فلزکاری اسلامی، آثار فلزی کشورهایی را در بر می¬گیرد که به طور موقت یا دائم تحت حمایت حکومت اسلامی از سال 622 م به بعد قرار داشت و دین اسلام، بر پیشرفت این روش¬ها ، تاثیر گذاشت. (وارد 1384: 9)
تزئین آثار فلزی مصنوعات زرین و سیمین متعلق به صدر اسلام ماهیت فرهنگی مادی که مورد بهره¬وری توانگران آن دوران قرارداشت و الگوی اصلی آن ها رومی بود. بشقاب دسته¬دار سطل اغلب شکل¬های چراغ، شمعدان چند شاخه، صندلی، جواهر، اقلام کوچک آرایشی و بزکی انواع تشت و مشربه و پایه چراغ¬ها گلابی شکل، تنها بخشی از فهرست کامل آن مصنوعات فلزی را تشکیل می¬دهند. و شایان توجه این که از آن پس ریخته¬های تازه¬ای ماخذ از اشیاء فلزی به کار رفته در جوامع دیگر ندرتاً دیده می¬شود. شکل¬های دیگری که نفوذ گسترده از سوی استادان فلزگری، و از سوی دیگر بر پسند عمومی گذاردند منحصر به فرد بودن به اشیائی تولید شده در پیشه¬های وابسته به فلزکاری، لیکن با کار ماده¬های متفاوت، در این گونه مواد مشاهده می¬گردد که نفوذ شکلی و شیوه ای عموماً از ماده گرانتر به کار ماده ارزانتر صورت می¬پذیرفته است. مثلاً بدلسازی یا تقلید¬گری با مفرغ از روی ریخت و هیئت کلی جعبه های عاجی انجام می¬گرفت. یا همچنین گلاب¬پاش¬های نقره¬ای به ریخت گلاب¬پاش¬های شیشه¬ای شکننده که مسلماً نفیس تر به شمار می¬آمده¬اند. (فریه1374: 171،179).
ظروفی که ماده اولیه آنها فلز بود و تزئیناتی استادانه داشت آن قدر ظریف و زیبا بودند که آنها را ذوب نمی-کردند یا آن¬ها را تعمیر، تعدیل و یا تزئینات به آنها اضافه و از آن زدوده می¬شد. و در مورد کارهای فلزی مرصع شده جواهرات آنها برداشته و جمع آوری می¬شدند. از این گونه آثار شمار قابل توجهی باقی مانده که فلز کاری اسلامی را تشکیل می¬دهد. (وارد 1384 : 14 )
همانطور که شمایل¬ها و بت¬ها در ادیان پیشین ممنوع بوده تزئینات پیکره ای هم توسط اسلام منع شده و اشکال انسان و حیوان در تزئینات لوازم مساجد یا اماکن متبرکه به کار نرفته است و استفاده از طرح های جایگزین و مختلف مانند زنجیرهای طوماری اسلیمی، نقش مایه های هندسی و کتیبه ها را ترویج و تشویق نموده. خط عربی، روش برگزیده¬ی ارتباطی خداوند در سراسر قرآن، قرینه¬ی اسلامی مجموعه¬های پیکره دار و شمایل¬هایی شد که پیام دین مسیحیت و ادیان دیگر را بیان می¬کردند. خوشنویسی؛ حرفه ای افتخار آمیز بود. (همان: 19)
خط عربی در سطر افقی از راست به چپ نوشته می¬شود که راست همانا پهنه کار و کوشش باشد و چپ¬جای دل و بدین گونه سیری است از بیرون به درون. (بورکهارت 1365 :57)
در دوران اسلامی هنر آفرینان توانستند از فلزاتی مانند آهن و مفرغ، مس و برنج ظروف و اشیاء نفیسی بسازند که همگی نشانی از غنای ذوق و قریحه نزادی سازندگان آنهاست.
فلزکاران این عصر استثنائاً ظروف واشیای دیگری از زر و سیم با نقوش و تصویر انسان، جانوران جهت بزرگان و امیران می ساختند که به اتکای قدرت خاصه خویش از احکام شرعی سرپیچی کرده و از این ظروف استفاده می کردند. (فرد،حیدرآبادیان1388: 138)
ادامه اسلوب تزئینی ساسانی در فلزکاری اوایل دوره اسلامی بخصوص در ظروف نقره که اشتباهاً به دوره ساسانی نسبت داده می¬شود کاملاً مشهود است. چندین ظرف نقره که مناظر شکار و صور انسانی سبک ساسانی روی آن ها نقش شده، به اوایل دوره اسلامی تعلق دارد . روی بعضی از آنها نام صاحب ظرف به خط و زبان پهلوی نقش گردیده و بدین وسیله می¬توان تاریخ ساخت آنها را معین کرد. ( دیماند 1383 : 134 )
حکاکی فلز از دیرباز درایران رایج بود. اما نقره نشاندن روی فلز ظاهراً از ایالات شرقی نفوذ کرده به ویژه از شهر هرات مرکز ایالات خراسان، آغاز و به سایر نقاط ایران رسیده است. ظروف نقره با تصویر حیوانات و طیور یک دسته مهم از فلز کاری ساسانی، دوره بعد از ساسانی را تشکیل می¬دهد و در این دوره قلمزنی و حکاکی بیشتر از برجسته کاری در ظروف به کار رفته. آثار به دست آمده از موزه آرمیتاژ که متعلق به این دوران است ، ظرفی است جنگ بین شیر و غزال، روی آن نقش شده است. طرز ترسیم بدن حیوانات و عضلات و صورت و یال و دقت در کشیدن طرح تصویر حاکی از آن است که این ظرف نه تنها بعد از دوره ساسانی ساخته شده، بلکه تاریخ آن در حدود قرن 10 میلادی است. (دیماند1383: 135)
سبک نقش این ظروف کاملاً اسلامی است و می توان آن را پیشرو و اسلوب سلجوقی به شمار آورد. طرح¬های تزئینی نباتی که دارای بعضی از خصوصیات عصر ساسانی است بسیاری از خصائص ممتازه آن را از قبیل برگ¬های مدور و برگ نخل قلبی شکل، که مشابه آن ها در آسیای وسطی ساخته شده است.
مصنوعات فلزی که به شکل حیوانات و پرندگان ساخته شده¬اند اگرچه بیشتر آنها منسوب به ادوار اولیه اسلامی هستند ولی روح فنی ساسانی در آن ها تجلی می¬کند و بیشتر از بخوردان و ظرف¬های آبخوری هستند که به شکل مرغابی، خروس، آهو، اسب و یا شیر ساخته شده¬اند و در آثار نفیس از قبیل شمعدان¬ها و ابریقهائی که منسوب به قرن 6 هجری 12 میلادی است بکار برده¬اند. (محمد حسن 1363: 257،256 )
بیشتر این آثار فلزی ایران که فعلاً در دست است و راجع به دو قرن 3 تا 6 (9 تا 12 میلادی) است در خراسان، همدان، ری و سمرقند به دست آمده است و بیشتر تزئینات آن اشکال حیوانات و شاخه¬های نباتات و خطوط کوفی است که با کمال دقت و زیبایی قلمزنی شده است ولی رنگی که آن¬ها را فرا گرفته است مانع از ظهور تباین بین تزئینات و جاهایی است که نقش و نگاری ندارد. ( همان : 257 )
البته اشیای طلایی و نقره¬ای اسلامی زیادی باقی نمانده، زیرا دین اسلام، تدفین کالا و اجناس را همراه مرده منع کرده است. فلزات ارزشمند به منظور استفاده در زمان¬های مورد نیاز، ذوب یا برای طرح تصاویر و تزئینات رایج، اصلاح و تغییر داده می شد. فرهنگ¬های مشهور برای کار زرگری خود همواره سنت تدفینی پیچیده و دقیق داشتند. (وارد 1384 : 10 )

شکل 2-1. چراغ مسجد، ازفلز برنج،مشبک کاری شده
کتیبه¬ی دور تا دور لبه¬ی این چراغ، خوانده می¬شود:
((به نام خدا، بسم الله)). ارتفاع بدون زنجیر 260 سانتیمتر.
ایران سده دهم / چهاردهم (ریچل وارد 1384:10)

در مجموع باید گفت آثار فلزی قرون اولیه سرزمین اسلامی به خصوص ایران دارای طرح های غیر اختصاصی، تزئینات تلفیقی حجم¬های کاربردی و سادگی در فرم می¬باشد. در فراز و نشیب دگرگونیهای بنیادی اعتقادات مردم این سرزمین¬ها، هنرمندان ناچار به حذف ساختارهایی از این صنعت شدند که مهم ترین آنها عبارتند از:
1- تغییر در ابعاد غیر کاربردی اشیاء
2- تغییر در موضوع و مفاهیم تزئینی اشیاء. (توحیدی1386: 28)
اندازه و ابعاد اختصاصی در ساخت ظروف کمتر مورد توجه قرار گرفت و به جای آن از اندازه و حجم¬هایی استفاده شد که جنبه شخصی و فردی داشتند . تزئینات اشیاء نیز که صرف درباری و القاء کننده قدرت و تجسمی از نمادهای حکومتی بود به کلی منسوخ می¬شود و به جای آن تزئین به معنی خلاقیت و تجسم زیبایی و القاء آرامش جایگزین می¬گردد . در مناطقی از ایران که به لحاظ موقعیت جغرافیایی دین اسلام به تدریج مورد پذیرش قرار گرفت و بسیاری از آداب و رسوم عصر ساسانی تداوم پیدا کرد . آثار به جا مانده از سده متاخر اسلامی بسیار اندک است ولی آن چه که به جای مانده است تاثیر نیروتداوم باقی مانده در قرون اول و دوم هجری ساخته شده¬اند و نام صاحب آن¬ها به حفظ و زبان پهلوی ساسانی حک شده است و نقش ها عنصر تزئین دوره ساسانی و اسلامی را دارند. سرانجام مهم ترین عامل اقتصادی یعنی احترام به آئین محمدی که تمام شئون زندگی مردم را تحت الشعاع قرار داده باعث شد تا عناصر تزئینی دستخوش تغییرات اساسی شده و صورتگری و نقش مایه¬های انسانی که با تعالیم اسلامی مغایرت داشت و به نوعی گوناگونی پرستی و شرک را القاء می¬کند حذف شده و کم کم شرایطی فراهم گردید که در کالبد هنر و روح تازه¬ای دمیده شود و در حقیقت رنسانس اسلامی به وقوع پیوست. (همان:28 )
رواج یافتن استعمال ورق برنجی نقره کوب در حدود 500 / 1100 در شمال شرقی ایران صناعتی به وجود آورد که مشخصات کاملاً متفاوت با مصنوعات رسم روز داشت. ورق فلز بلندی ارتقا یافت و ساختن اشیاء مفرغی و برنجی نیز به کار برده شد و شگفت این که شکل های ((استانده بندی)) یافته، یا یکسان سازی شده¬اند (استانداردیزه)، یعنی به کیفیت های شکلی و جنسی متمایز، ولی محدود و مقرر، درآمده¬اند که در نتیجه تنوع تولید فردی وکارگاهی را کاهش داده اند. شمار ریخت¬های مشهور در اشیاء تجملی سده ششم که با ورق و فلزات دیگر ساخته شده¬اند. از جمله انواع فراوان پایه چراغ¬ها مفرغی که به اسلوب ریخته¬گری در سده¬های 4 و 5 تولید می¬شد تنها به یک نوع درآمد. همچنین ملاحظه می¬کنیم که دیگر اقلام ریخته گری در سده 6 و اوایل سده هفتم نمایانگر انحطاطی کلی در کیفیت تحول پذیری شکل¬اند، از جمله هیئت ((¬استاندارد سازی¬)) شده عود سوزها در سده ششم. (فریه 1374 : 180 )
فلزکاری در این دوران چنان با شکوه و پر پیرایه شد که سرمشق هنرمندان سایر ملل مانند اعراب، هندیان، ترکان عثمانی و حتی ملل اروپایی قرار گرفت. این هنر در ایران از دوران کهن، هنر سنتی به شمار می¬رفت پیوسته در ادوار مختلف تاریخ حالات و روحیات ملی ایرانیان و پیشامدهای زمان خویش، حتی استیلای بیگانگان بر این سرزمین درارتباط بوده است، یعنی در قرون 2 و 3 هجری، ساده و بی پیرایه است. در قرن 4 در زمان حکومت شاهان و امرای محلی متین و ظریف و در قرن 5 در زمان حکومت سلجوقیان و بعد از آن باشکوه و مجلل بوده است.
2-2 فلزکاری در دوران سلجوقیان
در کتاب البدان ابن فقیه ، فقیه همدانی در قرن 3 هجری استادی و مهارت هنرمندان فلزکار ایرانی را مورد ستایش قرارداده و بر این باور است که خداوند آهن را برای این هنرمندان نرم کرده و در اختیار آنان قرار داد تا هر چه خواستند از نقایص روزگار از آن ساختند. ابن فقیه معتقد است: ((¬ایرانیان استادترین و داناترین ملتی هستند که در ساختن شمشیر، کلاهخود، زره، جوشن، قفل، آینه، ظروف و سایر اشیاء فلزی مهارت دارند)). (محمد حسن1363: 253)

شکل 2-2. پیه سوز فلزی، پایه شش ضلعی، در پوش دار،سده 6یا 8 دوره سلجوقی، به سبک ریخته¬گری شده
(موزه آذربایجان غربی)

هنرهای تزئینی اسلامی در دوران سلجوقی، مخصوصاً درباره ی پسین قرن 16.م و پاره¬ی پیشین قرن 7 هجری، در اوج نوآوری و خلاقیت ودرخشندگی خود بود و این درخشیدگی در مورد استثنایی و اشکال شاداب و زنده نه تنها به دلیل استعماری و مجازی بودنش بلکه به موجب سر راستی و صراحتش نیز بود که هر دو از حیث تزئین ، پرمایه و از نظر فنی، شگفت آور بود. حتی اشیاء نسبتاً بی ارزش هم که برای عامه مردم تولید می¬شد از کیفیت بالایی برخوردار بودند. (فرد، حیدرآبادیان: همان64 )
ظرف¬های فلزی قرن 3 و 4 را بر طبق سبک¬های رایج آن زمان