در این پژوهش این سؤال مطرح می‌شود که نگارگر چطور توانسته است شعرِ شاعری حماسی را با زبانی همانند تصویر کند که صورتی زیبا از جلوه‌ی ترکیب اشعار در ساختار فضای نگاره‌ها را پدید آورد. و این فرضیه وجود دارد که این زبان شیوا به لحاظ هم صداییِ شعر با نقاشی چنان جلوه‌گر شده است؛ که این موضوع در این تحقیق بر فضای شاهنامه بایسنقری و طهماسبی به ترتیب در دوران تیموری و صفوی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. و اینکه این فضای مفهومی اشعار و نگاره چطور در شاهنامه بیان شده است و همچنین در مقایسه‌ی این دو رویکرد چه تحولی می‌توان مشاهده کرد.
با این گفته این فرضیه هم به وجود می‌آید که در هر دوره و هر نسخه‌ی شاهنامه که ترکیبات و ساختار ادبی اشعار در آن به طور یکسان وجود دارد با چه بیان تصویری نوع نگاه و ترکیب و حتی فضای مفهومی نگاره‌ها با یکدیگر گاه متفاوت و گاه نزدیک به هم شده است؛ که این موضوع نیز قابل بررسی خواهد بود.
1-5‌ مدلهای تحقیق:
تحقیق به صورت کتابخانه‌ای و توصیفی- تحلیلی صورت می‌گیرد.
1-6 تعاریف عملیاتی متغیر ها و واژهای کلیدی:
مضامین ادبی- فضاسازی– شاهنامه بایسنقری – شاهنامه طهماسبی– نوشتار در نگاره
1-7 روش تحقیق:
در این پژوهش روش تحقیق به صورت نظری خواهد بود، که بر پایه‌ی استدلال‌ها و تحلیل‌های عقلانی است که به صورت گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای می‌باشد و به این لحاظ به مطالعه‌ی کتابها، مجلات و پایانامه‌های مرتبط با موضوع پرداخته می‌شود. و همینطور استفاده از سایت‌های اینترنتی معتبر، به خصوص برای استفاده از عکس‌هایِ نگاره‌ها از موارد مورد نیاز است. به این طریق اطلاعات را جمع آوری و دسته‌بندی کرده تا به نحوی مطلوب ارائه حضور شود.

1-8 قلمرو تحقیق:
در این تحقیق قصد، بررسیِ جایگاه و مضمون اشعار در ساختار فضاسازی نگارگری می‌باشد که به این منظور انواع عناصر و نمونه‌های تصویریِ دو شاهنامه‌ی بایسنقری و طهماسبی به ترتیب در دوره تیموری و صفوی مورد تطبیق و مطالعه قرار می‌گیرد.
1-9 جامعه وحجم تحقیق:
در زمینه‌ی نگاره‌های شاهنامه بایسنقری و طهماسبی پژوهشهایی صورت گرفته که هر کدام وجه خاصی را مورد ارزیابی قرار داده‌اند که در اینجا به چند نمونه از آن اشاره می‌شود:
– دکتر مهناز شایسته‌فر و نارملا لطیفیان در مقاله‌ای نگاره‌های دوران تیموری و صفوی را مورد ارزیابی قرار داده‌اند.
– بهنام مهرابی در تحقیقی تصاویری از شاهنامه بایسنقری را مورد نقد قرار داده است.
– مریم پورعلی‌اکبر در پایانامه‌ی خود به راهنمایی استاد مصطفی ندرلو ساختار تصویری و طراحی (دیزاین) کتب کهن شاهنامه بایسنقری و هفت اورنگ جامی را بررسی کرده است.
از این پژوهشها می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که نگارگری و ادبیات در تاریخ ایران پیوندی دیرینه دارند. در دوره‌های مختلف هنرمندان به مصور کردن کتب ادبی منظوم که عموما عرفانی نیز هستند اهمیت گمارده‌اند. که نگاره‌های دو شاهنامه‌ی نام برده از درخشان‌ترین دوره‌های نگارگری ایران به شمار می‌روند. این نگاره‌ها به سبب استمرار روح فرهنگی، و ارتباط تنگاتنگ با شعر و ادب پارسی و حکمت کهن ایرانی در عرفان حائز اهمیت است.
1-10 محدودیت‌ها و مشکلات تحقیق:
عمده‌ی مشکلات موجود در این تحقیق مربوط به تصاویر مطالب یعنی نگاره‌های شاهنامه بایسنقری و شاهنامه طهماسبی بوده است، که در کتابی جامع و اختصاصی و یا سایتی بدون فیلتر و به صورت کامل و طبقه بندی شده موجود نمی‌باشد و در صورت پیگری های چند جانبه بی کیفیت به دست پژوهشگر می‌رسد. همچنین به رغم پژوهشهای به ظاهر زیاد اکثر مطالب تکراری و یا محدود بوده است؛ که جز چند کتاب همیشگی در زمینه نگارگری نمی‌توان آنچه باید را یافت؛ که درباره آنچه اینجاب مورد عنوان پژوهش قرار داده‌ام به صورتی متمرکز در این زمینه پژوهشی جامع نبوده که بتوان به عنوان منبع یا منابعی کار آمد آن را راهنمای پژوهش قرار داد و از آنجا که در رساله ارشد باید حتما با استناد و جمع‌آوری مطالب تحقیق را ارائه کرد و نظریه ندادن خود پژوهشگر در این زمینه خود مشکلاتی افزون تر را متحمل می‌شود.

فصل دوم: مطالعات نظری

مقدمه
فضا در نگارگری ایرانی، محل فعل و عمل واقع می‌شود؛ که اغلب در بستر طبیعت یا فضاهایی معماری گونه، در کنار انسان، حیوان و عناصر تصویری دیگر یک کل وحدت یافته را به زیبایی نمایان می‌کند. نگارگر در حالی که از ورای واقعیت به جهان آرمانی و شاعرانه نظر دارد، فضایی را مصور می‌کند که اساساً بی‌زمان است و با نگاهی چند جانبه، جامع و فراگیر، بیننده را نه در داخل تصویر و نه در برابر آن قرار می‌دهد؛ بلکه مجذوب فضایی ملکوتی می‌کند. و این در حالی است که روایت و مضمون اشعار را در دل خود دارد.
این چنین است که نگارگران با مصور کردن این اشعار و روایات در پیوندی زیبا، فضایی دو بعدی ذهن را به معنایی بالاتر از عالم واقع می‌کشاندند؛ که با این دیدگاه نپرداختن به سایه و روشن‌های اشکال و اجسام را چیزی جز مفهوم معنوی و نمادین نمی‌دانستند؛ بدین نحو بود که ذهن را به تأمل در فضاسازی‌های مصور شده رهنمون می‌کردند.
که به واقع می‌توان با توجه به عنوان پژوهش این بازتاب را در شاهنامه‌های بایسنقری و طهماسبی با توجه به ترکیبات عناصر نگاره‌ها در ساختاری سنجیده مورد تحلیل قرار داد؛ که برای ورود به بحث فضاسازی در نگارگری ایرانی و تأثیرگذاری مضامین اشعار بر شکل‌گیری آن ضروری است که ابتدا به جایگاه ترکیب‌بندی اثر هنری اشاره شده و آنگاه نگاهی به مفهوم فضا و چگونگی نمایش آن در نگارگری داشت؛ که این نمود‌ها را در دوران تیموری (مکتب هرات) و صفوی (مکتب تبریز) بررسی کردن از جمله موارد بحث است؛ که بستری مناسب برای شروع این مهم می‌باشد، تا بابی شود برای تحلیل بیان تصویری نگاره‌ها در شاهنامه‌های بایسنقری و طهماسبی در فصل‌های بعد.

2-1 فضاسازی در نگارگری
نگارگری فضای تصویری است از عالم خیال به معنی فلسفی آن‌، و رنگهای غیر واقعی، یعنی غیر از آنچه که در عالم جسمانی، محسوس است. و احتراز از نشان دادنِ دورنماهای سه بُعدی، با این بینش که با تغییرات در عناصر و فضای مادی راهی برای القای جهانی غیر مادی، معنوی و شاعرانه باز کنند.
بدین ترتیب از شعر که سرمشق نگارگران برای فضاسازی آثارشان بود، از زبان تمثیل و استعاره نیز به نحوی زیبا در کل منسجم، با نمایاندن عالم خیال، استفاده کردند. به طریقی که بُعد را می‌دیدند ولی از طبیعت واقعی آن دوری می‌کردند؛ “زیرا نگارگر دوری اجسام و کوچک شدن آن را به خطای چشم مربوط می‌دانست. پس به چشم دل و زبان نمادین روی آورد.”( یاوری، 1384، ص39)
2-2 ترکیب‌بندی
آنچه در نـگاه نـخست مـخاطب را با فضای تصویری اثر مواجهه می‌کند که به مطالعه‌ی اثر هنری بپردازد، نظم کلی و حاکم بر فضای اثر است؛ که اثر هنری را همچون یک کل منسجم خوش آیند و در واقع چشم نواز معرفی می‌کند.
با توجه به اینکه هر جنس پیامی نیاز به نوعی چیدمان دارد و از آن جایی که زبان هنر پیچیده است و همواره دچار نوسان و تغییر می‌باشد، آرایش کلیِ عناصر تصویری نسبت به یکدیگر است که ارزش آن اثر هنری را تعیین می‌کند. و این شکل‌ها و عناصر تجسمی در مکانی خاص و جایگاه ویژه به عنوان فضای تصویری مفهوم پیدا می‌کنند.
هر ترکیب‌بندی حاصل مجموعه‌ای از قواعد و اسلوبهاست که در کنار نوع نگرش، سلیقه و گذشته‌ی هنرمند معنی می‌یابد و در جهت ارائه مفاهیم و اندیشه‌هایش به فراخور حال تغییر حالت داده و دگرگون می‌شود؛ و با توجه به نوع ساختار و ترکیب‌بندی خود می‌تواند نوع مفاهیم را بهتر و گویاتر انتقال داده و سریع‌تر با مخاطب ارتباط برقرار سازد.
به طور کلی جای دادن منطقی عناصر تجسمی در فضای دو بُعدی و یا در فضای سه بُعدی ترکیب‌بندی یا «کمپوزسیون» گفته می‌شود؛ که تحت قواعد و اصول و محاسبات دقیق انجام می‌گیرد و بین عناصر تصویری ارتباط، پیوند و روابط منطقی ایجاد می‌کند. و در نهایت ترکیب ساختار و سازماندهی همه‌ی اجزاء با هم مفهوم ترکیب در فضا یا به زبانی دیگر فضاسازی را مشخص می‌کند.
2-3 مفهوم فضا
بنابر تعریف علمی از فضا ضروری است سه بُعد در اختیار داشته باشیم تا فضا محسوس و قابل درک باشد. از نظر لغــوی فضا به مفهــوم مکان است و شامل مکانی می‌شود که اجرام مادی آن را اشغال نموده‌اند و محیط پیرامون آن را تعریف و از طریق روابط بین آنها فضا تبین و قابل انتقال به مفاهیم بصری می‌باشد. در طراحی خطوط کنار نما در نقاشی روابط میان سطح و عناصر تصویری در مجسمه سازی شکل فیزیکی حجم، تداخل آن با یکدیگر و ارتباط بین فضای پر و تهی، درون و برون و در مورد معماری عملکرد و حرکت انسان در میان آن فضا را تعریف می‌کند. در تجربه روزمره فضا ظرف محدود یا نامحدود احـجام تبین می‌شود. و از طـریق تنظیم فـضا است که در هنرهای تجسمی ترکیب‌بندی ایجاد می‌شود. و همانطور که گفته شد ترکیب‌بندی مهمترین گام در ایجاد فضاست که توسط هنرمند با دریافت کننده پیام بصری ارتباط برقرار می‌کند و می‌تواند مضمون بیان خود را به تصویر بکشد.
هر نقش و شکل که در کادر وجود دارد، نسبت به شکل و فضای اطرافش جلوه و معنی پیدا می‌کند که ناشی از مجموعه‌ی فعل و انفعالاتی است که عناصر داخل کادر بر خود و بر بیننده دارند. و هنرمند می‌کوشد در راستای نیاز و مفهوم خود، برای انتقال اندیشه‌هایش یکی از انواع ترکیب‌بندی را برای فضایی منسجم مورد استفاده قرار دهد.
” انواع دوازده گانه ترکیب‌بندی عبارتند از:
1- متمرکز: اغلب ترکیب‌بندی‌های حماسی و مذهبی دوره رنسانس و یا دوره کلاسیک.
2- دایره: ترکیب‌بندی مجلس هفدهم، ملاقات رستم و اسفندیار در شاهنامه‌ی بایسنقری (تصویر2-1)
3- متقاطع: اغلب آثار پیت مندریان و نمونه‌ای از مکتب هرات در نگارگری ایرانی (تصویر 2-2)
4- مثلث: آثار مذهبیِ داوینچی.
5- اریب: اثر مشهور مارسل دوشان به نام اندام در حال پایین آمدن از پله‌ها.
6- متقارن : آثار سنتی ایران، مصر، سرخپوستان شمال و جنوب امریکا.
7- حلزونی: ترکیب نگاره مـعراج حضرت محمد(ص) اثر سلطان محمد نـقاش (تصویر2-3).
8- عمودی: آثار مصر باستان.
9- مقالی: نقاشی قهوه خانه‌ای و مذهبی.
10- مواج: شب پرستاره ونسون ونگوگ، موج اثر کوکوسای.
11- افقی: آثار جک پوش و بسیاری از اثار ریچارد لوزی.
12- منتشر: نگارگری سنتی ایران، نقاشی قهوه خانه‌ای و مذهبی” (حسینی، ش 55، ص 64 و 65)
تصویر2-1: ملاقات رستم و اسفندیار، احتمالاً اثر مولانا علی، مجلس هفدهم از شاهنامه بایسنقری، مکتب هرات، سال 833 ﻫ .ق، موزه هنرهای معاصر، شاهکارهای نگارگری ایران، 1389