نهشته¬های نئوژن
این واحد بیشتر مربوط به زمان پلیوسن می¬باشد و درغرب میاندشت، شمال دستجرد و جنوب شرقی کوه دوشاخ پراکنده شده است و شامل کنگلومرای قاعده¬ای قرمز رنگ می¬باشد.
1-6-7- نهشته¬های تخریبی- آواری مربوط به کواترنر
ته نشست¬های کواترنر شامل رسوبات، آبرفت¬ها، پادگانه¬های آبرفتی قدیمی و جدید، تپه¬های شنی، زمین¬های کشاورزی، نواحی خشک و مسطح، نواحی نمک¬دار و مسطح و کفه¬های رسی است که در سراسر منطقه مخصوصا جنوب آن گسترش دارد.
1-6-8- واحدهای افیولیتی
واحدهای افیولیتی به طور عمده در شمال شرقی ورقه و به صورت برونزدهای تکتونیزه در شمال منطقه دیده
می¬شود. این مجموعه درواقع پایانی¬ترین بخش غربی مجموعه افیولیت سبزوار می¬باشد. واحدهای افیولیتی به طور عمده به گونه¬ای راندگی بر روی واحدهای پیروکلاستیکی و گدازه¬های آندزیتی ائوسن و گاهی با همبری تکتونیکی در کنار واحدهای توف و برش ائوسن جای گرفته است و توسط واحدهای تراکی¬آندزیتی پوشیده می-شوند.

شکل1- 7: نقشه زمین¬شناسی معادن مس بخش شمالی منطقه عباس¬آباد (برگرفته از نقشه زمین¬شناسی 1:100000 عباس¬آباد)

1-7- زمین¬شناسی ساختمانی و زمین¬ساخت منطقه
محدوده عباس¬آباد در شمال خاوری زون ساختاری ایران مرکزی (Stoecklin,1986) قرار دارد. از لحاظ لیتولوژیکی، سنگ¬های این منطقه را می¬توان در سه دسته بزرگ، افیولیتی در شمال، آتشفشانی و آتشفشانی- رسوبی ائوسن در مرکز و غرب، دگرگونه در جنوب و جنوب باختری تقسیم کرد. کهن¬ترین واحدهای سنگی در جنوب ورقه 1:100000 عباس¬آباد در نزدیکی ناحیه¬ی چشمه¬سیر رخنمون دارند که در برگیرنده پاراگنایس¬هایی با خاستگاه
گری¬واکی تا پلیتی و کوارتزیتی و ارتوگنایس¬هایی همراه با دایک¬های الترامافیک و گابرویی می¬باشند. همراه با این سنگ¬ها انواع شیست با درجه دگرگونی شیست سبز دیده می¬شوند در واقع می¬توان این سنگ¬ها را به عنوان پی سنگ منطقه به شمار آورد. شواهد سنگ¬شناسی و پترولوژیکی نشان دهنده ذوب بخشی پوسته در اثر جایگیری توده¬های گابرویی برخاسته از گوشته دارد که بسیاری از دایک¬های گابرویی و الترامافیک، آن¬ها را برش داده¬اند. سن دقیق سنگ مادر و زمان دگرگونی آن¬ها مشخص نمی¬باشد. اما همراه بودن قلوه¬هایی از این سنگ¬ها در کنگلومرایی ژوراسیک زیرین در جنوب منطقه بیانگر سن دگرگونی پیش از ژوراسیک است.
پیدایش نهشته‌های ژوراسیک و سپس دگرگونی قهقرایی این سنگ‌ها و مجموعه دگرگونه‌ی کهن‌تر را می‌توان به جنبش‌های کوهزایی سیمرین پسین نسبت داد که پیامدهای آن وقفه و بازایستادن نهشته‌گذاری در ژوراسیک زیرین (واحد Js) و ژوراسیک میانی- بالایی (واحد J1) بوده است. پیامدهای بعدی این جنبش‌ها نهشته‌شدن کربنات‌های اربیتولین‌دار (واحد K1) بوده است. عملکرد جنبش‌های کششی و پیدایش حوضه‌های باریک اقیانوسی سبب جای‌گیری مجموعه افیولیتی در کرتاسه شده است. در سنوزوئیک، فاز لارامید باعث بسته‌شدن حوضه‌های ژرف اقیانوسی و در هم ریختگی تکتونیکی ردیف‌های افیولیتی و تشکیل آمیزه‌ی افیولیتی شده است. به دنبال فاز فشارشی، انبساط پوسته در ائوسن سبب ایجاد شکستگی‌های کششی در دوره ائوسن و فوران‌های آتشفشانی عمدتاً بازیک شده است. این تکاپوها به طور عمده آلکالن بوده‌اند و به طورکلی در محیطی قاره‌ای تا کم عمق بیرون ریخته‌اند. فرآورده‌های این تکاپو پیدایش حجم‌های شایان توجه از گدازه‌ها و سنگ‌های آذرآواری بوده است. آرامش نسبی این تکاپوها سبب نهشته‌شدن نهشته‌های آتشفشانی رسوبی (واحدهای E3 و E5) و یا باز ایستادن نهشته‌گذاری (بالای واحد E2 در لوتسین و واحد E_6^c احتمالاً در پایان لوتسین) شده است. جنبش‌های زمین‌ساختی آلپی پایانی در میوسن و پلیوسن سبب ایجاد تغییر در محیط رسوب‌گذاری و نهشته‌شدن نهشته‌های آواری مولاس و قاره‌ای و چین‌خوردگی و گسلش آن¬ها شده است. حاصل عملکرد این جنبش‌ها، گدازه‌های تراکیتی پس از ائوسن نزدیکی‌های مزرعه سفید سنگ بوده است. گسل میامی در پایانی‌ترین گستره باختر ورقه، مهمترین عنصر ساختمانی است که در پایانی‌ترین گستره‌ی شمال ورقه به صورت پهنه‌¬ای گسل خورده، محدوده‌ی ورقه عباس‌آباد را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
شکستگی‌های منطقه را می‌توان به سه دسته گروه¬بندی کرد (شکل 1-8):
شکستگی¬های با روند شمال‌باختری- جنوب‌خاوری که به طور عمده گسل‌های عادی و یا امتدادلغز هستند که عملکردهای راست¬لغز دارند و برخی چپ¬گرد بوده‌اند.
شکستگی¬های با روند شمال‌خاوری- جنوب‌باختری و یا خاوری-باختری با مولفه‌های راست¬گرد و چپ¬گرد و در مواردی (نظیر محدود تاقدیس سیاه¬کوه) گسله¬های دسته نخست را قطع کرده¬اند. این شکستگی¬ها از مهمترین گسل¬های منطقه¬اند و در شمال منطقه به صورت راندگی عمل کرده و سبب راندگی مجموعه افیولیتی بر روی واحدهای ائوسن شده¬اند. در جنوب ورقه، همگام با جابجایی واحد¬های دگرگونه، همبری تکتونیکی آن¬ها را با واحدهای هم ارز ژوراسیک فراهم کرده¬اند. این گسله‌ها در شمال منطقه، با زاویه کمی به گسل میامی می¬پیوندد. از گسل¬های نوع دوم می¬توان به گسل چاه حاجی در شمال، گسل سیاه¬کوه در مرکز و گسل چشمه سیر اشاره کرد.
گسل¬های با روند شمال‌خاوری- جنوب‌باختری تا شمالی- جنوبی که عملکرد عادی یا معکوس دارند و مهمترین آن¬ها گسل کال¬آبدار است که سبب حذف یال خاوری تاقدیس کال¬آبدار شده است.

شکل1- 8: موقعیت قرارگیری گسل¬ها در ورقه 1:100000 عباس¬آباد (خلعتبری،1376)
در این منطقه چین¬خوردگی¬های فراوان به صورت تاقدیس و ناودیس (که در مواردی پلانچ نیز دارند) دیده
می¬شود (شکل1-9) که اندازه زاویه محور آن¬ها با گسل میامی به سوی شمال کم می¬شود و به موازات نزدیک شدن به این گسل، تمایل موازی واضح¬تر می¬شود. چین¬خوردگی¬های محلی فراوانی نیز در منطقه دیده می¬شوند (شکل 1-10) که محور آن¬ها زاویه کمی با گسل¬های منطقه می¬سازد.

شکل1- 9: مقطع عرضی موقعیت قرارگیری ناودیس عباس¬آباد برگرفته از نقشه 1:100000 عباس¬آباد (خلعتبری،1376) و نمایی از آن(جهت دید شمال شرق)

شکل1- 10: نمایی کلی از چین¬خوردگی¬های منطقه عباس¬آباد (جهت دید شمال شرق)
1-8- تاریخچه و مطالعه فعالیت¬های زمین¬شناسی انجام شده در منطقه عباس‌آباد
این منطقه به خاطر دارا بودن ذخایر مس فراوان از گذشته¬های دور مورد توجه بوده و نشانه¬های معدنکاری بسیار قدیمی در منطقه مشاهده می¬شود و اگرچه مطالعه محدوده معدنی عباس¬آباد تا کنون مورد توجه گروه¬های متعدد ایرانی و خارجی قرار گرفته است اما گزارش و سوابق مدونی از مطالعات انجام شده در این محدوده در دست نیست. نظر به مطالعات صورت گرفته و بازدید صحرایی انجام شده توسط گروه¬های معتبر زمین¬شناسان نظیر Riotonto و BRGM و زمین¬شناسان برجسته نظیر هوبنر، مقتضی است اطلاعات موجود به صورت یکپارچه تهیه گردید. فعالیت¬های پیشین در محدوده معدنی عباس¬آباد شامل دو بخش 1-سوابق فعالیت¬های معدنکاری در معادن مس عباس¬آباد و 2-پیشینه مطالعاتی است.
1-8-1 سوابق فعالیت¬های معدنکاری در معادن مس عباس¬آباد
معادن مس عباس¬آباد در طی قرون گذشته مکررا مورد توجه زمین‌شناسان و معدنکاران بوده است (Frazer,1825 و Schindler,1881). رخنمون¬های مس¬دار عباس¬آباد احتمالا در دوران قبل از اسلام استخراج شده¬اند که عموما شامل مس طبیعی یا فلزی بوده است. به طور کلی می¬توان سه دوره از فعالیت¬های عمده‌ی معدنکاری که در این منطقه انجام شده است به شرح زیر معرفی نمود:
دوره‌ی اول، فعالت¬های اواخر سده 18 میلادی: در این دوره بیشتر روی رخنمون¬های جنوب جاده شاهرود- سبزوار (معادن گورخان و چغندرسر) کار می‌شده و بخشی از کار توسط گروه¬های انگلیسی بوده است.
دوره‌ی دوم، فعالیت¬های طی دوره جنگ جهانی دوم: در این دوره بیشتر کارهای استخراجی انجام می¬گرفته و حدود 500 نفر کارگر که توسط افراد فنی آلمانی نظارت می¬شده¬اند در معادن شمال شرقی عباس¬آباد مشغول کار بوده¬اند. طی سال¬ها بعد از جنگ جهانی دوم تا سال 1956 کارهای معدنی به تناوب در این معدن انجام می¬شده است.
دوره‌ی سوم، فعالیت¬های دوره اخیر که تقریبا از سال 1976 میلادی شروع شده است. در این دوره شرکت سهامی کل معادن مجددا کار را روی رخنمون¬های معدنی دامن¬جلا و چغندرسر آغاز نمود. این کارها شامل عملیات اکتشافی و استخراجی بوده است.
1-8-2- پیشینه مطالعه
برای اولین بار Tietze (1879)از این منطقه معدنی نام برده است. بعد از اوSchindler (1881), Ladame (1942), Claveau (1959), Schurenberg (1960), Ruttner (1965), Williams (1965), ،khadem (1965) این منطقه را مطالعه کرده‌اند (نقل از بارویانت 1349).
اولین مطالعه تفضیلی برروی ناحیه عباس¬آباد توسط Ladame(1942) انجام شد، وی به بررسی ویژگی‌های زمین‌شناسی و معدنی این ناحیه پرداخته است. در سال J.Olavealu(1956)از طرف شرکت (New Mont Mining) از این ناحیه بازدیدی به عمل آورد، ولی در گزارش خود از این ناحیه هر دو بخش، پرعیارتر (در سنگ‌های آتشفشانی) و کم عیارتر (در رسوبات) را چندان پراهمیت ندانسته و آن را در زمره کانسارهای با ارزش پایین و تناژ بالا قلمداد کرده است (Poursaid, 2003).
در سال 1960 شرکت (Rheinstah Industrie Indvtrie Planung G.M.b.H) توسط Schuren berg از این ناحیه بازدید به عمل آورد. این شرکت در گزارش خود بررسی دقیقی از نواحی کانی¬دار به همراه بررسی¬های میکروسکوپی نمونه¬های کانه¬دار ارائه نمود.
Khadem در سمپوزیوم مس (1965) به بررسی خلاصه‌ای از ویژگی‌های کانسار مس عباس‌آباد پرداخته است.
در سال 1967 کارشناسان یوگسلاو و در سال 1968 کارشناسان رومانیایی طرح مطالعات مقدماتی در این محدوده ارائه نمودند. پیشنهاد بررسی کارشناسان رومانیایی شامل تهیه نقشه‌ی زمین‌شناسی، برداشت‌های ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی، بررسی‌های آب¬شناسی و حفاری بوده است که در طی 9 ماه توسط 186 نیروی کاری ارائه شده بود. گروه یوگسلاو ذخیره حدود 10 میلیون تن با عیار 1 تا 5/1% را برای این در برنامه اکتشافی این گروه حدود 25000 تن در سال عنوان می¬کند.
در سال 1968 سازمان زمین¬شناسی ایران توسط هوبنر و پارسا بازدیدی از ناحیه به عمل می¬آورد و اطلاعاتی را به منظور یک برنامه اکتشافی محدود ارائه می¬کند.
در سال 1969 در غالب آموزش زمین¬شناسان جوان سازمان زمین¬شناسی ایران چندین گروه خارجی به انجام بررسی¬های ژئوشیمیایی و حفاری، تهیه نقشه توپوگرافی و زمین¬شناسی در مقیاس 1:2000 صورت گرفت همچنین به منظور تهیه یک چهارچوب زمین¬شناسی نقشه زمین¬شناسی ساختاری ناحیه از روی عکس هوایی آماده گردید. در این بررسی محدوده¬های معدنی قدیمی شامل گورخان، چغندر سر، حمامی، دامن جلا، معدن بزرگ، آسیادیو و لب¬کال مورد اهمیت قرار گرفت. در چند ناحیه دیگر نیز نظیر غرب گورخان (معدن راستخوانی، قلعه گریک