روش انجام تحقیق
در روش انجام تحقیق، مراحل زیر به انجام رسیده اند:
جمع‌آوری اطلاعات از طریق مطالعه کتابخانه¬ای، مقالات، نقشه‌ها، عکس‌های ماهواره¬ای و …
گام نخست در راستای هرچه بهتر انجام گرفتن هر پژوهش و همچنین برای درک هرچه بیشتر فرضیات در نظر گرفته‌شده، مطالعات دقیق بر روی کارهای انجام‌شده قبلی در منطقه موردمطالعه و دیگر مطالعات مرتبط با اهداف قیدشده در این پژوهش در سایر نقاط ایران و جهان است.
نمونه‌برداری صحرایی شامل نمونه‌برداری جهت‌دار با ثبت موقعیت GPS و ثبت وضعیت قرارگیری آن در صحرا، توسط قطب نمای زمین‌شناسی.
تهیه مقطع نازک با جهات برش تعیین‌شده به‌منظور مطالعات میکروساختاری.
مطالعات آزمایشگاهی و پتروگرافی با استفاده از میکروسکوپ پلاریزان.
نمایش داده¬های گردآوری‌شده بر روی نقشه¬های زمین‌شناسی با مقیاس مناسب با استفاده از نرم‌افزار Arc GIS و ترکیب عکس‌های ماهواره‌ای با استفاده از نرم‌افزار Envi و استفاده از نرم‌افزارهای ترسیمی- گرافیکیPhotoshop CS5, Illustrator و نرم‌افزارهای مورداستفاده دیگر همچون Excel.
تفسیر، نتیجه‌گیری، نگارش تحقیق.

فصل دوم
زمین‌شناسی عمومی منطقه

مقدمه
برای پی بردن به چگونگی تشکیل ساختارهای یک منطقه، آگاهی از زمین‌شناسی منطقه موردمطالعه ضرورت دارد. منطقه موردمطالعه در زون ایران مرکزی و در بلوک طبس واقع‌شده و نیز دارای پیچیدگی و تنوع زمین¬شناسی و سیر تکاملی حوادث زمین¬شناختی است. حوادث دوران¬های مختلف زمین¬شناسی از حدود 600 میلیون سال قبل سبب شده تا کلکسیونی از انواع جاذبه¬های مختلف زمین¬شناسی در این منطقه ایجاد گردد. به‌طوری‌که بسیاری از اندیشمندان و صاحب‌نظران ایران و جهان این منطقه را بهشت زمین¬شناسی و موزه فسیل ایران می¬دانند. بنابراین در این فصل ابتدا موقعیت زمین¬شناسی ایران به‌طورکلی در کمربند آلپ هیمالیا، مورد بررسی قرارگرفته است، سپس به بررسی زمین‌شناسی عمومی منطقه موردمطالعه پرداخته می¬شود.
موقعیت زمین¬شناسی ایران
ایران ازلحاظ زمین‌شناسی بخشی از کمربند ‌آلپ-هیمالیا است که از شاخص¬ترین سیماهای کره زمین محسوب می¬شود. به نظر می-رسد که این کمربند محل برخورد دو بزرگ قاره قدیمی اورازیا و گندوانا باشد که آثار این برخوردها در ایران نیز یافت می‌شود. تاریخ حوادث زمین¬شناسی این کمربند خیلی پیچید بوده، به‌طوری‌که هنوز مسائل ناشناخته زیادی در آن وجود دارد (Berberian, 1983).
موقعیت ایران در کمربند کوهزایی آلپ هیمالیا
ایران از دیدگاه زمین‌ساخت جهانی، بخشی از کمربند چین¬خورده آلپ – هیمالیا است (شکل ‏2 1). این کمربند درنتیجه بسته شدن دریای بزرگی به نام تتیس با روند شرقی – غربی بین دو قاره بزرگ گندوانا و اوراسیا تشکیل‌شده است. کمربند آلپ – هیمالیا در ایران به دوشاخه شامل رشته‌کوه‌های البرز در شمال و رشته‌کوه‌های زاگرس در جنوب و جنوب غربی تقسیم می¬شوند. موقعیت ایران به‌عنوان بخشی از کمربند آلپ – هیمالیا بین دو قاره اوراسیا در شمال و گندوانا در جنوب، توجه خاصی را به خود جلب کرده و همزمان با تغییر دیدگاه¬های زمین‌شناسی،تاکنون نظرات متفاوتی در مورد آن ارائه‌شده است (حاج علی اوغلی، 1390).
فلات ایران به‌صورت یک پوسته ناهمگن است که حاصل به هم افزوده شدن قطعاتی است که از لبه گندوانا جدا و پس از طی مسافت طولانی (چند صد کیلومتر( در زمان‌های مختلف و در طی رخدادهای کوهزایی برخوردی در لبه جنوبی اوراسیا به‌هم‌پیوسته‌اند. این پوسته ناهمگن، به‌صورت یک پهنه گرفتارشده در بین صفحات بزرگ لیتوسفری در طی فرآیند همگرایی، از چندین جهت تحت تأثیر رژیم‌های تکتونیکی مختلف قرارگرفته است (Berberian, 1989).

شکل ‏2 1 جایگاه زمین¬شناسی ایران بر روی کمربند آلپ – هیمالیا Mckenzie and Jackson, 1969)).
پهنه¬های رسوبی ساختاری ایران
داده‌های زمین‌شناختی ایران نشانگر آن است که فرآیندهای درونی و بیرونی زمین، در زمان و مکان پیامدهای متفاوت داشته و به همین رو الگوی ساختاری تحولات زمین ساختی، شرایط رسوبی و زیستی ایران در دوره‌های گوناگون زمین‌شناختی پیچیدگی‌های خاصی دارد. نخستین بار (Stöcklin, 1968 ) با توجه به این پیچیدگی‌های ساختاری و شرایط متفاوت رسوبی، ایران را به چند حوضه رسوبی ساختاری جداگانه تقسیم کرد. این تقسیم‌بندی مبنایی را برای تقسیم‌بندی جامع‌تر بعدی فراهم ساخت که از آن جمله می‌توان به کار نبوی (1355) ، افتخارنژاد (1359)، بربریان(1981) و آقانباتی (1383) اشاره کرد.
تقسیم‌بندی آقانباتی (1383):

به‌طورکلی، آقا نباتی (1383) ایران را به سه بخش اصلی شمالی، میانی، و جنوبی تقسیم نموده و برخلاف بخش¬های میانی و جنوبی، بخش شمالی (حوضه کپه داغ و خزر جنوبی) را جزء ابرقاره اوراسیا در نظر گرفته¬است (شکل ‏2 2).

شکل ‏2 2 پهنه‌های رسوبی- ساختاری عمده ایران آقانباتی(1383).

ایران جنوبی
مراد از ایران جنوبی زمین¬های واقع در جنوب غربی زمین¬درز نئوتتیس است که شامل بلندی¬های غرب و جنوب غربی ایران (زاگرس) است و گستره¬های لرستان، خوزستان و فارس را در بردارد (قرشی و آرین, 1389).
ایران میانی
به بخش گسترده¬ای از ایران که میان دو زمین‌درز پالئوتتیس (در شمال) و نئوتتیس (در جنوب) قرار دارند می¬توان «ایران میانی» نام¬داد. ایران میانی سرزمینی یکپارچه و همگن نیست، بلکه درنتیجه عملکرد گسل¬ها به‌صورت قطعاتی جدا با ویژگی¬های متفاوت است. درهرحال، دو ویژگی عمده یکی چین¬خوردگی، دگرگونی و پلوتونیسم شدید مزوزوئیک، و دوم تکاپوی شدید آتشفشانی سنوزوئیک در این پهنه حاکم است. همین دو ویژگی است که صفحه ایران مرکزی را از صفحه زاگرس متمایز می¬سازد. بنابراین، ایران به زیر پهنه¬های سنندج-سیرجان، البرز، خردقاره ایران مرکزی، بلوک لوت و حوضه فلیشی شرق ایران تقسیم می¬شود (قرشی و آرین, 1389).
به دلیل اینکه محدوده موردمطالعه در پهنه ایران میانی و زیر پهنه خردقاره ایران مرکزی است، به توضیح مختصر این زیر پهنه و تقسیمات آن می¬پردازیم.
خردقاره‌ی ایران مرکزی شرقی – بخشی از ایران مرکزی است که برای اولین بار Takin (1972 ) اصطلاح خردقاره ایران مرکزی شرقی (CEIM )را برای آن به کاربرده است. در یک نگاه کلی CEIM شامل مناطقی است که بین شمال و جنوب سرزمین ایران واقع شده¬اند و توسط گسل‌های بزرگ درونه در شمال، سیستم گسله شرق لوت در شرق، گسل نائین بافت در غرب و گسل بشاگرد در جنوب محدودشده است و توسط افیولیت ملانژهای کرتاسه فوقانی و فلیش¬ها و آذر آواری¬های پالئوژن احاطه می¬شود .(Davoudzadeh et al., 1987)
خردقاره ایران مرکزی بخشی از ایران میانی است که با زمین‌درزهای افیولیتی سیستان، نائین، بافت، گسل درونه و افیولیت¬های کاشمر – سبزوار احاطه‌شده و توسط گسل¬های طویلی که به سمت غرب خمیدگی دارند و از نوع امتدادلغز راستگرد¬ اند،این خرد قاره، قابل‌تقسیم به بلوک لوت، فرازمین شتری، فرونشست طبس، فرازمین کلمرد، بلوک پشت بادام، فروافتادگی بیاضه – بردسیر و بلوک یزد است (آقانباتی،1383):

الف: بلوک لوت
بلوک لوت، با درازایی حدود 900 کیلومتر، شرقی‎ترین بخش خردقاره ایران مرکزی-شرقی است. مرز شرقی آن با سیستم گسل شرق ایران و حوضه فلیشی شرق ایران و مرز غربی آن با گسل نایبند و بلوک طبس مشخص می‎شود (شکل ‏2 3). در روی نقشه زمین‎ساخت ایران (Stocklin & Nabavi, 1973)، مرز شمالی این بلوک به فروافتادگی جنوب کاشمر و مرز جنوبی آن به فرونشست جازموریان بسته می‎شود. در 1968، اشتوکلین این بلوک را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کرد که با رشته‌کوه‌های شتری از یکدیگر جدا می‎شد. فعالیت¬های لرزه¬ای جدید موجود در بلوک لوت، نمونه¬های روشنی از تحرک بلوک لوت هستند که درنتیجه، نظریه پایداری بلوک لوت، نمی¬تواند قابل‌قبول واقع شود (آقانباتی،1383).

شکل ‏2 3 محدوده¬ی خرده قاره ایران مرکزی و زیر پهنه¬های آن (آقانباتی، 1383).
ب: بلوک طبس
بلوک طبس که میان گسل نایبند در شرق و گسل کلمرد – کوهبنان در غرب قرار دارد (شکل ‏2 3). بخشی از یک قلمروی ساختاری است که در کناره‌ها و بستر خود توسط گسل‌هایی از پی‌سنگ بریده‌شده به‌گونه‌ای که در پالئوزوئیک و مزوزوئیک توالی چینه‌شناسی متفاوتی از نواحی مجاور داشته است و از پایان مزوزوئیک به سبب عملکرد تنش‌های زمین ساختی همگرا در راستای بیشتر شرقی – غربی، با خروج زمین‌ها و فراخاست کوه‌ها به خشکی تبدیل‌شده است (آقانباتی،1383).

پ: فرازمین شتری
این فرازنین با درازای بیش از 100 کیلومتر، در بخش شمال شرقی بلوک طبس، شرق شهرستان طبس و در پایانه شمالی گسل نایبند قرار دارد . کهن‌ترین واحد سنگی رخنمون یافته این فرازمین سنگ نهشته¬های دونین (سازند شیشتو) است که به همراه سایر ردیف¬های پالئوزوئیک – تریاس میانی و همانند سایر نواحی ایران، در شرایط سکویی نهشته‌شده‌اند (آقانباتی،1383).
به باور بربریان (1982)، در فرازمین شتری، پوشش سکویی پالئوزوئیک-تریاس، تا پیش از تریاس تحت تنش‌های زمین ساختی کششی و گسلش عادی بوده است، ولی از تریاس پسین به بعد، سازوکار تنش‌ها از کششی به فشارشی تبدیل گردیده که این امر سبب فراخاست، چین‌خوردگی و گسلش معکوس در پوشش رسوبی رویی شده¬است، به‌گونه‌ای که طی مراحل کوهزایی پلیو –پلیستوسن حدود 25 درصد از پهنای شتری کاسته شده است.

ت: بلوک پشت بادام
این بلوک میان گسل پوشیده نائینی – کوهبنان در شرق و گسل پشت بادام در غرب قرار دارد (شکل ‏2 3). نکته اساسی این بلوک، رخنمون‌های دگرگونی منسوب به پرکامبرین است که بیشتر از نوع سنگ‌های آتشفشانی، آتشفشانی – آواری و آذرآواری به همراه مرمرهای آهکی و دولومیتی است . این پی‌سنگ شبیه پی‌سنگ پروتروزوییک عربستان است که مجموعه پان آفریکن نام دارد (آقانباتی،1383).

ث: فرونشست بیاضه – بردسیر
فرونشست بیاضه – بردسیر میان گسل پشت بادام در شرق و گسل انار در غرب قرار دارد . اگرچه بسیاری از ویژگی‌های این فرونشست، نظیر پی‌سنگ پرکامبرین دگرگونی، ردیف‌های سکویی پالئوزوئیک -تریاس میانی و نهشته‌های شیلی – سنگ ماسه‌ای تریاس بالایی –ژوراسیک میانی، مشابه سایر نواحی خردقاره است ولی این فرونشست دو ویژگی دارد. یکی تأثیر شدیدتر رخداد سیمرین میانی که با خروج گستره و دگرگونی همراه بوده است . دوم، حوضه‌های فلیشی کرتاسه که معرف حوضه‌های با فرونشست شدیداند و به‌ویژه ردیف‌های کرتاسه بالایی آن ر ا می توان از شرق انار تا شمال بردسیر کرمان مشاهده کرد (آقانباتی،1383).
ج: بلوک یزد
بخش غربی خرد قاره ایران مرکزی بلوک یزد است که از شمال به گسل درونه و از غرب به نوار افیولیتی محدود است. نکته ویژه بلوک یزد دو تا است . یکی وجود دگرگونه‌های نائین – بافت انارک بود و دومی ردیف‌های تریاس نخلک است. در ناحیه انارک که گاهی به نام ماسیف