moderately Inclind چین¬هایی با شیب متوسط 60-30
4 Steeply Inclind چین¬های پرشیب 80-60
5 Upright چین¬های قائم 90-80

طبقه¬بندی بر فلوتی (1964) اساس زاویه میل محور چین‏ها
براساس این که زاویه میل لولای چین افقی، نیمه¬افقی، ملایم، متوسط یا تند، نیمه عمودی و یا عمودی باشد نیز چین¬های با اسامی متفاوتی ایجاد می شوند که در شکل ‏3 7 نمایش داده شده اند. ویژگی¬ها و پارامترهای این نوع تقسیم بندی که بر اساس زاویه میل محور چین¬ها توسط فلوتی (1964) انجام شده است در جدول ‏3 3 آمده است.
جدول ‏3 3 طبقه‌بندی Fleuty (1964)بر اساس میل محور.
ردیف معادل انگلیسی نام چین زاویه سطح محوری چین (درجه)
1 Sub Horizontal تقریباً افقی (بدون میل) 10-0
2 Gently Plunging چین¬ با میل کم 30-10
3 Moderately Plunging چین¬های با میل متوسط 60-30
4 Steeply Plunging چین¬های با میل زیاد 80-60
5 Sub Vertical چین¬های عمودی 90-80

شکل ‏3 7 توصیف وضعیت چین براساس زاویه میل یا (Plunge) لولای چین (محور عمود) و شیب سطح محوری (محور افقی). نمودار مرکزی نشان دهنده ردیفی از زوایای مرتبط با این دو عامل است و بلوک دیاگرام های اطراف نشان دهنده وضعیت های مختلف چین ها است که منطبق با نمودار اصلی می باشد Fleuty (1964) ، (Fossen, 2010).
یکی دیگر از تقسیم¬بندی¬های معمول بر اساس رده¬¬بندی بر اساس ضخامت حقیقی لایه (tα) ضخامت به موازات سطح محوری (Tα) و زاویه بین افق و مماس بر یال چین (α) صورت می¬گیرد. در سال 1967 میلادی رمزی با استفاده از شیب¬های هم راستا، چین¬ها را به سه رده اصلی تقسیم¬بندی کرد که رده اول دارای سه زیر رده می باشد (شکل ‏3 8 و جدول ‏3 4):
الف) چین¬های رده 1 یا چین های با خطوط هم شیب هم گرا:
در این چین¬ها، میزان خمیدگی قوس داخلی چین، از خمیدگی قوس خارجی آن بیشتر است و شامل انواع زیر است:
چین های زیررده 1A یا چین¬های با خطوط هم شیب شدیداً همگرا.
چین های زیررده 1B یا چین¬های موازی که خطوط هم شیب بر قوس¬های داخلی و خارجی چین عمود است.
چین های زیررده 1C یا چین¬های با خطوط هم شیب تقریباً همگرا.
ب) چین¬های رده 2 یا چین¬های با خطوط هم¬شیب موازی:
در این چین¬ها، میزان خمیدگی قوس خارجی چین، از خمیدگی قوس داخلی چین بیشتر است و خطوط هم¬شیب در این رده به موازات اثر سطح محوری در سرتاسر لایه چین¬خورده قرار می¬گیرد.
ج) چین¬های رده 3 یا چین های با خطوط هم¬شیب واگرا:
در این چین¬ها میزان خمیدگی قوس خارجی چین، از قوس داخلی چین بسیار بیشتر است. در این چین¬ها خطوط هم شیب نسبت به سطح محوری چین، به شکل واگرا می¬باشد.

شکل ‏3 8 تقسیم‌بندی چین‌ها بر اساس خطوط هم‌شیب و مطابق تقسیم¬بندی رمزی (Ramsay, 1967).

جدول ‏3 4 تقسیم بندی چین براساس خطوط همشیب.
رده زیر رده نام و مشخصات چین
1 1A چین با خطوط همشیب قویاً همگرا
1 1B چین موازی با خطوط همشیب عمود بر لایه بندی
1 1C چین با همگرایی ضعیف در خطوط همشیب
2 چین با خطوط همشیب موازی با چین مشابه
3 چین با خطوط همشیب واگرا

این طبقه بندی مستلزم یک رابطه مستقیم بین اساس ضخامت حقیقی لایه (tα) ضخامت به موازات سطح محوری (Tα) و زاویه بین افق و مماس بر یال چین (α) می باشد (Ramsay, 1967). در ناحیه لولا، t0=T0 می باشد. و روابط مورد استفاده عبارتند از:
t’α = tα/tο یا T’α = Tα/ Tο
مقدار Tα یا tα با تغییر در مقدار زاویه α تغییر می کند. اساس این طبقه¬بندی بر روی روابط بین ایزوگون¬ها خلاصه شده¬است. این طبقه¬بندی به راحتی در صحرا قابل استفاده نمی¬باشد (شکل ‏3 8).

ریز چین¬ها
هرگاه دو لایه مقاوم که یک لایه نامقاوم را در بر گرفته¬اند، تغییر شکل پیدا کرده و نسبت به هم بلغزند، در لایه نامقاوم چین¬های فرعی و ریزی به وجود می¬آید که ریز چین نام دارند (مدنی , 1380). چین¬های z شکل روی تاقدیس یال سمت چپ را نشان می¬دهد و چین¬های s شکل، یال سمت راست را نشان می¬دهد و در منطقه لولاچین¬های m شکل تشکیل می¬شوند (Fossen, 2010) (شکل ‏3 9).

شکل ‏3 9 چین¬های Z، S و M شکل (Fossen, 2010).

آنتی¬کلینوریوم
آنتی¬کلینوریوم¬ها شاید صدها کلیومتر طول و ده¬ها کیلومتر عرض دارند. آنتی¬کلینوریوم¬های بزرگ را مگاآنتی¬کلینوریوم می¬نامند. وقتی در سطح زمین ظاهر می¬شوند نسبت به سنکلینوریوم مجاور خود قدیمی¬تر و معمولاً تا حد زیادی دگرگون شده هستند (The Gale Group, 2003). آنتی¬کلینوریوم یک ساختار تاقدیسی مرکب با وسعت ناحیه¬ای است که از چین¬های کوچکتر تشکیل شده¬¬است (Bates & Jakson, 1980).
به علت تغییر در استرس و تغییر در مقاومت سنگ¬ها، چین¬ها به اشکال مختلفی مثل چین¬های جناغی، چین¬های جعبه¬ای و … تشکیل می¬شوند (Fossen, 2010) (شکل ‏3 10)، که این تقسیم بندی بر اساس هندسه چین¬ها می¬باشد.

شکل ‏3 10 شکل¬های مختلفی از چین¬ها (Fossen, 2010).

تفاوت اصلی بین طبقه¬بندی¬های ارائه شده از چین در جدول ‏3-5 خلاصه شده¬است.

جدول ‏3 5 جدول خلاصه شده طبقه¬بندی چین¬ها (Bhattacharya1, 2005)

در این بخش از طبقه‏بندی فلوتی به عنوان یک طبقه‏بندی توصیفی و طبقه¬بندی از رمزی در جهت تحلیل ساختاری چینه‌ای منطقه استفاده شده است.

چین‌خوردگی مرتبط با گسلش
گسل¬ها و چین¬ها، به‌طورکلی در رخنمون¬های یکسانی ظاهر می¬شوند، کنار هم قرار گرفتن این ساختارها یکی شکننده و یکی خمیری ممکن است در آغاز متناقض به نظر آید. چگونه ممکن است سنگی شکننده باشد و در همان زمان به حالت شکل¬پذیری تغییر شکل یابد؟ یک توضیح برای کنار هم قرار گرفتن گسل¬ها و چین¬ها در یک رخنمون این است که ساختارها در زمان¬های متفاوت و تحت شرایط فشار و دمای متفاوت تشکیل‌شده‌اند، برای مثال فرض می¬کنیم چینی در یک رخنمون دیده می¬شود که 500 میلیون سال پیش در عمق 15 کیلومتری در پوسته ایجادشده است، اما یک‌مرتبه در توده¬ای از سنگ که حاوی چین است به سمت اعماق کمتر حرکت کرده و سطح روی آن از بین رفته و تحت تأثیر یک واقعه دگرشکلی جداگانه، گسل¬ها را در حجم سنگ ایجاد کرده است (Pluijm & Marshak, 2004). به‌طور ویژه در چنین مثال¬هایی گسل¬ها عرض چین¬های از پیش موجود را برش می¬دهند و از نظر هندسی مرتبط با چین نیستند. اما در بسیاریاز مثال¬ها، ارتباط مکانی و هندسی بین چین¬ها و گسل¬ها واضح است که در ساختار همراه با یکدیگر تشکیل می¬شوند. چین¬هایی که همراه گسل‌ها ایجاد می¬شوند چین¬خوردگی مرتبط با گسلش نامیده می¬شو(Pluijm & Marshak, 2004).
از بسیاری آزمایش‌ها نتیجه می¬شود که انتقال بین دگرشکلی شکننده و شکل¬پذیر به نرخ استرین (کرنش) بستگی دارد، اگر کرنش خمیری (برای مثال چین¬خوردگی) در توده سنگی همراه با دگرشکلی ناحیه¬ای به‌طور سریع گسترش یابد، بنابراین تنش تفریقی در سنگ افزایش نمی¬یابد و گسلش رخ نمی‌دهد. اما اگر دگرشکلی ناحیه¬ای همراه با گسترش سریع استرین خمیری نباشد، بنابراین استرس تفریقی در سنگ تا آنجا افزایش می¬یابد که از مقاومت شکست سنگ یا مقاومت لغزشی اصطکاکی از پیش موجود در سنگ تجاوز کرده و گسلش روی می¬دهد. درواقع نرخ استرین ممکن است با موقعیت در توده¬ی سنگ متغیر باشد به‌نحوی‌که در یک ناحیه در توده‌ی سنگی گسل و در ناحیه¬ی دیگر در همان توده¬ی سنگی چین ایجاد شود. همچنین نرخ استرین و مقدار تنش تفریقی می¬تواند در یک توده¬ی سنگی در طول یک واقعه دگرشکلی، چین¬خوردگی یا گسل خوردگی به‌طور متناوب با زمان در یک مکان تغییر کند (Pluijm & Marshak, 2004).
چین‌ها و گسل¬های رانده، ساختارهای مهمی را به وجود می¬¬آورند که محل مناسبی برای تله¬های نفتی و همچنین کانی¬زایی در اثر مهاجرت سیالات می¬باشند (McClay, 2003). بسیاری از زمین¬شناسان نظیر (Mitra, ;1990 Jamison, 1987 (Suppe, 1983; در کارهای تحقیقاتی خود ارتباط ژنتیکی این دو فرآیند را در کمربندهای چین¬خورده–رانده مورد مطالعه قرار داده¬اند. در مطالعاتی که بر روی آن¬ها انجام می¬شود، ارتباط هندسی و جنبشی این¬گونه ساختارها با یکدیگر مورد بررسی قرار می¬گیرند.
برای تعیین هندسی منشأ چین‌های مرتبط با راندگی نویسندگان متعدد نمودارهایی را ارائه کرده‌اند
Suppe & Medwedeff , 1990) Mitra, 1990; (Jamison, 1987;. بسیاری از محققین